و باز هم یک درخت تکراری دیگر! اما نه… دقیقتر ببینید

گاهی در خیابان قدم میزنی و چیزهایی میبینی که آنقدر معمولیاند که حتی چشمت رویشان سر میخورد. مثل همین درختی که کنار خیابان است، با شاخههایی خشک و انبوهی از برگهای سبز که در نور چراغ خیابان میدرخشند. زیباست، اما نه چندان خاص.

اما صبر کن… یک لحظه دقیقتر نگاه کن.

اینها… برگ نیستند!
در واقع، این درخت در لندن پر از طوطیهای سبز گردنحلقهای است، نه برگ. پرندگانی که روزگاری از قفسها گریختند و حالا لندن را خانهٔ خود کردهاند. هر غروب، مثل میهمانانی پرهیاهو، روی شاخهها مینشینند و ناگهان یک درخت خشک را تبدیل به تودهای سبز، زنده و پرانرژی میکنند.

انگار شهر، در تاریکی شب، ناگهان یادش میافتد که طبیعت هنوز از او جدا نشده .
و راستش را بخواهید، این صحنه فقط یک منظره نیست. این واقعیت یک نگاه دقیقتر میتواند نظر ما را دربارهٔ یک عکس یا منظره بهکلی عوض کند، یادآور چیز مهمتری است: اگر کمی روی اندیشهها و قضاوتهای خود مکث کنیم و فیلترهای نادیدنی ذهنمان را کنار بزنیم، شاید دنیایی تازه و سرشار از رنگ و صدا را ببینیم… درست همانطور که درختی بیجان، ناگهان از پرندگان زنده میشود.





