۲۰ کار جالبی که با نوارهای کاست انجام می‌دادیم

۱. ضبط موزیک‌های رادیویی

یکی از خاطره‌انگیزترین کارها ضبط کردن موزیک‌های محبوب از رادیو بود. وقتی آهنگ مورد علاقه‌مان پخش می‌شد، با سرعت دکمه ضبط را فشار می‌دادیم تا آن را روی نوار کاست ضبط کنیم. بسیار اوقات پارازیت و صدای تداخل ایستگاه رادیویی مجاور دیوانه‌مان می‌کرد. خیلی وقت‌ها هم موسیقی کامل پخش نمی‌شد و وسط آن مجری روی موسیقی چیزی می‌گفت. من هنوز تعدادی از ترانه‌های محبوب را با صدای خش خش و صدای پارازیت در ذهن دارم.

در شرجی تابستان گاهی می‌توانستیم موسیقی از کانال FM ضبط کنیم. این مربوط به سال‌های آغاز جوانی می‌شود و برای خود تحولی بود.

۲. ساختن میکس‌تیپ‌های شخصی یا همان سلکشن‌ها

ساختن سلکشن‌ها یکی از سرگرمی‌های محبوب بود. با انتخاب آهنگ‌های مختلف و ضبط آن‌ها روی یک نوار، یک مجموعه منحصر به فرد از آهنگ‌های مورد علاقه‌مان را ایجاد می‌کردیم. البته این کار ساده‌ای نبود. چون نیاز به رادیوضبط دوکاسته داشت. بله این طور نبود که قطعات موسیقی را در فولدر کپی پیست کنید. باید منتظر می‌ماندید تا یک موسیقی مورد علاقه از آغاز تا پایان روی نوار دیگر ضبط شود. برخی از رادیوضبطهای دوکاسته امکان ضبط سریع‌تر می‌دادند، اما خب به کیفیت این کار همیشه شک داشتم.

۳. هدیه دادن سلکشن

سلکشن ه عنوان هدیه‌های شخصی‌سازی شده و خاص بین دوستان و عشق‌ها محبوب بودند. هر آهنگ یک پیام خاص داشت و به گیرنده احساس ویژه‌ای می‌داد. برای دوستان «عادی» نشانه‌ای از باکلاس بودن و ما حتی موسیقی‌ها را که چندان دوست نداشتیم، داخل سلکشن می‌کردیم که خاص بودن خود را بنمایانیم. آنهایی هم که توفیق هدیه به دوستان «خاص‌»تر داشتن احساسات قلبی خود را در ترک‌های موسیقی پنهان می‌کردند. بله! آن زمان عشق پیچیدگی‌های خاص خود را داشت!

۴. استفاده از کاورهای دست‌ساز یا لیست‌های ایجاد شده با حرف‌برگردان

برای هر نوار کاست، یک کاور دست‌ساز طراحی می‌کردیم. این کاورها با نقاشی‌ها و نوشتارهای خاص، نوارها را منحصر به فرد می‌کردند. استفاده از حرف‌برگردان هم عالمی داشت. در دنیای آنالوگ دوست داشتیم برای خود نوارهای رسمی و اوررجینال تهیه کنیم و ساعاتی صرف کار با حرف‌برگردان‌ها می‌شد.

۵. تعویض نوارها با دوستان

تعویض نوارهای کاست با دوستان راهی برای کشف موزیک‌های جدید بود. این کار به ما اجازه می‌داد تا به آهنگ‌های جدیدی گوش کنیم که شاید خودمان آن‌ها را پیدا نمی‌کردیم. البته اغلبمان آن تکه پلاستیکی ضدضبط پایین نوار را می‌شکستیم تا عفلتا دوستمان، دستش روی دکمه ضبط نرود و نوار را خراب نکند.

۶. باز کردن نوارها و تعمیر آن‌ها

اگر نوار کاست گیر می‌کرد یا خراب می‌شد، با صبر و حوصله آن را باز می‌کردیم و تلاش می‌کردیم تا دوباره درستش کنیم. در این قسمت نواع جراحی‌ها مرسوم بود!

۷. ضبط کردن پیام‌های شخصی

نوارهای کاست برای ضبط پیام‌های شخصی نیز استفاده می‌شدند. پیام‌های تولد، تبریک یا حتی پیام‌های عاشقانه را روی نوار ضبط می‌کردیم و به عزیزان‌مان هدیه می‌دادیم.

۸. استفاده از مداد برای بازگرداندن نوار

وقتی نوار کاست گیر می‌کرد یا به هم می‌ریخت، با استفاده از یک مداد نوار را به آرامی باز می‌گرداندیم تا دوباره قابل استفاده شود.

۹. تنظیم اکولایزر دستی

برای بهبود کیفیت صدای نوارها، اکولایزر دستی را تنظیم می‌کردیم تا بهترین صدا را از نوارها بگیریم.

۱۰. کشف هنرمندان جدید از طریق نوارها

نوارهای کاست راهی برای کشف هنرمندان و آلبوم‌های جدید بودند. دوستان و خانواده نوارهایی با آهنگ‌های ناشناخته به ما می‌دادند و ما از این طریق به موزیک‌های جدید آشنا می‌شدیم. بماند که گاهی این هنرمند بیش از یک دهه شهره آفاق بود و فقط ما بودیم که حس کشف او را داشتیم. بعد باید یکی دو سال منتظر می‌ماندیم تا به صورت شانسی به کاست دیگری از او دست می‌یافتیم.

۱۱. شرکت در کلوب‌های نوار کاست

کلوب‌های نوار کاست جایی بودند که برخی‌ها می‌توانستند نوارهای مختلف را قرض بگیریم و پس از گوش دادن، آن‌ها را پس دهیم. این کلوب‌ها فرصتی برای دسترسی به موزیک‌های جدید و متنوع بودند. در ایران البته چنین چیزی مرسوم نبود. مگر اینکه فروشنده‌ای با احتیاط نوارها را برای عرضه می‌آورد.

۱۲. ضبط کنسرت‌های زنده

با ضبط کنسرت‌های زنده روی نوار کاست، می‌توانستیم تجربه حضور در کنسرت را به خانه ببریم و بارها و بارها به آن گوش دهیم. خب! کنسرت در زمان ما قفل بود!

۱۳. ایجاد آرشیو شخصی از نوارها

آرشیو کردن نوارهای کاست یکی از سرگرمی‌های محبوب بود. هر نوار به دقت برچسب‌گذاری و سازماندهی می‌شد تا دسترسی به آهنگ‌های مختلف آسان باشد. کمی قبل از زمان CD‌و MP3 حجم نوارهای کاست ما خیلی زیاد شده بود و من خودم یادم می‌آمد که یکی دو قفسه کتابخانه‌ام را اشغال کرده بود.

تعدادی از این کاست‌ها را در دوران اوج عرصه مجاز نوارهای کاست خریده بودم که عمدتا نوارهای بی‌کلام بودند. این دوران هم دوران شیرینی بود. دو سه سال بعد توانستم ترانه بی‌کلام را به صورت باکلام از اینترنت و جاهای دیگر تهیه کنم و بشنوم.

۱۴. استفاده از نوارهای کاست در ماشین

ماشین‌های دارای پخش کاست، جایی بودند که می‌توانستیم در طول سفر به نوارهای محبوب‌مان گوش کنیم و از مسیر لذت ببریم. که این هم البته داستان‌های فرعی دارد که بهتر است از آن بگذریم!

۱۵. اشتراک‌گذاری نوارهای آموزش زبان

نوارهای کاست برای آموزش زبان‌های خارجی نیز استفاده می‌شدند. با گوش دادن به این نوارها، می‌توانستیم مهارت‌های زبانی خود را بهبود بخشیم. من بیشتر از 4-6 نوار کاست این طوری نداشتم و بیشتر به رادیو برای یادگیری زبان پناه می‌بردم. دبیری داشتیم که می‌گفت گوش دهید، هر چند از هر بیشت کلمه یکی‌اش را بفهمید.

۱۶. گوش دادن به کتاب‌های صوتی

کتاب‌های صوتی ضبط شده روی نوارهای کاست، راهی عالی برای لذت بردن از کتاب‌ها بدون نیاز به خواندن آن‌ها بود. البته در ایران بیشتر کتاب‌های کودکانه، به صورت کتاب‌های گویا درمی‌آمدند. هنوز سال‌ها تا محبوب شدن کتاب‌های گویا باقی مانده بود.

اما من خیلی پیش‌تر از دوره محبوبیت کاست‌ها وقتی 10 سالم بیشتر نبود داستان کوتاه ضبط می‌کردم. کاش آن نوارها را داشتم.

۱۷. استفاده از نوارهای کاست در جلسات گروهی

نوارهای کاست در جلسات گروهی و دورهمی‌ها برای پخش موسیقی و ایجاد فضای دوستانه استفاده می‌شدند.

۱۸. ضبط برنامه‌های رادیویی مورد علاقه

به جز موسیقی ما برنامه‌های خاصی را دوست داشتیم ضبط کنیم و دوباره گوش کنیم. مانند برنامه صبح جمعه با شما یا قصه شب. رادیو یکی دو برنامه علمی داشت که آن را هم ضبط می‌کردم. یادم می‌آمد یکی از این برنامه‌های داستان‌های علمی تخیلی را به صورت نمایش رادیویی درمی‌آورد و من بسیار به شنیدن آن علاقه داشتم.

من حتی گزارش زنده رادیویی فوتبال را هم ضبط می‌کردم!

۱۹. ساختن داستان‌های صوتی

این هم کاری بود که چند کاری کردم. چند داستان کوتاهی که نوشتم بودم را قرائت می‌کردم و چیزی شبیه پادکست برای خودم می‌ساختم.

۲۰. ضبط کردن صدای طبیعت!

این هم کاری بود که شخصا می‌کردم. در کودکی پرستوها به خانه پدری می‌آمدند و من صدای پرستوها و جوجه‌هایشان را ضبط می‌کردم. حتی آزمایش می‌کردم که اگر صدای جوجه‌های گرسنه را ضبط و پخش کنم، تغییری در رفتار والدینشان ایجاد می‌شود. دریغ که آن دوران پرخلاقیت که می‌توانست با ابزار مناسب و توشیق خیلی پویاتر باشد، خیلی زود گذشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]