فیلم راتاتوی – نقد، تحلیل و خلاصه داستان – Ratatouille 2007

0

کارگردان: براد بیرد. نویسنده: براد بیرد؛ بر اساس داستانی از خودش، جیم کاپوبیانکو، امیلی کوک، کتی گرینبرگ، یان پینکاوا. تهیه کننده: جان لاسه‌تر، براد لوییس. موسیقی: مایکل جیاچینو. مدیر فیلمبرداری: رابرت اندرسون، شارون کالاهان. تدوین: دارن هولمز. بازیگران: پاتون اسوالت (رمی)، لورومانو (آلفردو لینگوینی)، ژانین گاروفالو (کولت تاتو)، ایان هولم (اسکینر)، برایان دنی (جنگو)، پیتر سون (امیل)، پیتر اوتول (آنتون ایگو) و براد گرت (آگوست گوستو). محصول ۲۰۰۷ آمریکا، ۱۱۰ دقیقه.

خلاصه داستان: رمی به همراه دسته‌ای از موش‌ها در زیر شیروانی خانه‌ای در حومه پاریس زندگی می‌کند. او که حس بویایی و چشایی فوق‌العاده‌ای دارد به واسطه تماشای برنامه‌های آشپزی آگوست گوستر، سرآشپز مشهور که به تازگی از دنیا رفته است، تصمیم می‌گیرد به هر قیمتی شده، آشپز شود هر چند که در جمع موش‌ها کاری بهتر از کنترل پاک بودن غذاها از مرگ موش پیدا نمی‌کند. وقتی پیرزن صاحب‌خانه از وجود موش‌ها باخبر می‌شود، دسته موش‌ها فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد اما رمی که حواس‌اش به کتاب آشپزی است؛ از گروه جا می‌ماند. رمی به توصیه روح گوستو شروع به کشف جهان اطراف‌اش می‌کند و اندکی بعد خود را در آشپزخانه رستوران گوستو می‌یابد. در همان لحظه، پسر نوجوانی به نام آلفردو لینگوینی نامه‌ای از طرف مادر مرحوم‌اش برای سرآشپز اسکینر آورده است تا در رستوران کاری به او بدهند. لینگوینی که به عنوان پادو به کار مشغول شده است، در حین نظافت مقداری از سوپ را می‌ریزد و در عوض مقداری از مواد دم دست‌اش را به آن اضافه می‌کند.

رمی که شاهد ماجراست به جای فرار مقداری ادویه و سبزی به سوپ اضافه می‌کند تا خرابکاری لینگوینی را جبران کند اما اسکینر لینگوینی را در حال پختن سوپ می‌بیند و متوجه حضور رمی در آشپزخانه می‌شود. اسکینر به لینگوینی دستور می‌دهد به جای خرابکاری رمی را سر به نیست کند اما لینگوینی که حالا سوپ دست پخت او طرفداران زیادی پیدا کرده است، رمی را پیش خود می‌برد تا بتواند تجربه پختن سوپ را به لطف او تکرار کند. کولت، که اسکینر را از اخراج کردن لینگوینی منصرف کرده است، مسئول آموزش لینگوینی می‌شود غافل از این که تمامی حرکات لینگویینی را رمی با کشیدن موهایش کنترل می‌کند.

اسکینر، که به موفقیت و پیشرفت لینگوینی مشکوک شده است، از طریق نامه در می‌یابد که لینگوینی پسر گوستو و در نتیجه وارث اوست. اندکی بعد، رمی نامه را، که اسکینر از ترس برملا شدن این راز پنهان کرده است، پیدا می‌کند و لینگوینی که از ماجرا مطلع شده، اسکینر را اخراج می‌کند.

لینگوینی که به اوج شهرت رسیده است، خود را بی‌نیاز از کمک رمی می‌داند و او را از خود می‌راند. اما وقتی قرار است آنتون ایگو به رستوران گوستو با مدیریت لینگوینی بیاید به جز رمی چه کسی می‌تواند چنین منتقد سختگیری را راضی نگه دارد و یا با سرو کردن راتاتوی خوشمزه‌ای او را به دنیای کودکی‌اش ببرد و زندگی‌اش را متحول کند؟

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.