پایان‌بندی فیلم !Avanti و انتخاب عجیب وندل چه معنایی داشت؟

تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ

فیلم آوانتی (Avanti!) ساخته بیلی وایلدر (Billy Wilder)، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال دلنشین‌ترین برخوردهای سینمایی با پدیده مرگ است. در این فیلم، مرگ نه یک پایان تراژیک، بلکه شروعی برای یک اصطکاک فرهنگی عظیم میان دنیای مدرن و پرشتاب آمریکایی و دنیای سنتی و باحوصله ایتالیایی است. وقتی وندل آرمبراستر (Wendell Armbruster) برای بازگرداندن جسد پدرش به جزیره ایسکیا (Ischia) می‌رسد، انتظار دارد با یک پروسه اداری سریع روبرو شود، اما در عوض در تاری از بروکراسی، سنت‌های محلی و نگاهی متفاوت به زندگی و مرگ گرفتار می‌شود. تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در این فیلم، هسته اصلی کمدی و درام را تشکیل می‌دهد که در آن، سرعت در برابر کیفیت زندگی شکست می‌خورد.

۰۱

شناسنامه فیلم آوانتی (1972)

کارگردان: بیلی وایلدر (Billy Wilder)
شرکت سازنده: یونایتد آرتیستس (United Artists) و شرکت میردیش (The Mirisch Corporation)
بازیگران اصلی:
جک لمون (Jack Lemmon) در نقش وندل آرمبراستر جونیور
جولیت میلز (Juliet Mills) در نقش پاملا پیگوت
کلایو رویل (Clive Revill) در نقش کارلو کارلوچی (مدیر هتل)
ادوارد اندروز (Edward Andrews) در نقش جی.جی. بلمن (دیپلمات آمریکایی)

۰۲

داستان کلی و حال و هوای فیلم

فیلم با یک ریتم تند و عصبی شروع می‌شود؛ درست مثل شخصیت اولش، وندل. او یک بیزنس‌من موفق آمریکایی است که خبردار می‌شود پدرش در ایتالیا طی یک تصادف رانندگی فوت کرده است. او به ایسکیا می‌رود تا جنازه را سریعا به آمریکا برگرداند چون مراسم تدفین بزرگی برای روز یکشنبه برنامه‌ریزی شده است. اما در ایتالیا متوجه می‌شود که پدرش ده سال تمام، هر تابستان را با یک معشوقه بریتانیایی در این جزیره می‌گذرانده و حالا هر دو با هم در تصادف کشته شده‌اند. وندل درگیر یک کمدی الهی می‌شود؛ از یک طرف باید با پاملا (دختر معشوقه پدرش) کنار بیاید و از طرف دیگر با قوانین عجیب و غریب ایتالیا که در آن «زمان» مفهومی کاملا متفاوت دارد. حال و هوای فیلم ترکیبی از شوخ‌طبعی گزنده وایلدر و مناظر کارت‌پستالی ایتالیاست که آرام‌آرام گارد محکم شخصیت اصلی را می‌شکند.

۰۳

سرعت آمریکایی در مقابل حوصله ایتالیایی

اولین و بارزترین تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ، مسئله «زمان» (Time) است. وندل با یک لیست وظایف (To-do list) دقیق وارد می‌شود. او می‌خواهد در عرض چند ساعت جنازه را تحویل بگیرد، کارهای گمرکی را انجام دهد و با اولین پرواز برگردد. برای او مرگ یک «پروژه اداری» است که باید مدیریت شود. اما در مقابل، کارلوچی و سایر ایتالیایی‌ها معتقدند که مرگ بخشی از جریان زندگی است و نباید برای آن عجله کرد. آن‌ها از ساعت‌های استراحت (Siesta) نمی‌گذرند، حتی اگر یک جنازه روی زمین مانده باشد. این تقابل جایی به اوج می‌رسد که وندل با عصبانیت می‌گوید: «ما در آمریکا برای هر چیزی زمان‌بندی داریم»، و کارلوچی با لبخندی ملیح پاسخ می‌دهد: «اینجا در ایتالیا، ما زمان داریم تا از زمان لذت ببریم». این یعنی در فرهنگ آمریکایی، مرگ یک وقفه مزاحم در کار است، اما در فرهنگ ایتالیایی، مرگ بهانه‌ای برای تامل و احترام به حرمت انسانی است.

زنگ تفریح: ساندویچ مرگبار!

در یکی از سکانس‌های حذف شده یا کمتر پرداخته شده، وندل آنقدر عجله دارد که می‌خواهد در همان سالن سردخانه ساندویچ بخورد تا وقتش تلف نشود! کارکنان ایتالیایی با چنان نگاه عاقل‌اندرسیفی به او نگاه می‌کنند که انگار او یک موجود فضایی است. آن‌ها معتقدند حتی در حضور مرگ هم باید برای غذا احترام قائل شد و سر میز نشست. این همان گیگ‌بازی سینمایی وایلدر است که با جزئیات کوچک، شکاف بزرگ فرهنگی را نشان می‌دهد.

۰۴

تابوهای اخلاقی و ریاکاری مدرن

وندل به شدت نگران آبروی خانوادگی در آمریکا (U.S. Reputation) است. او نمی‌خواهد کسی بفهمد پدرش با یک زن دیگر فوت کرده است. در فرهنگ آمریکایی (حداقل در روایت وایلدر)، حفظ ظاهر و استانداردهای اخلاقیِ نمایش‌گونه، حتی بعد از مرگ هم اولویت دارد. اما در ایتالیا، عشقِ پدر وندل به کاترین (معشوقه‌اش) به عنوان یک راز زیبا و انسانی پذیرفته شده است. کارکنان هتل نه تنها از این رابطه شرمگین نیستند، بلکه آن را ستایش می‌کنند. تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ اینجا خودش را نشان می‌دهد که ایتالیایی‌ها «حقیقتِ قلب» را والاتر از «قراردادهای اجتماعی» می‌دانند. وندل می‌خواهد مرگ را سانسور کند، اما ایتالیا او را مجبور می‌کند که با واقعیتِ پرشور زندگی پدرش روبرو شود.

۰۵

بروکراسی به مثابه یک آیین مذهبی

در فیلم آوانتی، بروکراسی ایتالیایی (Italian Bureaucracy) خودش یک کاراکتر است. تعداد بی‌شمار امضاها، تمبرها و مجوزهایی که برای خروج یک جسد لازم است، برای وندل شکنجه‌وار به نظر می‌رسد. اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، این بروکراسی راهی است که فرهنگ ایتالیایی جلوی شتاب‌زدگی بی‌رحمانه مدرنیته می‌ایستد. هر فرم اداری، بهانه‌ای است برای یک مکالمه، یک فنجان قهوه و یک لحظه تامل. آمریکایی‌ها می‌خواهند مرگ را مکانیزه کنند (مثل یک کارخانه)، اما ایتالیایی‌ها با پیچیده کردن مراحل اداری، عملا مانع می‌شوند که مرگ به یک کالای صادراتیِ سریع تبدیل شود. آن‌ها با این کار، به مرده‌ها اجازه می‌دهند کمی بیشتر در خاک گرم جزیره استراحت کنند.

۰۶

تضاد بصری؛ سیاهی عزاداری و درخشش خورشید

بیلی وایلدر به شکلی هوشمندانه از رنگ‌ها برای نشان دادن تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ استفاده کرده است. وندل در تمام مدت کت‌وشلوارهای تیره و رسمی به تن دارد که نماد سردی و دیسیپلین است. در مقابل، محیط جزیره پر از رنگ‌های زنده، گل‌های وحشی و درخشش دریای مدیترانه است. در فرهنگ آمریکایی، مرگ باید در اتاق‌های در بسته و سالن‌های تشییع جنازه با نور مصنوعی برگزار شود. اما در ایسکیا، مرگ زیر آفتاب سوزان اتفاق افتاده است. این تضاد بصری نشان می‌دهد که در نگاه ایتالیایی، مرگ بخشی از طبیعت (Nature) است و نباید آن را در پستوها پنهان کرد. وندل در نهایت مجبور می‌شود کت رسمی‌اش را در بیاورد و با پیراهن راحتی در مراسم شرکت کند که به معنای تسلیم شدن در برابر اتمسفر حیاتیِ جزیره است.

۰۷

مذهب و گناه؛ از کاتولیسیسم تا پروتستانتیسم

رگه‌های مذهبی در فیلم بسیار ظریف هستند. وندل نماینده اخلاق پروتستانی (Protestant Ethic) است که در آن کار، انضباط و وفاداری ظاهری حرف اول را می‌زند. برای او، رابطه پدرش یک «گناه» (Sin) است که باید پاک شود. اما در ایتالیای کاتولیک، مفهوم گناه با بخشش و درک ضعف‌های انسانی عجین شده است. کشیش محلی و مردم به جای محکوم کردن، برای آن دو دعا می‌کنند. تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در اینجا به یک بحث کلامی تبدیل می‌شود: آیا مرگ پایانِ حساب‌وکتاب اخلاقی است یا فرصتی برای بخشش؟ ایتالیایی‌ها معتقدند خدا مهربان‌تر از آن است که دو عاشق را در لحظه مرگ مواخذه کند، دیدگاهی که برای وندلِ سخت‌گیر، ابتدا کفرآمیز و سپس رهایی‌بخش است.

زنگ تفریح: موسیقی که جنازه را بیدار می‌کند!

آهنگ معروف «Senza Fine» که در فیلم به وفور شنیده می‌شود، در واقع سرود غیررسمی عشق پدر وندل و معشوقه‌اش است. جالب اینجاست که در یکی از صحنه‌ها، نوازندگان محلی این آهنگ رمانتیک را درست کنار تابوت‌ها می‌نوازند. در فرهنگ آمریکایی این کار بی‌احترامی محض (Disrespect) است، اما در ایتالیا، این موسیقی راهی برای بدرقه روح با خاطرات خوش است. این تضاد آنقدر خنده‌دار اجرا شده که بیننده نمی‌داند باید گریه کند یا بخندد!

۰۸

غذا به مثابه مرهمی بر زخم مرگ

در فرهنگ آمریکایی، وقتی کسی می‌میرد، مردم معمولا اشتهایشان را از دست می‌دهند یا به خوردن فست‌فود اکتفا می‌کنند. اما در آوانتی، ایتالیایی‌ها اصرار دارند که وندل باید بهترین پاستاها و شراب‌ها را بنوشد. کارلوچی مدام به او یادآوری می‌کند که «معده خالی نمی‌تواند عزاداری کند». تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در اهمیت به «لذت‌های حسی» (Sensual Pleasures) است. ایتالیایی‌ها مرگ را با طعم شراب و بوی ریحان تلطیف می‌کنند، در حالی که وندل سعی می‌کند با قرص‌های آرام‌بخش و قهوه‌های تلخ آمریکایی، درد را سرکوب کند. صحنه خوردن ناهار طولانی در حالی که تابوت‌ها در حال جابجایی هستند، یکی از قوی‌ترین بیانیه‌های بیلی وایلدر درباره تفاوت این دو جهان‌بینی است.

۰۹

احترام به مرده؛ نمایش یا واقعیت؟

وندل می‌خواهد جنازه پدرش را در یک تابوت گران‌قیمت و با پرچم آمریکا بپوشاند تا در بالتیمور یک مراسم باشکوه برگزار کند. این نوع احترام، بیشتر جنبه سیاسی و اجتماعی (Social Status) دارد. در مقابل، روستاییان ایتالیایی که تابوت‌ها را دزدیده‌اند (به خاطر خسارت مزارعشان)، نگاهی کاملا پراگماتیک و در عین حال صمیمی به مرگ دارند. برای آن‌ها، مرده بخشی از حساب‌وکتاب‌های جاری زندگی است. آن‌ها با جنازه قهر نمی‌کنند، بلکه با او مثل یک آدم زنده که بدهکار است برخورد می‌کنند! این تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها مرگ را بیش از حد «مقدس و دور» می‌کنند، در حالی که ایتالیایی‌ها آن را «ملموس و نزدیک» نگه می‌دارند.

۱۰

تکنولوژی در برابر سنت‌های دستی

وقتی وندل درمانده می‌شود، به دولت آمریکا متوسل می‌شود و یک هلیکوپتر نظامی با ماموران دیپلماتیک از راه می‌رسند. ورود هلیکوپتر به جزیره آرام ایسکیا، نماد هجوم تکنولوژی آمریکایی برای حل مسئله مرگ است. آن‌ها می‌خواهند با قدرت موتور و نفوذ سیاسی، قوانین طبیعت و سنت را دور بزنند. تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ اینجا در تقابل «هلیکوپتر» و «قایق‌های چوبی» خلاصه می‌شود. در نهایت، حتی هلیکوپتر هم نمی‌تواند روح جزیره را شکست دهد. وایلدر با مسخره کردن مامور دولتی (جی.جی. بلمن)، نشان می‌دهد که دیپلماسی رسمی در برابر پیچیدگی‌های عاطفی مرگ و عشق، چقدر ناتوان و مضحک است.

۱۱

پذیرش میراث عاطفی به جای میراث مالی

در فرهنگ بیزنس‌آلود آمریکایی، مرگ والدین یعنی انتقال دارایی‌ها و سهام. وندل در ابتدا فقط به فکر مدیریت کمپانی پدرش است. اما در طول فیلم، او متوجه می‌شود که پدرش یک «میراث عاطفی» (Emotional Legacy) در ایتالیا به جا گذاشته است. تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در اینجا به بلوغ شخصیت وندل کمک می‌کند. او می‌فهمد که پدرش در ایتالیا خوشحال‌تر بوده چون آنجا او را نه به عنوان رئیس یک کارخانه، بلکه به عنوان «آقای آرمبراسترِ عاشق» می‌شناختند. پذیرش این موضوع برای وندل به معنای پذیرشِ بخشی از وجود خودش است که سال‌ها زیر لایه‌های پول و قدرت دفن شده بود.

۱۲

مرگ به عنوان بهانه‌ای برای تولد دوباره

در نهایت، تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در پایان‌بندی فیلم به یک وحدت عجیب می‌رسد. وندل که برای دفن کردن پدرش آمده بود، خودش دوباره متولد می‌شود (Rebirth). او نه تنها جنازه را با هویت یک فرد دیگر جابجا می‌کند تا آبروی خانوادگی حفظ شود، بلکه خودش هم تصمیم می‌گیرد هر سال به همان هتل برگردد و راه پدرش را با پاملا ادامه دهد. این یعنی نگاه ایتالیایی پیروز می‌شود: مرگ پایان نیست، بلکه حلقه‌ای از یک زنجیره طولانی از عشق و زندگی است. وایلدر با این پایان‌بندی، تلخیِ مرگ را به شیرینیِ یک شروع جدید تبدیل می‌کند و به ما می‌گوید که شاید بهترین راه برای احترام به مرده‌ها، این است که مثل آن‌ها (در بهترین لحظاتشان) زندگی کنیم.

Smart FAQ: سوالات متداولی که درباره تقابل فرهنگی آوانتی دارید

۱. چرا شخصیت وندل در ابتدای فیلم اینقدر نسبت به ایتالیایی‌ها بدبین است؟
وندل مظهر تفکر سرمایه‌داری و کارایی‌محور آمریکایی است که هر چیزی خارج از نظمِ ماشینی را عقب‌ماندگی می‌بیند. او تصور می‌کند ایتالیایی‌ها با تنبلی و بروکراسی‌شان فقط قصد دارند از او پول بگیرند یا وقتش را تلف کنند. این بدبینی ریشه در عدم درک او از مفهوم لذت و آرامش در زندگی دارد که در تضاد با تربیت خشک اوست. در واقع او از چیزی می‌ترسد که در درون خودش سرکوب کرده و آن هم رهایی از قید و بندهای شغلی است.
۲. نقش کارلو کارلوچی در تعدیل این تضاد فرهنگی چیست؟
کارلوچی به عنوان مدیر هتل، نقش یک کاتالیزور یا واسطه فرهنگی (Cultural Liaison) را بازی می‌کند که زبان هر دو طرف را می‌فهمد. او با صبر ایوبی، تندی‌های وندل را تحمل می‌کند و به تدریج او را با ظرافت‌های زندگی ایتالیایی آشنا می‌سازد. کارلوچی با استفاده از نفوذش در ادارات محلی، نشان می‌دهد که در ایتالیا «رابطه انسانی» مهم‌تر از «قانون خشک» است. او در واقع فرشته نجات وندل است که او را از یک بن‌بست اداری و روحی خارج می‌کند.
۳. آیا فیلم آوانتی نسبت به فرهنگ آمریکایی نقد تندی دارد؟
بله، بیلی وایلدر با ظرافت، سطحی‌نگری و ریاکاریِ طبقه حاکم آمریکا در آن دوران را به چالش می‌کشد. شخصیت بلمن که با هلیکوپتر می‌آید، نماد دولتی است که می‌خواهد حتی برای احساسات مردم هم بخشنامه صادر کند. فیلم نشان می‌دهد که چطور سیستم آمریکایی، آدم‌ها را به مهره‌های بی‌روحی تبدیل کرده که حتی در برابر مرگ عزیزانشان هم به فکر منافع سیاسی هستند. این نقد نه با خشم، بلکه با زبان طنز و استهزا بیان می‌شود که تاثیرگذاری آن را دوچندان می‌کند.
۴. چرا موضوع «کاهش وزن» پاملا در فیلم مطرح می‌شود؟
این موضوع به تضاد استانداردهای زیبایی در غرب و نگاه انسانی‌تر در اروپا اشاره دارد. پاملا به خاطر فشارهای اجتماعی همیشه نگران وزن خود است، اما در محیط ایتالیا متوجه می‌شود که جذابیت او فراتر از اعداد روی ترازوست. وندل هم در ابتدا تحت تاثیر همان کلیشه‌های آمریکایی است، اما کم‌کم عاشق روحیه و شخصیت پاملا می‌شود. این زیرداستان نشان می‌دهد که چطور فرهنگ‌های متفاوت، تعریف متفاوتی از «پذیرش خویشتن» و زیبایی ارائه می‌دهند.
۵. مفهوم «فردا» (Domani) در فرهنگ ایتالیایی فیلم چه جایگاهی دارد؟
کلمه «دومانی» در فیلم به یک شوخی تکرار شونده تبدیل شده که وندل را تا مرز جنون می‌برد. در نگاه آمریکایی، کاری که امروز می‌توان انجام داد نباید به فردا بیفتد، اما ایتالیایی‌ها معتقدند فردا هم روز خداست. این کلمه نمادِ مقاومت در برابر فشار زمان و استرس‌های دنیای مدرن است که در فیلم به خوبی تصویر شده است. در نهایت، وندل هم یاد می‌گیرد که بعضی چیزها را به فردا بسپارد و از لحظه حال استفاده کند.
۶. آیا برخورد ایتالیایی‌ها با مرگ در این فیلم واقع‌گرایانه است؟
فیلم آوانتی بیشتر بر اساس کلیشه‌های فرهنگی (Stereotypes) جذاب ساخته شده تا یک واقعیت محض اجتماعی. وایلدر از این کلیشه‌ها استفاده می‌کند تا حرف‌های عمیق‌تری درباره روح بشر و تقابل سنت و مدرنیته بزند. البته ریشه‌های این برخورد گرم و آیینی با مرگ در فرهنگ مدیترانه‌ای به وضوح دیده می‌شود و کاملا ساختگی نیست. فیلم با غلو کردن در این ویژگی‌ها، تضاد مورد نظر کارگردان را برای بیننده ملموس‌تر و خنده‌دارتر کرده است.
۷. چرا فیلم آوانتی با وجود نقدهای مثبت اولیه، در گیشه موفقیت بزرگی کسب نکرد؟
در سال ۱۹۷۲، ذائقه سینمایی مخاطبان آمریکایی به سمت فیلم‌های خشن‌تر و جدی‌تر (مثل پدرخوانده) حرکت کرده بود. آوانتی با ریتم آرام و کمدی رمانتیکِ کلاسیکش، کمی قدیمی به نظر می‌رسید و برای نسل جوان آن زمان جذابیت فوری نداشت. همچنین طولانی بودن زمان فیلم (نزدیک به دو ساعت و نیم) مانعی برای اکران‌های پر تعداد در سینماها بود. اما با گذشت زمان، منتقدان و عشقِ‌سینماها متوجه ارزش‌های لایه‌ای و نبوغ وایلدر در این اثر شدند و آن را به یک فیلم کالت تبدیل کردند.

جمع‌بندی نهایی

تضاد فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی در برخورد با مرگ در فیلم آوانتی، آیینه‌ای است که بیلی وایلدر جلوی جامعه مدرن می‌گیرد تا پوچیِ شتاب‌زدگی‌های بی‌مورد را نشان دهد. این فیلم به ما می‌آموزد که مرگ، با تمام تلخی‌اش، نباید باعث شود که انسانیت، عشق و لذت از زیبایی‌های کوچک زندگی را فراموش کنیم. وندل آرمبراستر در سفری ناخواسته، از یک ماشینِ پول‌سازی به انسانی تبدیل می‌شود که می‌تواند زیباییِ یک غروب را درک کند و با گذشته پدرش آشتی نماید. آوانتی وصیت‌نامه سینماییِ مردی است که معتقد بود زندگی در جزئیاتِ به ظاهر بی‌اهمیت جریان دارد و گاهی یک لبخند در یک اداره شلوغِ ایتالیایی، از صدها قرارداد تجاری ارزشمندتر است. در نهایت، فیلم با نثری شاعرانه و گزنده، ما را به آرامش دعوت می‌کند.

شما طرفدار کدام نگاه هستید؟

به نظر شما در دنیای پرسرعت امروز، هنوز هم جایی برای نگاه «آوانتی» و حوصله ایتالیایی وجود دارد؟ آیا ما هم مثل وندل، درگیر بروکراسی‌های ذهنی خودمان هستیم؟ نظراتتان را درباره این تقابل فرهنگی و تجربه تماشای این شاهکار در بخش کامنت‌ها بنویسید تا با هم گپ بزنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]