وجدان اجتماعی دانشمندان

جوزف رات بلات*
ترجمه: ع.فخر یاسری
دانشمندان باید مسئولیت پیامدهای انسانی محیطی پژوهشهایشان را بپذیرند و جوامع تحصیلکرده نیز باید توجه بیشتری به اخلاقیات علم نشان دهند. آیا دانشمندان باید دل مشغول آثار اجتماعی کارهایشان و مباحث اخلاقی مربوط به آنها باشند؟ آیا باید مسئولیت پیامدهای انسانی و زیست محیطی پژوهش علمی را بپذیرند؟ این پرسشها در گذشتههای دور مطرح نبودند، چه این گونه پیامدها بسیار اندک بودند. در آن روزها، علم نقشی در زندگی روزمره مردم یا امنیت دولتها نداشت. تنها انگیزه پرداختن به کارهای علمی کنجکاوی صرف _ یعنی همان انگیزهای که امروزه نیز دانشمندان را به تحرک وامی دارد _ صرف نظر از هرگونه اهداف مشخص عملی بود. جدا شدن دانشمندان از امور عمومی انسانها باعث میشد که آنها در برج عاجی که خود ساخته بودند پناه بگیرند و وانمود کنند که کارشان ربطی به رفاه انسانها ندارد. حرفشان این بود که هدف از پژوهش علمی درک قوانین طبیعت است و از آنجا که این قوانین تغییرناپذیرند و از کنشها و عواطف انسانی تاثیر نمیپذیرند، کنشها و عواطف مذکور در مطالعه طبیعت جایی ندارد. در نتیجه این منحصر به فردی، دانشمندان به ساختن و پرداختن برخی مفاهیم و اصول درباره علم مبادرت کردند تا توجیهی برای این جدایی از واقعیت ارائه دهند. بعضی از این اصول از این قرارند: «علم برای علم»، «تحقیق علمی هیچ مرزی نمیشناسد»، «علم عقلانی و عینی است»، «علم بی طرف است»، «علم ربطی به سیاست ندارد»، «دانشمندان در واقع گروهی کارگر فنیاند» و «علم را نمیتوان به خاطر کاربرد غلط آن سرزنش کرد». جان زیمن تمام این فرضیات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و دریافت که همه آنها به نحوی در دنیای مدرن خواهان دارند.
• خارج از برج عاج
شاید ذهنیت برج عاج گذشته که یافتههای علمی و کاربردهای عملیشان از نقطه نظر زمانی و مکانی کاملاً از یکدیگر جدا بودند، پذیرفتنی بود. پس از یک کشف خاص دهها سال طول میکشید که کاربردی برای آن پیدا شود، آن هم به وسیله افرادی به کلی متفاوت که بیشتر مهندسین شاغل در مدارس فنی یا آزمایشگاههای صنعتی بودند. امروزه، تمیز بین پژوهشهای محض و کاربردی به سختی ممکن است. احتمال دارد بلافاصله پس از کشفهای صنعتی کاربردهای عملی آن توسط افراد و گروههای واحدی ارائه شود. در واقع دانشمندان دانشگاهها را تشویق میکنند تا کشفیات خود را از نظر مالی خودکفا سازند. پیشرفتهای عظیم در علوم محض در طول سده بیستم _ به ویژه فیزیک در نیمه نخست و زیستشناسی در نیمه دوم آن _ رابطه بین علم و اجتماع را به کلی دگرگون ساخت. علم به صورت یک عنصر غالب در زندگیمان درآمده و پیشرفتهای شگرفی را در کیفیت آن موجب شده و در عین حال خطرات بزرگی را نیز پدید آورده است. از جمله این خطرات میتوان آلودگی محیط زیست، غارت منابع حیاتی، افزایش بیماریهای قابل انتقال و بالاتر از همه تهدید اساس موجودیت نوع بشر با ایجاد سلاحهای کشتارجمعی را ذکر کرد. دانشمندان دیگر نمیتوانند ادعا کنند که کارشان ربطی به رفاه افراد یا سیاست دولتها ندارد. دانشمندان نباید چنین ادعا کنند، ولی بسیاری از آنها چنین میکنند.
شگفت این که برخی از دانشمندان هنوز دچار همان ذهنیت برج عاج گذشتهاند و طرفدار سیاست آزادی مطلق علم. منطق آنها عمدتاً مبتنی بر تفاوت و تمایز بین علم محض و کاربردی است. به نظر آنها این کاربرد علم است که میتواند زیان بار باشد و تا آنجا که به علم محض مربوط میشود، تنها وظیفه دانشمند آگاه ساختن مردم از نتایج پژوهشها یش است. این که دیگران از نتایج مذکور چه استفادهای میکنند، ربطی به آنها و هیچ دانشمند دیگری ندارد. لیکن، همان گونه که دیدیم، عمدتاً تفاوت و تمایز بین علم محض و کاربردی وجود خارجی ندارد. غیراخلاقی بودن عملکرد دانشمندان به هیچ روی قابل قبول و توجیه نیست. به عقیده من چنین نگرشی غیراخلاقی است، چه از قبول مسئولیت شخصی پیامدهای احتمالی خویش طفره میروند. ما در جامعه جهانی با وابستگی روزافزون به یکدیگر زندگی میکنیم، وابستگیهایی که عمدتاً حاصل پیشرفتهای فنی به دست آمده از پژوهشهای علمی است. چنین جامعهای منافع عظیمی را برای اعضای خویش دربردارد، ولی به همان دلیل نیز مسئولیتهایی را بر آنها تحمیل مینماید. تمامی شهروندان باید پاسخگوی اعمال و کردار خویش باشند. ما همه در برابر جامعه مسئولیم. این مسئولیت به همان دلیل فوق به ویژه بر دوش دانشمندان سنگینی میکند: نقش برتر علم در جامعه مدرن. مایکل آیته، ریاضیدان، که هم اکنون ریاست کنفرانسهای پوگ واش (Pugwash) درباره «علم و امور جهانی» را بر عهده دارد، در سخنرانی خود در سال ۱۹۹۷ پیرامون شرودینگر، دلایل مسئولیت ویژه دانشمندان را چنین شرح داد: «اولاً برای مسئولیت اخلاقی دلیلی وجود دارد. اگر چیزی را به وجود میآورید، باید دل مشغول پیامدهای آن نیز باشید. این نکته در مورد کشفیات علمی و آوردن فرزند به طور یکسان صدق میکند.» آیته سپس چهار دلیل برای اینکه دانشمندان باید مسئولیت کارهای خویش را بر عهده گیرند، مطرح میکند:
•دانشمندان مشکلات فنی را بهتر از سیاستمداران یا مردمان عادی درک میکنند و همین درک عمیق مسئولیتآور است.
•دانشمندان میتوانند توصیه و کمک علمی برای حل مشکلات ضمنی که ممکن است پیش آیند، ارائه دهند.
•دانشمندان میتوانند درباره خطرات آینده که ممکن است از کشفیات کنونی ناشی شوند هشدار دهند.
•دانشمندان از نوعی برادری بینالمللی برخوردارند که فراتر از مرزهای طبیعی است، طوری که در جایگاهی قرار دارند که میتوانند دیدگاهی جهانی به نفع نوع بشر داشته باشند.
آیته هم در سخنرانیاش درباره شرودینگر و هم در سخنرانی خود به عنوان رئیس کنفرانس خطاب به انجمن سلطنتی در سال، ۱۹۹۵ به دلیلی دیگر بر لزوم پذیرش مسئولیت کارهای خویش توسط دانشمندان تاکید کرد: پیامد عدم احساس مسئولیت در قبال علم، ایجاد تصویری ناخوشایند از علم نزد مردم است. مردم دانشمندان را مسئول خطرات برخاسته از پیشرفت علمی میدانند: سلاحهای هستهای یک تهدید به شمار میروند و مردم بحق دانشمندان را از این بابت سرزنش میکنند، کلونسازی (Cloning) انسان نفرتآور و از نظر مردم غیراخلاقی است و علم در مجموع به دلیل شمار ا ندکی از دانشمندان که خواهان ادامه این کار هستند سخت مورد سرزنش قرار گرفته است. عامه مردم از طریق حکومتهای برگزیده خویش وسایل مورد نیاز برای کنترل علم را در اختیار دارند، چه با دریغ کردن کمک مالی از آن و چه از طریق تحمیل مقررات محدودکننده مضر به حال علم. روشن است که بسیار بهتر است هر کنترلی توسط خود دانشمندان اعمال گردد. بسیار مهم است که علم تصویر خویش را نزد عموم مردم بهبود بخشد، بدین معنا که احترام اجتماع را نسبت به تمامیت خویش بازیابد و بار دیگر مردم به داوریهای آن اعتماد ورزند. دانشمندان باید با رفتار خویش نشان دهند که میتوان خلاقیت را با شفقت و مراقبت از همنوعان درهم آمیخت و این کار تنها با مسئولیتپذیر بودن و پاسخگو بودن در برابر اعمال و به آب و آتش زدنهای خویش در دنیای ناشناختهها امکانپذیر است.
• پیشنهاداتی برای دانشمندان چه پیر و چه جوان
عملی شدن این آرزوها تنها در گرو برخی اقدامات معین است. نخست آنکه قواعد اخلاقی سلوک دانشمندان درست همانند قسم نامه بقراط پزشکان تدوین گردد. حدود دو هزار و پانصد سال است که قواعد اخلاقی پزشکان موجود است. در گذشته و حتی اکنون زندگی بیمار عملاً در دستهای پزشک معالجاش بوده و هست. بسیار ضروری است که اطمینان حاصل کنیم وی از این قدرت احساس مسئولیت استفاده کرده و مراقبت از بیمارش را مهمترین و نخستین وظیفه خویش تلقی نماید. به همین دلیل است که پزشکان پس از فارغ التحصیلی قسم نامه بقراط را میپذیرند. امروز میتوان گفت که دانشمند در رابطه با جامعه بشری نقشی کم و بیش مشابه نقش پزشک در قبال بیمار دارد. لذا زمان برای ادای نوعی قسم یا قول توسط کسانی که درجاتی علمی دریافت میکنند فرا رسیده است. این کار لااقل از ارزش نمادین مهمی برخوردار است، ولی در عین حال موجد آگاهی و محرک اندیشه پیرامون مباحث گستردهتر در میان دانشمندان جوانتر خواهد بود. هم ا کنون این شیوه در میان برخی از دانشمندان (به عنوان مثال «انستیتو ابتکار اجتماعی») متداول شده و کلمات و عبارات گوناگونی مطرح گردیدهاند. ادای قول زیر که از سوی گروه دانشجویان پوگ واش در ایالات متحده مطرح شده، میتواند برای دانشمندان جوان به هنگام فارغ التحصیل شدن مناسب باشد. «من قول میدهم که برای جهانی بهتر کار کنم؛ جهانی که در آن علم و فناوری در مسیرهایی با حس مسئولیت اجتماعی به کار گرفته میشوند.
پس از آموزش خویش برای اهدافی که با آسیب به انسانها یا محیط زیست همراه است استفاده نخواهم کرد. در سراسر زندگی حرفهایام پیامدهای اخلاقی کارم را پیش از اقدام به آن در نظر خواهم داشت. با توجه به این نکته عواقب این خواستهها احتمالاً بسیار سنگین خواهد بود مبادرت به امضای این بیانیه میکنم چرا که این نکته را به خوبی درک میکنم احساس مسئولیت فردی نخستین گام در راه رسیدن به صلح است.» لازم به ذکر است که این قولها به زیان و ضرر به محیط زیست نیز اشاره دارد که ممکن است از علم و فناوری ناشی شود و به انسانها آسیب رساند. ادای چنین قولی با زندگی حرفهای در راه تولید و گسترش سلاحهای شیمیایی، بیولوژیک یا هستهای منافات دارد. بسیار شایقام که شاهد آن باشم که دانشگاه رسم ادای سوگند را به هنگام فارغ التحصیلی دانشجویان باب کند. پیش شرط چنین موقعیتی به راه انداختن دورههایی پیرامون جنبههای اخلاقی علم و وارد کردن آن در برنامه درسی دانشجویان خواهد بود. بسیار مهم است که تازه واردین به عرصه علم از مسئولیتهای اجتماعی خویش آگاه شوند. در عین حال این نکته نیز مهم است که دانشمندان برجسته از قبول چنین مسئولیتهایی رویگردان نباشند. لذا پیشنهاد میکنم که آکادمیهای ملی علوم (یا سازمانهای مشابه در کشورهایی که فاقد چنین آکادمیهایی هستند) مباحث و موضوعات اخلاقی را به صراحت در حوزه اختیارات خویش وارد سازند. منشورهای برخی از آکادمیها هم اکنون دارای عباراتی است که به آنها اجازه میدهد تا حدی به آثار و نتایج اجتماعی پژوهش علمی خویش بپردازند. لیکن مشتاقام شاهد اجباری شدن این عبارات باشم. مصرم که تمام آکادمیهای ملی علوم بیانیههای صریحی منتشر کنند مبنی بر این که مباحث اخلاقی بخش جدایی ناپذیری از کار دانشمندان است.
در پی چنین تعهداتی، وظیفه خاصی را برای آکادمیها پیشنهاد میکنم: تشکیل کمیتههای اخلاق، روش و اقدام دیگری که آن هم وام گرفته از پزشکی است. در بسیاری از کشورها لازم است پروژههای پژوهشی که با شرکت بیماران صورت میگیرند، به تصویب کمیته اخلاقی بیمارستان برسند تا اطمینان حاصل شود که پژوهش مذکور هیچ خطر درخور توجهی برای سلامتی و رفاه بیماران به همراه ندارد. میل دارم این شیوه در کارهای تحقیقاتی در مجموع و در آغاز مهندسی ژنتیک، تسری یابد. پیشنهاد میکنم که کمیتههای اخلاقی، مرکب از دانشمندان برجسته در رشتههای مختلف، تشکیل شوند تا به بررسی آثار درازمدت بالقوه زیان بار پروژههای پژوهشی پیشنهادی بپردازند. اینگونه بازبینیهای اخلاقی را میتوان به موازات بازبینیهایی که به دلایل دیگر (مثل شایستگی علمی، هزینه و غیره) صورت میگیرند، انجام داد. کمیتههای اخلاقی در هر کشور باید زیر نظارت و حمایت آکادمی ملی کار کنند. ولی ضروری است که توافقی بر سر معیارهای بینالمللی چنین بازبینیهایی وجود داشته باشد، طوری که در همه جا از استانداردهای یکسان استفاده شود.
•نقش پوگ واش و سازمانهای مشابه
صرف نظر از آکادمیهای علوم، سایر سازمانهای مستقل که به ویژه به مسائل اخلاقی برخاسته از پژوهشهای علمی و کاربردهای آنها میپردازند نیز نقش مهمی دارند. این سازمانها میتوانند عهده دار وظایفی شوند که از عهده آکادمیهای علوم، به دلیل حوزه محدود اختیاراتشان، یا به خاطر آنکه این سازمانها به صورت رسمی یا غیرمستقیم نماینده و کارگزار دولتها به شمار میروند، برنمی آیند. شمار زیادی از اینگونه سازمانهای مستقل و دانشمندان موجودند، ولی شناخته شدهترین آنها برای من جنبش پوگ واش است که خود را «دانشمندان با وجدان» میخوانند و نقش خویش را اینگونه تعریف میکنند: «جنبش پوگ واش» به نوعی بیان و تظاهر آگاهی به وظیفه اجتماعی و اخلاقی دانشمندان در کمک به جلوگیری و فائق آمدن بر آثار بالفعل و بالقوه زیان بار نوآوریهای علمی و فنی، و پیشبرد به کارگیری دانش و فناوری در راه صلح است.»
• نگاه به آینده
آیا جامعه علمی میتواند مستقیماً به محو سلاحهای اتمی یا سایر سلاحهای کشتارجمعی کمک کند؟ به عقیده من میتواند، به شرط آن که به اخلاقیات توجه کند. امروزه در دوران خلع سلاح اتمی به سر میبریم، ولی در برخی از کشورها هنوز سلاحهای اتمی ساخته میشوند، نمیدانیم به طور قطع کی و چگونه ملتهای گوناگون دنیا بر سر کنار گذاشتن این سلاحها به توافق میرسند، ولی دانشمندان هنوز میتوانند با دریغ داشتن مهارتها و دانش خویش بر این فرآیند تاثیر بگذارند. لذا از همه دانشمندان در تمام کشورها میخواهم که از هرگونه تولید، توسعه و بهبود سلاحهای بیشتر – تمام سلاحهایی که بالقوه قادر به تخریب و نابودی وسیع هستند مثل سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک – دوری جویند. از میان بردن سلاحهای اتمی میتواند خطر قریب الوقوعی که نوع بشر را تهدید میکند برطرف سازد، ولی در درازمدت هیچ تضمینی نیست. ما نمیتوانیم اختراع سلاحهای اتمی را کنار بگذاریم و دانش ساخت آنها را در حافظه خویش پاک کنیم. در آینده اگر نزاعی جدی بین کشورهای عمده جهان پیش آید، احتمالاً زرادخانه اتمی بازسازی میشود و ما را به دنیای جنگ سرد بازمی گرداند. از این رو، تنها میتوانیم به آرمانشهر جهان عاری از جنگ بسنده کنیم. از میان بردن علل جنگ، دلمشغولی نسل آینده خواهد بود.
منبع:
Physics World, Dec.1999
*سر جوزف رات بلات رئیس ممتاز کنفرانس پوگ واش در مورد علم و مسائل جهانی است.
شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴- شرق





