عنوان بلوک
- پزشکی و سلامت

پنج عمل و فرایند پزشکی که باید خشنود باشید، دیگر وجود ندارند!
خیلی وقتها ما در مورد سادگی و صفای زندگی پیشینیان، در جمعهای خودمانی صحبت میکنیم، زمانی که لازم نبود، اینقدر به فکر پول درآوردن و آیندهنگری بود و هر روز آدمها ساعتهای زیادی برای جمع شدن کنار هم و صحبت رو در رو داشتند. اما در عالم واقع، تا زمانی…
- گوناگون

آیا میدانستید که تا قرن هفدهم، کتابها را به شکل دیگری در کتابخانهها میچیدند؟
شما به چه صورت کتابها را در کتابخانه خانهتان میچینید. گزینههای زیادی وجود دارند: خیلیها کتاب را تقریبا به همام ترتیب خرید، در کتابخانه قرار میدهند و از حافظهشان بهره میگیرند و حداکثر کاری که برای چینش منظم میکنند این است که کتابهای چند نویسنده را در کنار هم قرار…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

کتاب «فوت و فن های عشق ورزیدن : چگونه دل محبوبمان را به دست آوریم»، نوشته توماس دبلیو.مک نایت
شما فکر میکنید علت پرفروش بودن کتابهای مربوط به راهکارهای عشقی در دو دهه گذشته چیست؟ تمام کسانی که به عشق زندگیشان دست نیافتهاند پاسخ این سؤال دردناک را میدانند. واقعا جای تعجب است که انسان با وجود تمام موفقیتهای درخشان در عرصه صنعتی، در عرصه عشق هنوز اندرخم یک…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «آخرین پدرخوانده»، نوشته ماریو پوزو
پیشگفتار مترجم فیلم “پدرخوانده” را بسیاری دیدهاند. این فیلم سه قسمتی برای من نیز، چون دیگران، جالب بود. نوعی علاقه به مفهومی که فیلم سعی در بیانش داشت به شخصیت دان ویتو کورلئونه(۱) و دان مایکل کورلئونه(۲) احساس میکردم. میدانستم که فیلم براساس کتابی به همین نام، نوشتهٔ ماریو پوزو(۳)…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

فیلم پدرخوانده را دیدهاید، اما بهتر است کتاب «پدرخوانده» را هم بخوانید
بخش کوتاهی از آغاز کتاب پدرخوانده، نوشته ماریو پوزو: کتاب اول در پس هر ثروتی جنایتی است. بالزاک فصل اول آمریگو بوناسرا(۲) در دادگاه جنایی شمارهٔ ۳ نیویورک به انتظار عدالت نشست؛ به انتظار انتقام از مردانی که آنطور بیرحمانه به دخترش آسیب رسانده بودند، چون سعی کرده بودند به…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بخش کوتاهی از کتاب «تنها در پاریس»، نوشته جوجو مویز
۱. تنها در پاریس نل کیفش را برروی صندلی پلاستیکی ایستگاه جابهجا کرد و برای هشتاد و نهمین بار به ساعت دیواری نگاه کرد. در شیشهای ورودی باز شد، به عقب نگاه کرد. مسافر دیزنیلند است؛ پدر و مادری با کالسکهٔ بچه؛ بچههایی که جیغ میکشند؛ معلوم است آنها مسافت…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بخش کوتاهی از کتاب «من پیش از تو»، جوجو مویز
۱ . ۲۰۰۷ وقتی از حمام بیرون میآید، زن هم بیدار شده است، به بالش تکیه داده و کتابچهٔ راهنمای مسافرت کنار تختخوابش را ورق میزند. یکی از بلوزهای مرد را پوشیده و موهای بلندش طوری بههمریخته که ناخودآگاه شب گذشته را بهذهن میآورد. مرد همانجا میایستد و با حوله…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

بخش کوتاهی از کتاب «پس از تو»، نوشته جوجو مویز
فصل اول مردِ تنومندِ انتهای بار شُرشر عرق میریزد. سرش را پایین گرفته و نگاهش به گیلاس ویسکی است، اما هرازگاهی به پشت سرش، به در ورودی، نگاه میکند. دانههای عرق، زیر نور مهتابی، میدرخشند. مرد نفس عمیق و بیثباتی میکشد؛ یک آه مبدل، بعد دوباره به گیلاسش نگاه میکند.…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «میوه خارجی» (رها در باد)، نوشته جوجو مویز
مقدمه کتاب «میوه خارجی» یکبار مادرم به من گفت اگر سیب پوست بکنم و پوستش را بدون این که تکهتکه شود، از پشت سرم به زمین پرت کنم، میتوانم به هویت مردی که با او ازدواج خواهم کرد پی ببرم. تکه پوست به شکل حرفی روی زمین میافتد، دستکم بعضی…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

معرفی کتاب «اینشتین عاشق: عاشقانهای علمی»، نوشته دنیس اوربای
مقدمه: قدسی و گستاخانه جادهٔ منتهی به «اسپلاژن»، از شهر قدیمی «چیاونا»، با عبور از پیچهای تند بسیار و تونلهای یکسویه در دل صخرهها از کوههای «آلپ» بالا میرود. از جنگلی کمنور و سرسبز گذشته و قلههای سنگی، روشن و پُرباد و مرز «سوئیس» را در طول چندمایل زیبا…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

کتاب «استخوان خوک و دستهای جذامی»، نوشته مصطفی مستور
بخش کوتاهی از آغاز کتاب «استخوان خوک و دستهای جذامی»: شب. پنجرهٔ رو به خیابانِ آپارتمانی در طبقهٔ چهاردهم برج مسکونی خاوران ناگهان باز شد و مردی ــ اسمش دانیال ــ انگار کلهاش را آتش زده باشند، رو به خیابان جیغ کشید: «اون پایین دارید چیکار میکنید؟ با شما هستم!…
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

کتاب «روی ماه خداوند را ببوس»، نوشته مصطفی مستور
چند شاخه گل ارکیدهٔ صورتی میخرم و آنها را روی صندلی عقب ماشین میاندازم. میروم فرودگاه. ته افق، خورشید روی آسفالت جادهٔ کرج جان میکنَد. نه سال پیش که مهرداد رفت آمریکا من و او دو سالی بود که در رشتهٔ فلسفهٔ دانشگاه تهران قبول شده بودیم. مهرداد آن قدر…











