فیلم اقدامات – نقد، تحلیل و خلاصه داستان – Rendition 2007

0

کارگردان: گوین هود. بازیگران: ریس ویترسپون، جیک جیلنهال، پیتر سارسگارد، الن آرکین و مریل استریپ، ۱۲۰ دقیقه.

موضوعی که در فیلم اقدامات مطرح شده یکی از داغ‌ترین موضوعاتِ سیاسی روز در جهان امروز است. در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون قانونی تحت عنوان «اقدامات فوق العاده» در آمریکا به تصویب رسید. جورج بوش رئیس جمهوری بعدی آمریکا در پی حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر از این قانون به نحو گسترده‌ای استفاده کرد. این قانون به مأموران امنیتی آمریکا اجازه می‌دهد که از شکنجه و دیگر شیوه‌های خشن برای گرفتن اطلاعات از تروریست‌ها یا کسانی که مظنون به تروریست بودن هستند، استفاده کنند.

در قوانین آمریکا شکنجه دادن متهم عملی غیر قانونی و مجرمانه است. اما قانون «اقدامات فوق العاده» به مأموران امنیتی آمریکا اجازه می‌دهد که از متهمین و مظنونین در خارجِ از خاک آمریکا بازجویی کنند. به این ترتیب از آن جایی که بازجویی و شکنجه متهمان در خارج از خاک آمریکا صورت گرفته لذا اعمال و رفتارِ مأموران آمریکایی مشمولِ قوانینِ آمریکا نمی‌شود.

گفته می‌شود که آمریکا در بیش از ۱۰۰ کشور جهان دارای بازداشتگاه‌های ویژه است و …

قانونِ «اقدامات فوق العاده» دارای طرفداران و مخالفانی است. طرفداران این قانون معتقدند که چنین شدت عمل‌هایی در مورد تروریست‌ها موجه و ضروری است زیرا با گرفتنِ اطلاعات از آن‌ها می‌توان مانع از کشته شدن انسان‌های بی گناه توسط تروریست‌ها شد.

این گروه بر این باورند که حفظِ «امنیت ملی» فراتر از ” حفظ حقوق شهروندی” است. اما مخالفانِ قانونِ «اقدامات فوق العاده» می‌گویند که شکنجه در هر حال عملی و غیر انسانی و مجرمانه است.

آن‌ها معتقدند که در روند اجرای این قانون، حقوق شهروندی افراد نقض و در بسیاری از موارد افراد بی گناه به ظن تروریست بودن قربانی شکنجه و رفتارهای خشن می‌شوند.

از یک فیلم سینمایی خوب که قصد پرداختن به چنین موضوع پیچیده و چند وجهی‌ای را دارد، انتظار می‌رود که از ساده انگاری و شعار پردازی اجتناب کند. متأسفانه فیلم اقدامات با سیاه و سفید کردن موضوع و صدور حکم‌های کلی در این باره، به بیراهه رفته است.

یک فیلم سینمایی می‌تواند موضوع سیاسی خاصی داشته باشد، اما به شرطی که رویکردش نسبت به موضوع ساده انگارانه و شعاری نباشد. به باور من فیلم‌های خوب این ژانر فیلم‌هایی هستند که پرسش‌ها را بی طرفانه مطرح می‌کنند و پاسخ‌دهی را به عهده تماشاگر می‌گذارند.

اما اقدامات چنین فیلمی نیست؛ این فیلم به باور من بیشتر یک بیانیه سیاسی محکوم کننده است.

انور ابراهیم (عمر متوالی) یک شیمیدانِ آمریکایی مصری تبار است که پس از شرکت در یک کنفرانس کاری در کیپ تاونِ آفریقای جنوبی سوار هواپیمای عازم آمریکا می‌شود. در شیکاگو، ایزابلا (رییس ویترسپون)، همسر حامله انور و پسر نوجوان آن‌ها در انتظار ورود انور هستند. اما انور پس از سوار شدن بر هواپیما به شکل مرموزی ناپدید می‌شود. ایزابلا که از ناپدید شدن شوهرش متحیر و نگران شده تلاش‌های خود را برای یافتن وی آغاز می‌کند. انور در واقع توسط مأموران «سیا» ربوده شده است. مأموران سیا در پی یک استراق سمع تلفنی به انور مشکوک شده و احتمال می‌دهند که وی با تروریست‌ها در ارتباط است. انور هیچ سوء سابقه‌ای ندارد اما مأموران سیا وی را به بازداشتگاهی در یک کشور ناشناس در شمال آفریقا می‌برند.

عباس فوال (ایگال نائور) که کارشناس شکنجه است، وظیفه بازجویی و شکنجه انور را بر عهده می‌گیرد. داگلاس فریمن (جیک جیلنهال)، کارشناس جوان سیا، در پی کشته شدن رئیس‌اش طی یک عملیات تروریستی، موظف شده که تروریست‌های مذکور را بیابد. داگلاس عملاً بر کار عباس فوال نظارت دارد. او باید هر اطلاعاتی را که از انور به دست می‌آید بلافاصله به یک مقام ارشد سیا در واشنگتن (مریل استریپ) گزارش دهد، اما داگلاس در ادامه بررسی‌هایش دچار این نگرانی می‌شود که مبادا انور بی گناه باشد. او نگرانی خود را با مقام بلند مرتبه سیا در میان می‌گذارد اما پاسخ می‌شنود که وظیفه او فقط کسب اطلاعات از فرد متهم است و نه ابراز نگرانی کردن. در همین حال ایزابلا برای نجات شوهرش، از طریق یک آشنای قدیمی (پیتر سارسگارد) با یک سناتور آمریکایی (الن آرکین) تماس می‌گیرد. سناتور تلاش می‌کند با سیا تماس بگیرد و جویای احوال انور ابراهیم شود، اما توفیقی در این کار پیدا نمی‌کند و …

اقدامات فیلمنامه ضعیفی دارد. ضعف‌های فیلمنامه مخصوصاً در پانزده دقیقه پایانی فیلم نمود بیشتری دارد. بازی‌های فیلم شامل طیف گسترده‌ای، از خوب تا بد، می‌شود. تماشای مریل استریپ در نقش یک بُعدی و «شیطانی» اش بامزه است. ایگور نائور هم که نقش شکنجه‌گر را بازی کرده، بازی‌اش موثر و تماشایی است. اما گرفتاری اصلی فیلم، نگاه یک سویه و جانبدارانه‌اش به موضوع حساس و پیچیده‌ای است که ساده نگری و شعار پردازی را بر نمی‌تابد. البته منتقدان آمریکایی که عموماً در طیف روشنفکرانِ منتقد حکومت جا گرفته‌اند، استقبال گرمی از اقدامات کرده‌اند. مثلاً راجر ایبرت با دادن ۴ ستاره به این فیلم، آن را یک اثر ارزنده در ژانر تریلرهای سیاسی عنوان کرده بود، اما واقعیت این است که این نوع تشویق‌ها بیشتر از سر احساسات و تعصبات سیاسی است تا ارزش‌های سینمایی اثر.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.