آخرین نوشته ها

معرفی کتاب « هالیوود چگونه کار می‌کند »، نوشته جانت واسکو

این کتاب در مورد صنعت فیلم امریکا، ساختار، سیاست‌ها، اعمال و رویه‌های آن است. کتاب بر ماهیت کالایی فیلم در هالیوود تمرکز می‌کند؛ فرایندی که در جریان آن مواد خام و نیروی کار به فیلم‌های سینمایی تبدیل شده و مانند کالا در بازارهای خرده‌فروشی گوناگون توزیع می‌شود. کتاب، فرایند تولید، توزیع، عرضه یا خرده‌فروشی فیلم […]

معرفی کتاب « ده قرن عاشقی »، نوشته مارکوس سجویک

بخش اول – خورشید چلهٔ تابستان ژوئن ۲۰۷۳ ـ ماه گل یک خورشید غروب نمی‌کند. این اولین نکته‌ای است که اریک سون (۱) در جزیرهٔ بلسد (۲) متوجه آن می‌شود. پیش از آنکه دچار فراموشی‌ای شود که بعدها ذهنش را تسخیر می‌کند، متوجه چیزهای عجیب و غریب دیگری هم خواهد شد. اکنون، وقتی بالای تنها […]

چگونه خودمان را دوست بداریم : دانستن قدر و ارزش خود – معرفی کتاب

فصل یک: سفری به خودباوری خودباوری یعنی چه؟ کلمه مرکب خودباوری در فرهنگ‌های لغت معنا نشده است، اما تا جایی که من می‌دانم، معنایش این است: باور به هویت من که شایسته بهترین‌هاست از کجا می‌فهمیم که کسی دارای عزت‌نفس است، دارای احساس خودباوری است و یا درباره خود احساس خوبی دارد؟ رفتار راهنمای خوبیست. […]

کتاب شب (از مجموعه صد سال سینما، صد فیلمنامه)، نوشته میکل آنجلو آنتونیونی ، اینو فلایانو ، تونینو گوئه را

شب، دومین فیلم از سه‌گانه مشهور میکل‌آنجلو آنتونیونی، از تحسین‌شده‌ترین آثار فیلمساز، و از شاخص‌های سینمای مدرن جهان است که آنتونیونی در دهه ۱۹۶۰ – دهه‌ای که در حیطه هنر و فرهنگ، ازجمله با همین شب آغاز می‌شود – از معماران و شارحان آن است. فیلم اول این سه‌گانه – ماجرا – قبلاً توسط مرحوم […]

کامپیوترها در سودای یادگیری زبان بدن

زبان بدن، یک جزء کلیدی برای درک سخنان و حالات روحی ما انسان‌هاست. یک جمله یکسان با زبان‌های بدن متفاوت ممکن است تفسیرهای متفاوتی داشته باشد و ممکن است میزان تبعیت و فرمانبرداری دیگران بسته به این زبان بدن، متفاوت باشد. حالا دانشمندان علوم روباتیک دانشگاه Carnegie Mellon روی یک سامانه کامپیوتری کار می‌کنند که […]

کتاب محبوس ، نوشته کورت ونه‌گات

درست است؛ «کیلگور تراوت» ۱ دوباره بازگشته است. به نظر می‌رسید که نتواند چنین کاری را انجام دهد. این نشانهٔ ضعف نیست. خیلی از آدم‌های خوب هم نمی‌توانند از پس این کار بربیایند. امروز صبح (شانزدهم نوامبر ۱۹۷۸) نامه‌ای از یک غریبهٔ جوان به نام «جان فیگلر» ۲ اهل «کراون پوینت» ۳ به دستم رسید. […]

معرفی کتاب « نشان گمشده »، نوشته دن براون

آقای «دن براون»، امروزه نویسنده‌ای بسیار معروف و مطرح است. کتاب‌هایی که وی نوشته، به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و فروش شگفت‌انگیزی داشته است. دلیل استقبال مردم به‌ویژه خوانندگان غربی از کتاب‌هایی از این دست، قابل تأمل است. گرایشی فراگیر به مطالبی که مشحون از رمز و راز است، خود نیز سؤال‌برانگیز است. توضیح و […]

کتاب « نکسوس: تصلیب گلگون »، نوشته هنری میلر

فصل یکم هاپ! هاپ هاپ! هاپ! هاپ! پارس کردن در شب. پارس کردن، پارس کردن. جیغ می‌کشم، اما هیچ کس جوابم را نمی‌دهد. فریاد می‌زنم، اما صدایم حتی پژواک ندارد. «کدام را می‌خواهی، شرق خشایارشا یا شرق مسیح؟» تنها هستم، با مغزی ملتهب. عاقبت تنها شدم، چه محشر! فقط آن چیزی نیست که انتظارش را […]

معرفی کتاب: « خاطرات خانه‌ مردگان »، نوشته فئودور داستایفسکی‌

پیش‌گفتار نویسنده در اعماق سیبری، میان استپ، کوه و جنگلی غیرقابل عبور، این‌جا و آن‌جا، دهکده‌هایی دیده می‌شود. حداکثر دو هزار نفر در آن زندگی می‌کنند و جز کلبه‌هایی چوبی محقر و دو کلیسا یکی در مرکز ده و دیگری کنار گورستان چیز دیگری در آن به چشم نمی‌خورد. شهر نیست، بیش‌تر دهکدهٔ بزرگی است […]

کتاب بائودولینو ، نوشته اومبرتو اکو

۱. بائودولینو دست خود را در نوشتن می‌آزماید راتیسبون ماه دسامبر سنه یک هزار و یک صد و پنجاه و پنج بعد از میلاد وقایه‌نامه بائودولینو از خانه‌دان آئولاریو من بائودولینو پسر گائلیادوی آئولاری با یک سر شبیه سر شیر هللویا سپاس گادر متعال را که بادا گناهم را ببخشد بنده فی‌الواقع بزرگ‌ترین دزدی زندگی‌ام […]

کتاب موریارتی ، نوشته آنتونی هوروویتس

یک: آبشار رایشنباخ (۶) آیا کسی واقعاً آنچه را که در آبشار رایشنباخ اتفاق افتاد، باور می‌کند؟ شرح و توضیحات زیادی دربارهٔ این واقعه نوشته شده است، ولی به نظر من همهٔ آنها چیزی کم دارند… حقیقت را. برای مثال به گزارش ژورنال ژنو (۷) و همین‌طور خبرگزاری رویترز (۸) توجه کنید. من داستان آنها […]

معرفی کتاب « زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند »، نوشته گوزل یاخینا

یادداشت نویسنده برای خواننده ایرانی چند سال پیش وقتی داشتم این رمان را می‌نوشتم حتی تصور هم نمی‌کردم که آن را به زبان فارسی ترجمه خواهند کرد. صادقانه بگویم، حتی مطمئن نبودم این رُمان منتشر شود. تنها نشسته بودم و داستانی که الهام گرفته از زندگی و سرنوشت مادربزرگم بود را می‌نوشتم. مادربزرگ من مانند […]

کتاب بوسه ، نوشته آنتون چخوف

دو ولادیمیر «رهایم کن، می‌خواهم برانم. می‌خواهم کنار کالسکه‌چی بنشینم» سوفیا لوونا (۱) بلند گفت: «کالسکه‌چی صبر کن. می‌خواهم کنارت بنشینم.» او روی لوژ ایستاد و همسرش ولادیمیر نیکیتیچ (۲) و دوست دوران کودکی‌اش ولادیمیر میخایلیچ (۳) دستش را گرفتند تا نیفتد. کالسکهٔ سه اسبه‌شان بسیار تند می‌رفت. ولادیمیر نیکیتیچ با تندی در گوش همراهش […]