مفهوم واقعی جمله «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» چه بود؟ | در فیلم Ratatouille 2007

وقتی در سال ۲۰۰۷ انیمیشن راتاتویی (Ratatouille) روی پرده سینماها رفت، پیکسار نه تنها یک داستان شیرین درباره موشی سرآشپز، بلکه یکی از عمیق‌ترین بیانیه‌های هنری قرن بیست و یکم را ارائه داد. شعار محوری این فیلم یعنی جمله «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» (Anyone Can Cook) که از زبان آگوست گوستو (Auguste Gusteau) شنیده می‌شود، در ابتدا یک شعار تبلیغاتی ساده به نظر می‌رسد. اما با پیشرفت داستان و در سکانس نهایی، این جمله معنای جدید و تکان‌دهنده‌ای پیدا می‌کند که اشک منتقدان و مخاطبان را در می‌آورد. در این مقاله قصد داریم به لایه‌های پنهان این عبارت بپردازیم و ببینیم که چطور یک موش کوچک توانست معنای دموکراسی در هنر را بازتعریف کند. آیا واقعاً هر کسی می‌تواند یک سرآشپز حرفه‌ای باشد یا پیکسار داشت شوخی می‌کرد؟ با ما در دنیای پر از عطر و طعم پاریس همراه باشید تا این معمای سینمایی را حل کنیم.

۰۱

شناسنامه فیلم راتاتویی (2007)

کارگردان: برد برد (Brad Bird) – شرکت سازنده: استودیو انیمیشن پیکسار (Pixar) و والت دیزنی – صداپیشگان اصلی: پتن اسوالت (در نقش رمی)، لو رومانو (در نقش آلفردو لینگویینی)، ایان هولم (در نقش اسکینر)، جان راتزنبرگر (در نقش مصطفی) و پیتر اوتول (در نقش آنتون ایگو). این اثر با بودجه‌ای حدود ۱۵۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست بیش از ۶۲۰ میلیون دلار در گیشه جهانی بفروشد و جایزه اسکار بهترین انیمیشن سال را از آن خود کند.

۰۲

داستان کلی و حال و هوای فیلم

داستان در پاریس مدرن می‌گذرد، جایی که رمی، یک موش با استعداد فوق‌العاده در بویایی و چشایی، از زندگی در فاضلاب و خوردن زباله بیزار است. او عاشق آشپزی و مرید سرآشپز بزرگ، آگوست گوستو است. دست سرنوشت او را به رستوران پنج ستاره (و بعداً تنزل یافته) گوستو می‌رساند. در آنجا او با آلفردو لینگویینی، پسر جوانی که هیچ استعدادی در آشپزی ندارد اما وارث قانونی رستوران است، آشنا می‌شود. این دو با همکاری هم (رمی از زیر کلاه لینگویینی را کنترل می‌کند) شروع به پختن غذاهای شگفت‌انگیزی می‌کنند که پاریس را تکان می‌دهد. حال و هوای فیلم ترکیبی از کمدی پرسرعت، اتمسفر رمانتیک و گرم پاریس و یک جدال عمیق فلسفی میان سنت‌گرایی و نوآوری است که در نهایت به تقابل با آنتون ایگو، مخوف‌ترین منتقد غذا در جهان، منجر می‌شود.

۰۳

سوءبرداشت بزرگ؛ آیا هر کسی واقعاً می‌تواند آشپز باشد؟

بزرگترین خطایی که بسیاری از تماشاگران در نگاه اول مرتکب می‌شوند، تفسیر تحت‌اللفظی این جمله است. در ابتدای فیلم، شخصیت اسکینر (Skinner) و حتی آنتون ایگو این جمله را به تمسخر می‌گیرند. آن‌ها فکر می‌کنند گوستو قصد داشته بگوید آشپزی یک کار پیش‌پا افتاده است که هر آدم بی‌سواد یا بی‌استعدادی از پس آن برمی‌آید. اما در سکانس فینال، آنتون ایگو با فروتنی تمام اعتراف می‌کند که تا مدت‌ها منظور گوستو را اشتباه متوجه شده بود. معنای واقعی این نیست که هر فردی در دنیا لزوماً پتانسیل تبدیل شدن به یک هنرمند بزرگ را دارد. بلکه منظور این است که یک هنرمند بزرگ (A great artist) می‌تواند از هر خاستگاه و هر طبقه اجتماعی ظهور کند (Can come from anywhere). این یک تفاوت ظریف اما حیاتی است. در واقع، این جمله به جای آنکه ارزش آشپزی را پایین بیاورد، برابری فرصت‌ها را فریاد می‌زند. رمی یک موش است، موجودی که در دنیای آشپزی نماد نجاست و نابودی است، اما او دقیقاً همان هنرمند بزرگی است که از جایی غیرمنتظره ظهور کرده است.

زنگ تفریح: موشی که از سایه‌اش هم می‌ترسید!

جالب است بدانید که تیم انیماتورهای پیکسار برای اینکه بتوانند حرکات رمی را طبیعی در بیاورند، بیش از یک سال وقت صرف مطالعه روی موش‌های واقعی کردند! آن‌ها متوجه شدند که موش‌ها وقتی می‌ترسند یا تمرکز می‌کنند، بینی‌شان با سرعت خاصی می‌لرزد. در فیلم، رمی تنها موشی است که روی دو پا راه می‌رود؛ دلیلش این است که برد برد (کارگردان) می‌خواست دستان رمی همیشه تمیز بماند تا با آن آشپزی کند. انگار رمی از همان اول هم می‌دانست که «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» اما هیچ‌کس نباید با دست کثیف این کار را انجام دهد! پیکساری‌ها حتی برای طراحی پسماندهای داخل سطل زباله، از میوه‌ها و سبزیجات واقعی در حال گندیدن عکاسی کردند تا بافت آن‌ها کاملاً واقعی باشد. حالا فکر کنید آن بیچاره‌ها مجبور بودند هفته‌ها بوی میوه گندیده را تحمل کنند تا ما از تماشای فیلم لذت ببریم!

۰۴

ریشه‌های فرهنگی و نظام طبقاتی در آشپزخانه

برای درک عمق شعار گوستو، باید با فضای سنتی آشپزی فرانسوی آشنا باشیم. در فرانسه، سیستم بریگاد (Brigade de cuisine) که توسط آگوست اسکوفیه (Auguste Escoffier) ابداع شد، یک ساختار نظامی و بسیار سفت‌وسخت است. در این سیستم، هر کسی جایگاه مشخصی دارد و عبور از مرزها تقریباً غیرممکن است. این سیستم به شدت نخبه‌گراست و بر این باور است که فقط کسانی که از مدارس خاص فارغ‌التحصیل شده‌اند یا در خانواده‌های اشرافی بزرگ شده‌اند، حق اظهارنظر دارند. جمله «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» در واقع حمله‌ای مستقیم به این ساختار فسیل شده است. فیلم به ما نشان می‌دهد که استعداد (Talent) مرز و طبقه نمی‌شناسد. چه یک کارگر مهاجر مثل کولت (Colette) باشید که در دنیای مردانه آشپزی می‌جنگد، چه یک موش در فاضلاب، اگر اشتیاق و نبوغ داشته باشید، حق دارید در بالاترین سطح هنرنمایی کنید. این پیام در جامعه‌شناسی هنر به عنوان «دموکراتیزه کردن خلاقیت» شناخته می‌شود.

۰۵

آنتون ایگو و بازتعریف نقد؛ پارادوکسی در دل شعار

آنتون ایگو در نقد نهایی‌اش، که احتمالاً یکی از بهترین مونولوگ‌های تاریخ سینماست، به نکته‌ای حیاتی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «در گذشته پنهان نمی‌کردم که نسبت به شعار معروف سرآشپز گوستو، هر کسی می‌تواند آشپزی کند، بی‌اعتنا بودم. اما اکنون می‌فهمم که منظور او واقعاً چه بود.» ایگو متوجه می‌شود که کار منتقد بسیار ساده است؛ منتقد فقط قضاوت می‌کند بدون اینکه چیزی خلق کند. اما برخورد او با دست‌پخت رمی، او را با واقعیتی مواجه کرد که تمام چارچوب‌های ذهنی‌اش را فرو ریخت. حقیقت این است که دنیا اغلب نسبت به استعدادهای جدید بی‌رحم است. ایگو می‌فهمد که وظیفه منتقد، حمایت از چیزهای جدیدی است که از جاهای دور از انتظار می‌آیند. این شعار در واقع به منتقدان و جامعه هشدار می‌دهد که چشمان خود را باز نگه دارند و اجازه ندهند پیش‌داوری‌ها، سد راه نبوغ شوند. ایگو با پذیرش این شعار، در واقع خودِ قدیمش را قربانی کرد تا به حقیقت هنر برسد.

۰۶

ارتباط با روانشناسی؛ رشد در مقابل رکود

از منظر روانشناسی، شعار گوستو نماد بارز ذهنیت رشد (Growth Mindset) است. در مقابل، شخصیت اسکینر نماد ذهنیت ایستا (Fixed Mindset) است که معتقد است توانایی‌ها ذاتی هستند و نباید تغییر کنند. روانشناسان معتقدند جملاتی مثل «هر کسی می‌تواند…» اگر به درستی درک شوند، موتور محرک نوآوری در جامعه هستند. در راتاتویی، رمی به ما یاد می‌دهد که ترس (Fear) بزرگترین دشمن خلاقیت است. او بر ترس غریزی‌اش از انسان‌ها و ترس اجتماعی‌اش از طرد شدن غلبه می‌کند چون به پیامی که گوستو در کتابش نوشته بود ایمان دارد. این فیلم به نوعی به بیننده می‌گوید که محدودیت‌های شما (چه فیزیکی، چه نژادی و چه گونه‌ای!) تنها در صورتی مانع شما هستند که خودتان آن‌ها را بپذیرید. رمی با کنترل کردن لینگویینی، در واقع دارد به ما نشان می‌دهد که چطور اراده می‌تواند حتی بر ناتوانی‌های فیزیکی غلبه کند.

۰۷

زوایای فنی نایاب؛ وقتی غذاها هم بازیگر می‌شوند

پیکسار برای اینکه نشان دهد «هر کسی می‌تواند آشپزی کند»، باید غذاها را به گونه‌ای طراحی می‌کرد که تماشاگر واقعاً طعم آن‌ها را حس کند. این یک چالش فنی عظیم در سال ۲۰۰۷ بود. آن‌ها از تکنیکی به نام زیرسطحی پراکندگی (Subsurface Scattering) استفاده کردند تا نور از داخل مواد غذایی مثل انگور یا پنیر عبور کند و آن‌ها را لذیذ جلوه دهد. جالب اینجاست که برای طراحی غذای نهایی (راتاتویی)، آن‌ها از سرآشپز معروف، توماس کلر (Thomas Keller) کمک گرفتند. او نسخه‌ای مدرن به نام Confit Byaldi طراحی کرد. پیکسار می‌خواست نشان دهد که حتی یک غذای ساده روستایی (Peasant Dish) مثل راتاتویی، وقتی با نبوغ و عشق پخته شود، می‌تواند به یک اثر هنری تبدیل شود که سخت‌گیرترین منتقد جهان را به زانو در می‌آورد. این دقت در جزئیات، در واقع تأییدی بر این است که پیکسار هم مثل رمی، به شعار گوستو ایمان داشت و می‌خواست بهترین کیفیت را ارائه دهد.

زنگ تفریح: سرآشپزی که واقعاً یک موش بود!

در جریان ساخت فیلم، یکی از انیماتورهای پیکسار به نام ویکتور ناوونه، اعتراف کرد که وقتی داشت صحنه‌های آشپزی را طراحی می‌کرد، خودش حتی بلد نبود یک نیمروی ساده درست کند! او می‌گفت: «من دقیقاً مصداق جمله هر کسی می‌تواند آشپزی کند بودم، چون با مطالعه ویدئوهای سرآشپزها، یاد گرفتم چطور در دنیای مجازی بهترین غذاها را بپزم، در حالی که در دنیای واقعی نانم را هم می‌سوزاندم.» این نشان می‌دهد که پیکسار حتی کارمندان خودش را هم با این چالش روبرو کرده بود. همچنین، جالب است بدانید که نام «راتاتویی» در واقع ترکیبی از کلمه Rat (موش) و Ratouiller (به معنای هم زدن غذا) است که در ابتدا یک توهین برای غذاهای بی‌کیفیت بود، اما پیکسار آن را به نماد افتخار تبدیل کرد.

۰۸

بازتاب در رسانه‌ها؛ راتاتویی به عنوان مانیفست هنرمندان نوپا

پس از اکران راتاتویی، بسیاری از سرآشپزهای بزرگ دنیا مثل آنتونی بوردین (Anthony Bourdain) زبان به تمجید از فیلم گشودند. بوردین معتقد بود که این فیلم، دقیق‌ترین تصویر از دنیای آشپزخانه‌های حرفه‌ای را ارائه داده است. اما فراتر از دنیای آشپزی، این شعار در کتاب‌های انگیزشی و مستندهای مربوط به موفقیت نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. بسیاری از هنرمندان خیابانی، نویسندگان گمنام و فیلم‌سازان مستقل، جمله «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» را به عنوان مانیفست خود برگزیدند. این فیلم به آن‌ها شجاعت داد تا باور کنند که نبود امکانات یا نداشتن نام خانوادگی بزرگ، دلیلی بر بی‌استعدادی نیست. در واقع، پیکسار با این فیلم، نوعی «شایسته‌سالاری جادویی» را ترویج کرد که در آن تنها ملاک برتری، کیفیت اثر نهایی است، نه هویت خالق آن.

۰۹

اسرار پشت‌پرده؛ چرا گوستو باید می‌مرد؟

شاید بپرسید چرا نویسندگان پیکسار تصمیم گرفتند گوستو را بکشند؟ مرگ او برای این بود که شعار «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» به چالش کشیده شود. تا زمانی که گوستو زنده بود، این جمله فقط یک تئوری در کتاب‌ها بود. اما وقتی او مرد و رستورانش سقوط کرد، نیاز بود که این شعار در دنیای واقعی امتحان شود. رمی به عنوان تجسم روح گوستو وارد عمل شد. نکته جالب اینجاست که در نسخه‌های اولیه فیلمنامه، قرار بود گوستو زنده باشد، اما برد برد احساس کرد که اگر او به عنوان یک شبح (یا تصور ذهنی رمی) حضور داشته باشد، بار معنایی فیلم عمیق‌تر می‌شود. این یعنی شعار گوستو فراتر از جسم اوست؛ این یک ایده (Idea) است و ایده‌ها هرگز نمی‌میرند. رمی با دنبال کردن این ایده، ثابت کرد که حتی بدون حضور فیزیکی استاد، شاگرد می‌تواند از او فراتر رود.

۱۰

ارتباط با سیاست و برابری حقوقی

در لایه‌های زیرین، راتاتویی یک فیلم به شدت سیاسی (به معنای مثبت آن) است. شعار مورد بحث ما، در واقع ترجمان تصویری «رویای آمریکایی» یا برابری فرصت‌ها در دموکراسی‌های مدرن است. این فیلم در فرانسه می‌گذرد، کشوری که به شدت به سنت‌ها و مرزبندی‌های اجتماعی‌اش افتخار می‌کند. اینکه یک موش (کم‌ارزش‌ترین موجود) بتواند سیستم قضایی و صنفی فرانسه را به چالش بکشد، پیامی قدرتمند درباره لزوم بازنگری در قوانین مهاجرتی و حقوقی جوامع دارد. البته پیکسار این کار را با ظرافت و در لفافه طنز انجام می‌دهد. رمی در پایان فیلم نه یک رستوران بزرگ، بلکه یک بیستروی کوچک و صمیمی (La Ratatouille) را اداره می‌کند؛ این یعنی هدف نهایی هنر، غصب جایگاه بزرگان نیست، بلکه پیدا کردن فضایی برای بیان صادقانه خویشتن است.

۱۱

مثال‌ها و سناریوهای توضیحی؛ اگر رمی نبود چه می‌شد؟

بیایید یک سناریو را تصور کنیم: اگر رمی به جای گوش دادن به حرف‌های گوستو، به حرف‌های پدرش (Djanko) گوش می‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ او تبدیل به یک چشنده سم برای زباله‌ها می‌شد و نبوغش در میان توده‌ای از کثافات دفن می‌شد. این دقیقاً همان چیزی است که جامعه با بسیاری از استعدادها انجام می‌دهد. شعار «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» مثل یک طناب نجات برای رمی عمل کرد. در دنیای واقعی، ما افرادی مثل جی.کی. رولینگ (J.K. Rowling) را داریم که قبل از هری پاتر، یک مادر مجرد و فقیر بود، یا امینم (Eminem) که از محله‌های فقیرنشین دیترویت ظهور کرد. این‌ها «رمی‌های» دنیای ما هستند. آن‌ها به ما ثابت کردند که منشا اثر، اعتبار آن را تعیین نمی‌کند. راتاتویی به ما یاد می‌دهد که نباید به خاطر ترس از قضاوت دیگران (مثل ایگو)، استعدادمان را سرکوب کنیم.

۱۲

چرا این پیام هنوز هم زنده است؟

امروز در عصر یوتیوب و تیک‌تاک، شعار گوستو بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا کرده است. حالا واقعاً «هر کسی می‌تواند آشپزی کند» (یا فیلم بسازد یا موسیقی تولید کند) و آن را به گوش جهانیان برساند. راتاتویی پیشگویی درخشانی از دنیای امروز بود که در آن قدرت از دست نهادهای بزرگ (مثل منتقدان سخت‌گیر یا استودیوهای انحصاری) خارج شده و در اختیار استعدادهای فردی قرار گرفته است. اما فیلم یک هشدار هم می‌دهد: هر کسی می‌تواند آشپزی کند، اما فقط «شجاع‌ها» (The Brave) هستند که می‌توانند عالی باشند. شجاعتِ رمی در مواجهه با دنیای انسان‌ها، همان تکه گمشده پازل موفقیت است که فیلم با ظرافت آن را در کنار شعار گوستو قرار می‌دهد. در نهایت، راتاتویی یک فیلم درباره غذا نیست، بلکه قصیده‌ای در ستایش شجاعت برای متفاوت بودن است.

Smart FAQ: سوالات کنجکاوانه‌ای که باید بدانید

۱. آیا گوستو یک شخصیت واقعی در دنیای آشپزی است؟
خیر، آگوست گوستو یک شخصیت خیالی است اما الهامات زیادی از آشپزهای بزرگ تاریخ فرانسه گرفته است. بسیاری معتقدند ظاهر و شخصیت او ترکیبی از برنار لوآزو (Bernard Loiseau) و پل بوکوز (Paul Bocuse) است که هر دو از اسطوره‌های آشپزی بودند. داستان مرگ گوستو بر اثر از دست دادن ستاره‌های رستورانش، متأسفانه شباهت تلخی به زندگی واقعی برنار لوآزو دارد. پیکسار با خلق این شخصیت، در واقع به تمام پیشگامان دنیای آشپزی ادای احترام کرده است.
۲. چرا در پایان فیلم، رستوران گوستو با وجود موفقیت پلمب شد؟
این یکی از واقع‌گرایانه‌ترین بخش‌های فیلم است که نشان می‌دهد قوانین بهداشتی شوخی‌بردار نیستند. بازرس بهداشتی با دیدن کلونی موش‌ها در آشپزخانه، چاره‌ای جز بستن رستوران نداشت و این اتفاق نشان داد که حقیقت همیشه پیامد دارد. با وجود اینکه رمی یک نابغه بود، اما حضور فیزیکی او در یک محیط تجاری با استانداردهای انسانی در تضاد بود. این پایان‌بندی به فیلم کمک کرد تا از یک افسانه دور از ذهن، به یک داستان انسانی و ملموس تبدیل شود.
۳. نقش «کولت» در اثبات شعار گوستو چه بود؟
کولت تنها زن در آشپزخانه مردانه گوستو بود و حضور او به تنهایی بخشی از پیام برابری فیلم را حمل می‌کرد. او برای به دست آوردن جایگاهش ده برابر بیشتر از مردان تلاش کرده بود و در ابتدا نسبت به لینگویینی بسیار سخت‌گیر بود. کولت نماد کسانی است که از طریق سخت‌کوشی و دیسیپلین به موفقیت می‌رسند، در حالی که رمی نماد استعداد خالص است. همکاری این دو نشان داد که «هر کسی می‌تواند آشپزی کند»، چه با نبوغ ذاتی و چه با تلاش و استمرار بی‌پایان.
۴. آیا موش‌ها واقعاً حس چشایی شبیه به انسان دارند؟
موش‌ها در واقعیت حس بویایی بسیار قوی‌تری نسبت به انسان‌ها دارند و به همین دلیل برای شناسایی مواد خطرناک یا بمب‌ها آموزش می‌بینند. با این حال، توانایی آن‌ها در ترکیب طعم‌ها و درک هارمونی غذا، صرفاً یک تخیل هنری برای پیشبرد داستان فیلم است. در دنیای واقعی، موش‌ها بیشتر به دنبال کالری و بقا هستند تا لذت‌های زیبایی‌شناختی از چشیدن یک سس عالی. اما پیکسار با استفاده از این واقعیت بیولوژیکی (بویایی قوی)، یک ابرقهرمان کوچک در دنیای آشپزی خلق کرد.
۵. منظور از کلمه «راتاتویی» در عنوان فیلم چیست؟
راتاتویی یک غذای سنتی و ساده فرانسوی است که از پختن سبزیجات مختلف مثل بادمجان، کدو و گوجه‌فرنگی درست می‌شود. انتخاب این نام دو منظوره است؛ هم به کلمه Rat (موش) اشاره دارد و هم به محتوای اصلی فیلم یعنی آشپزی. این غذا به عنوان نماد سادگی و اصالت انتخاب شد تا نشان دهد هنر واقعی می‌تواند در ساده‌ترین چیزها نهفته باشد. در واقع، پیروزی این غذای ساده بر غذاهای پیچیده، پیروزی روح بر تکنیک بود.
۶. چرا آنتون ایگو در پایان فیلم شغل خود را از دست داد؟
ایگو با نوشتن نقدی مثبت برای رستورانی که توسط یک موش اداره می‌شد، تمام اعتبار حرفه‌ای خود را در جامعه اشرافی پاریس به خطر انداخت. او آگاهانه انتخاب کرد که حقیقت هنری را به جای مصلحت شغلی و پرستیژ اجتماعی قرار دهد. این فداکاری نشان داد که او واقعاً متحول شده و دیگر آن منتقد بدبین سابق نیست. او با از دست دادن جایگاهش به عنوان یک منتقد، جایگاهی بسیار والاتر به عنوان یک انسان حقیقت‌جو به دست آورد.
۷. آیا قرار است قسمت دوم انیمیشن راتاتویی ساخته شود؟
تا به امروز پیکسار و دیزنی هیچ خبر رسمی مبنی بر ساخت قسمت دوم این انیمیشن منتشر نکرده‌اند. کارگردان فیلم، برد برد، همواره تأکید کرده که ترجیح می‌دهد روی داستان‌های اورجینال کار کند تا دنباله‌های تجاری. بسیاری از طرفداران معتقدند داستان راتاتویی به زیباترین شکل ممکن به پایان رسیده و هرگونه دنباله‌ای ممکن است به میراث آن لطمه بزند. بنابراین، راتاتویی احتمالاً به عنوان یک شاهکار تک‌قسمتی در تاریخ سینما باقی خواهد ماند.

جمع‌بندی نهایی

انیمیشن راتاتویی با شعار «هر کسی می‌تواند آشپزی کند»، یکی از زیباترین درس‌های زندگی را به ما داد: نبوغ و استعداد هیچ مرزی نمی‌شناسد. این جمله نه برای کوچک شمردن هنر، بلکه برای بزرگداشت انسانیت و توانمندی‌های نهفته در وجود هر موجود زنده‌ای است. رمی به ما ثابت کرد که اگر به اندازه کافی شجاع باشیم، می‌توانیم از محدودیت‌های ظاهری و پیش‌داوری‌های جامعه عبور کنیم. این فیلم به یادمان می‌آورد که ارزش یک اثر هنری به خاستگاه خالقش نیست، بلکه به احساس و حقیقتی است که در دل آن نهفته است. در نهایت، همه ما یک «رمی» در درونمان داریم که منتظر است تا کلاهش را بر سر بگذارد و با وجود تمام مخالفت‌ها، دنیای خودش را خلق کند. راتاتویی قصیده‌ای در ستایش رویاپردازی و تلاش است که طعم شیرینش هرگز از یاد نخواهد رفت.

نظر شما درباره شاهکار پیکسار چیست؟

آیا شما هم معتقدید که هر کسی در هر زمینه‌ای می‌تواند به یک نابغه تبدیل شود؟ یا فکر می‌کنید بعضی استعدادها فقط مختص افراد خاصی است؟ تجربه شخصی خودتان از تماشای راتاتویی و تأثیری که این شعار روی زندگی یا نگاه شما به هنر داشته را در بخش نظرات برای ما بنویسید. مشتاقانه منتظر خواندن دیدگاه‌های شما هستیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

4 دیدگاه

  1. سلام دوست عزیز
    خسته نباشی
    من دو تا سوال داشتم :
    1- چرا نمی تونم با گوگل تالک کانکت بشم ؟ ( می گه امکان ارتباط با سرور نیستش )
    2- یه برنامه RSS Reader خوب و عالی می خوام (‌آخه تازه با فیلد از طریق وبلاگ شما آشنا شدم . و می خوام برنامه ای که خودتون ازش استفاده می کنید رو داشته باشم .

  2. سلام دوست عزیز
    اولا روز پزشکو بهت تبریک می گم ( با کمی تاخیر )
    ثانیا دات کام شدنتو تبریک می گم

    خوش به حالت که بالاخره دات کام شدی من تفلک باید همچنان دات بلاگ فا بمونم !!!!!

  3. سلام …
    شما جز کسانی هستید که همیشه مطالبتان جدید می باشد ….
    راستی هر چند که از روز پزشک گذشته و لی من دیروز وقت نکرم به شما سر بزنم و اما حالا بهتون روز پزشک رو تبریک می گم …..
    امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]