کتاب نویز در مورد چیست؟ چرا بررسی نویز در زندگی و کار و جوامع انسانی این همه اهمیت دارد؟

بسیاری از نتیجه گیریهای ما بر اساس قضاوتهایی است که پاسخ درست آنها معلوم نشده یا حتی غیرقابل شناختاند. برای آنکه تنوع و اختلاف قضاوتها در یک مورد مشخص را اندازه بگیریم، لازم نیست بدانیم در آن موضوع حق با چه کسی است. کافی است به پشت سیبل نگاه کنیم تا بتوانیم نویز را اندازه بگیریم.
برای آنکه خطا در قضاوت را بفهمیم، لازم است هم سوگیری و هم نویز را بشناسیم. هزاران مقاله علمی و دهها کتاب پرمخاطب درباره سوگیری بحث کردهاند، اما تعداد خیلی کمی از آنها حتی اشارهای به نویز داشتهاند. هدف از نگارش کتاب نویز، تعدیل این اوضاع است.
مقدار نویز در تصمیمهای جهان واقعی به طرز شرمآوری زیاد است. این چند مثال را در نظر بگیرید:
پزشکی نویز دارد
پزشکان با معاینه یک بیمار مشخص، قضاوتهای مختلفی ارائه می کنند که آیا بیمار دچار سرطان پوست، سرطان پستان، بیماری قلبی، نسل، ذات الریه، افسردگی و مشکلات پزشکی دیگر است یا نه. به طور خاص، نویز در روان پزشکی بسیار زیاد است. درست است که در این حوزه قضاوت شخصی مهم است، اما در بعضی حوزههایی که شاید انتظار نمیرود هم نویز قابل توجهی را مشاهده میکنیم؛ مثلا در تحلیل عکسهای رادیولوژی.
تصمیم درباره سرپرستی کودکان نویز دارد
کارشناسان نهادهای حمایتی باید بررسی کنند که آیا کودکان مورد نظر آنها در معرض سوء استفاده هستند یا نه و اگر این طور است، آنها را به پرورشگاه منتقل کنند یا نه. این سیستم نویزی است، چون با مقایسه مدیران معلوم میشود بعضی از آنها با احتمال بیشتری کودکان را به پرورشگاه میفرستند. سالها بعد، آن کودکان بداقبالی که به دست این مدیران سخت گیر به پرورشگاه سپرده شدهاند عملکرد ضعیفی در زندگی دارند: نرخ بیشتر بزهکاری، نرخ بیشتر زایمان در سنین پایین و درآمد پایین تر.
پیش بینیها نویز دارند
پیش بینی کنندههای حرفهای درباره احتمال فروش محصول جدید، رشد نرخ بیکاری، ورشکستگی کمپانیهای نابهسامان و تقریبا درباره هر موضوع دیگری، پیش بینیهایی بسیار متفاوت ارائه میدهند.
تصمیم درباره پناهندگی نویز دارد
در ایالات متحده، پذیرش درخواست پناهندگی پناهجوها به چیزی مثل بخت آزمایی شبیه است. در یک تحقیق، تعدادی درخواست را به طور تصادفی انتخاب کردند و به قاضیهای مختلفی دادند. معلوم شد یک قاضی ۵% از درخواستها را تأیید کرده است و قاضی دیگر ۸۸٪. عنوان این تحقیق به اندازه کافی گویاست: «رولت پناهندگی. »
تصمیمهای استخدامی نویز دارند
کسانی که مصاحبه شغلی انجام میدهند درباره افراد واحد به ارزیابیهای بسیار متفاوتی میرسند. امتیاز عملکرد کارکنان هم بسیار متفاوت است و بیش از آنکه به سنجش عملکرد آنها ربط داشته باشد، به این بستگی دارد که چه کسی مسئول سنجش آنهاست.
علوم پزشکی قانونی نویز دارد
این طور به ما یاد دادهاند که فکر کنیم تشخیص هویت بر اساس اثر انگشت خطاناپذیر است. اما کسانی که اثر انگشت را بررسی میکنند گاهی در این تصمیم که آیا اثر یافت شده در صحنه جرم متعلق به مظنون است یا نه اختلاف دارند. نه فقط متخصصان با یکدیگر اختلاف نظر دارند، بلکه گاهی اگر یک اثر انگشت واحد را در موقعیتهای مختلف به متخصصی بدهیم، تصمیمهای ناسازگاری میگیرد. مستندات نشان میدهند که در سایر رشتههای پزشکی قانونی و حتی تحلیل دی. ان.ای. هم بیثباتی مشابهی وجود دارد.

کتاب نویز
نوشته: الیویه سیبونی, دنیل کانمن, کاس آر سانستین
ترجمه: محسن اسلامی
نشر نوین
کتاب نویز شش بخش دارد:
در بخش یک، تفاوتهای میان نویز و سوگیری را بررسی میشود و نشان داده میشود که هم سازمانهای خصوصی و هم سازمانهای عمومی میتوانند نویزی باشند و گاهی مقدار نویز در آنها حیرتآور است.
در بخش دو، به کندوکاو در سرشت قضاوت انسانی و چگونگی سنجش میزان دقت و خطای آن پرداخته میشود. قضاوت در معرض سوگیری و نویز است. از این رو، رابطه متناظر مهم بین نقش این دو نوع خطا را توصیف میکنیم. نویز موقعیتی عبارت است از بیثباتی در قضاوت شخص یا گروه یکسان درباره موارد یکسان در موقعیتهای متفاوت. در بحثهای گروهی شاهد حجم عجیبی از نویز هستیم. این حجم متأثر از عوامل به ظاهر بیربطی است، مثل این که چه کسی اول صحبت کند.
بخش سه نگاهی عمیقتر به نوعی از قضاوت میاندازد که درباره آن تحقیقات گستردهای انجام شده است: قضاوت پیشگویانه. در این بخش، به بررسی این موضوع میپردازیم که در پیش گویی، قاعدهها، فرمولها و الگوریتمها چه مزیتی بر انسان دارند: بر خلاف باور عامه، این موضوع به خاطر بصیرت برتر قاعدهها نیست، بلکه به سبب بینویزی آنهاست. درباره عاملی بحث میشود که در نهایت کیفیت قضاوتهای پیشگویانه را محدود میکند -یعنی جهل عینی از آینده و این که چگونه این محدودیت دست به دست نویز میدهد تا کیفیت پیشگویی را پایین بیاورد. سپس پاین پرسش پیش کشیده میشود که لابد تا آن موقع از خودتان پرسیدهاید: اگر نویز تا این حد شایع است، چرا تا الان متوجهش نشده بودید؟
بخش چهار نگاهی به روانشناسی انسان دارد. در این راستا، علل اصلی نویز را توضیح میدهیم که شامل چنین مواردی است: تفاوتهای بین فردی که ناشی از عوامل مختلفی مانند شخصیت و سبکهای شناختی است، بیثباتی فردی در وزن دهی به ملاحظات مختلف و استفاده متفاوت افراد از مقیاسهای واحد. به این سؤال پرداخته میشود که چرا مردم از نویز غفلت میکنند و چرا اغلب از رویدادها یا قضاوتهایی متعجب میشوند که امکان پیش بینی آن را نداشتهاند.
بخش پنج به بررسی این پرسش عملی میپردازد که چگونه میتوانید قضاوت خود را بهتر کنید و مانع از خطا شوید. به این ترتیب، تلاشها برای مقابله با نویز در عرصه پزشکی، کسب وکار، آموزش، حکمرانی و غیره را مورد بحث قرار میگیرند. تحت عنوان بهداشت تصمیم چندین تکنیک کاهش نویز را معرفی میشوند. به بررسی پنج تحقیق موردکاوانه در حوزههایی پرداخته میشو که درباره وجود نویز مستندات زیادی دارند و افراد برای کاهش نویز در آن حوزهها تلاش وافر و پایداری داشتهاند؛ میزان موفقیت و شکست این تلاشها متفاوت است و همین مطلب هم برای ما درسهایی به همراه دارد. موردکاویها عبارتاند از تشخیصهای پزشکی غیرقابل اعتماد، امتیازدهی به عملکرد، علوم پزشکی قانونی و به طور کلی پیش بینی. در نهایت، سیستمی پیشنهاد میدهیم که اسم آن را پروتکل سنجشهای میانی گذاشته شده: رویکردی چند منظوره برای ارزیابی گزینهها که چندین اقدام کلیدی سلامت تصمیم را در بر میگیرد و میخواهد قضاوتهایی بینویزتر و قابل اعتمادتر تولید کند.
بخش شش به این پرسش میپردازد که چه سطحی از نویز به جا و مناسب است؟
شاید خلاف شهود به نظر بیاید، ولی سطح مناسب نویز صفر نیست. در بعضی حوزهها حذف کامل نویز شدنی نیست و در حوزههای دیگر این کار بسیار پرهزینه است. در عین حال، حوزههای دیگری هستند که تلاش برای کاهش نویز در آنها به قیمت بعضی ارزشهای دیگر تمام میشود؛ برای مثال، تلاش برای حذف نویز میتواند روحیه افراد را تضعیف کند و باعث شود احساس کنند با آنها مثل چرخ دندههای یک ماشین برخورد میشود. وقتی الگوریتمها بخشی از پاسخ هستند، انواع و اقسام اشکالاتی پیش میآیند که در این بخش بعضی از آنها طرح میشوند. [اما] همچنان، مقدار فعلی نویز قابل قبول نیست.





با سلام،
مطلب بسیار جالبی بود.
کتاب تازه و خواندنی هست. مخصوصاً برای کسانیکه که به شناختن زوایای پنهان مغز انسان و قضاوتهای انسان علاقه دارند. ممنون دکتر جان.