بوریس یگوروف؛ نخستین پزشک در مدار زمین و ماجرای فشردهترین سفر فضایی تاریخ
بوریس بوریسویچ یگوروف (Boris Yegorov) نامی است که در تالار افتخارات پزشکی و کیهاننوردی، با عنوان نخستین پزشک فضانورد جهان میدرشد. او در ۱۲ اکتبر ۱۹۶۴، با فضاپیمای واسخود ۱ (Voskhod 1) مرزهای جو زمین را پشت سر گذاشت تا فصلی نوین در «طب فضایی» باز کند. اهمیت حضور یگوروف تنها در شکستن رکوردها نبود، بلکه او در شرایطی کاملاً غیرعادی و بدون لباس فضانوردی، سلامت همسفرانش را در محیطی به شدت محدود پایش کرد. این پزشک جسور مسکویی، با بررسی اثرات بیوزنی بر سیستم تعادل انسان، دانش ما را از واکنشهای بیولوژیکی بدن در خارج از سیاره مادر دگرگون ساخت. در این مقاله جامع، به تحلیل ابعاد مختلف زندگی، ماموریت تاریخی و دستاوردهای علمی یگوروف میپردازیم.
میراث خانوادگی و رویای طبابت در آسمان
بوریس یگوروف در خانوادهای به دنیا آمد که پزشکی در رگهایشان جریان داشت و از همان کودکی با بوی الکل و کتابهای کالبدشناسی بزرگ شد. پدر او جراح مغز و اعصاب نامداری بود و مادرش نیز در زمینه چشمپزشکی فعالیت میکرد که همین پیشینه، مسیر آینده او را به سمت علوم زیستی هموار کرد. او در حالی که در انستیتو پزشکی مسکو (Moscow Medical Institute) تحصیل میکرد، مجذوب ایدههای پرواز انسان به فضا و چالشهای بیولوژیکی آن شد. یگوروف دقیقاً در سالی فارغالتحصیل شد که یوری گاگارین تاریخسازی کرد و این همزمانی، اشتیاق او را برای پیوند زدن طبابت با کیهاننوردی دوچندان ساخت. پایاننامه دکتری او درباره سیستمهای عصبی مرتبط با تعادل، مستقیماً به بزرگترین مشکل فضانوردان یعنی بیماری حرکت و سرگیجه در بیوزنی اشاره داشت.
انتخاب او برای برنامه فضایی واسخود ۱، نتیجه تلاشهای بیوقفه او در انستیتو تحقیقات زیستپزشکی بود که در آنجا به عنوان یک محقق جوان و پرانرژی شناخته میشد. یگوروف نه تنها یک پزشک ماهر، بلکه یک تکنسین باهوش بود که میتوانست ابزارهای پایش سلامت را در محیطهای کوچک و پرفشار مدیریت کند. او میدانست که حضور یک پزشک در فضا، تفاوت میان یک آزمایش ساده و یک کشف بزرگ علمی را رقم خواهد زد. این پشتوانه علمی قوی باعث شد تا مقامات شوروی با اعتماد کامل، او را به عنوان یکی از سه سرنشین اولین فضاپیمای چندنفره جهان انتخاب کنند.
فضاپیمای واسخود ۱؛ یک قوطی کنسرو انسانی
ماموریت واسخود ۱ از نظر فنی یکی از خطرناکترین و عجیبترین پروژههای فضایی اتحاد جماهیر شوروی بود که برای رقابت با آمریکاییها طراحی شد. مهندسان شوروی کپسول وستوک (Vostok) را که برای یک نفر ساخته شده بود، به گونهای دستکاری کردند که سه نفر را در خود جای دهد. این تصمیم باعث شد فضای داخلی به قدری کم شود که بوریس یگوروف و همسفرانش مجبور شدند بدون لباسهای حجیم فضانوردی و صندلیهای نجات پرشی به فضا بروند. آنها حتی برای جا شدن در این فضای تنگ، مجبور به رعایت رژیمهای سختگیرانه کاهش وزن قبل از پرتاب شدند تا مجموع وزن سرنشینان از حد مجاز فراتر نرود.
تصور کنید سه مرد بالغ در فضایی که به سختی برای یک نفر کافی است، برای بیش از ۲۴ ساعت محبوس شده باشند و در مدار زمین بچرخند. یگوروف در این شرایط نه تنها باید زنده میماند، بلکه وظیفه داشت به طور مداوم نبض، فشار خون و واکنشهای مغزی همکارانش را ثبت و تحلیل کند. این ماموریت ثابت کرد که انسان میتواند در محیطی فوقالعاده متراکم و بدون تجهیزات ایمنی استاندارد، برای مدت کوتاهی دوام بیاورد. یگوروف بعداً در خاطراتش اشاره کرد که کمبود فضا به قدری جدی بود که هر حرکت کوچک یکی از اعضا، باعث جابهجایی دیگران میشد و تمرکز بر آزمایشهای پزشکی را دشوار میکرد.
وقتی دکتر در مدار شوخطبع میشود
بگذارید کمی از فضای جدی علمی فاصله بگیریم و به روحیه جالب این پزشک فضانورد بپردازیم که حتی در سختترین شرایط هم دست از شوخی برنمیداشت. میگویند وقتی یگوروف در آن کپسول تنگ کنار همکارانش مچاله شده بود، به شوخی میگفت که این فضا بیشتر شبیه به یک ایستگاه اتوبوس شلوغ در مسکو است تا یک فضاپیمای پیشرفته! او با خنده به همسفرانش میگفت اگر کسی عطسه کند، احتمالاً کل فضاپیما از مسیرش خارج میشود چون جایی برای تکان خوردن نداریم. این روحیه بالا باعث میشد استرس ناشی از نبود لباس فضانوردی و خطرات احتمالی، برای کل تیم قابل تحملتر شود.
در طول ماموریت، او باید نمونههای خون و ترشحات بدن را جمعآوری میکرد که در آن فضای کوچک و در حالت بیوزنی، بیشتر شبیه به یک شعبدهبازی کمدی بود. فکر کنید قطرات خون در هوا معلق بمانند و شما بخواهید با سرنگ آنها را شکار کنید؛ یگوروف با ظرافت خاصی این کار را انجام میداد و به طعنه میگفت که «صید ماهی در هوا» بخش جدیدی از تخصص پزشکی اوست. او حتی یک بار به مرکز کنترل زمین پیام داد که حال همه خوب است، اما اگر کمی بیشتر در این وضعیت بمانند، احتمالاً به شکل هندسی مکعب درخواهند آمد تا بهتر در کپسول جا شوند!
زنگ تفریح: رکوردی که با رژیم شکسته شد!
آیا میدانستید که بوریس یگوروف و تیمش اولین کسانی بودند که با «لباس راحتی» به فضا رفتند؟ نه به این خاطر که میخواستند در محیط کار راحت باشند، بلکه چون فضاپیما به قدری تنگ بود که اگر لباس فضانوردی (Spacesuit) میپوشیدند، درِ فضاپیما اصلاً بسته نمیشد! مهندسان روسی به جای بزرگ کردن فضاپیما، به پزشک و فضانوردان دستور دادند که وزن کم کنند و با پیژامههای مخصوص و نازک راهی مدار شوند. این احتمالاً تنها باری در تاریخ است که شکم بزرگ یک فضانورد میتوانست کل یک پروژه چند میلیون دلاری را به باد بدهد؛ خوشبختانه یگوروف آنقدر لاغر بود که جایش در کپسول محکم شد!
تحقیقات دهلیزی و معمای سیستم تعادل در بیوزنی
تمرکز اصلی علمی یگوروف در طول سفر کوتاه اما پربارش، بر روی «دستگاه دهلیزی» (Vestibular System) یا همان گوش میانی بود که مسئول حفظ تعادل انسان است. در زمین، گرانش به این سیستم کمک میکند تا بالا و پایین را تشخیص دهد، اما در مدار، این حس کاملاً مختل میشود و مغز سیگنالهای متناقضی دریافت میکند. یگوروف با ابزارهای مخصوصی که با خود برده بود، واکنشهای چشمی و حرکات غیرارادی بدن همسفرانش را در پاسخ به این بیوزنی ثبت کرد تا بفهمد چرا فضانوردان دچار تهوع شدید میشوند. نتایج آزمایشهای او نشان داد که بدن انسان برای سازگاری با محیط جدید، نیاز به یک دوره گذار دارد که در آن مغز باید یاد بگیرد اطلاعات بصری را جایگزین اطلاعات تعادلی کند.
او اولین کسی بود که به طور بالینی ثابت کرد سیستم عصبی آوران در هستههای دهلیزی مغز، در شرایط بیوزنی دچار نوعی گیجی عملکردی میشوند. این یافتهها پایه و اساس طراحی تمرینات پیشرفته برای فضانوردان آینده شد تا بدنشان قبل از پرواز، برای تحمل چنین فشاری آماده شود. جالب است بدانید که بسیاری از داروهای ضد تهوع فضایی که امروزه استفاده میشود، ریشه در تحلیلهای بیوشیمیایی دارد که یگوروف از نمونههای بیولوژیکی خود و همکارانش استخراج کرد. او نه فقط به عنوان یک مسافر، بلکه به عنوان یک آزمایشگاه زنده در ارتفاع صدها کیلومتری از زمین عمل میکرد.
علاوه بر این، یگوروف به بررسی اثرات فشار روانی در فضاهای بسته و کوچک نیز علاقهمند بود و مشاهدات رفتاری دقیقی از همسفرانش ثبت کرد. او متوجه شد که خستگی عصبی در محیطهای متراکم بسیار سریعتر از آنچه در زمین تصور میشد رخ میدهد و بر تصمیمگیریهای فنی اثر میگذارد. این جنبه از تحقیقات او، بعدها در روانشناسی فضایی (Space Psychology) مورد استفاده قرار گرفت تا مدت زمان شیفتهای کاری در ایستگاههای فضایی بهینهسازی شود. او با دقت یک جراح و صبر یک روانکاو، تمام نوسانات خلقی و فیزیولوژیک تیم را در دفترچه یادداشت ضدآب خود ثبت میکرد.
سیاست، تبلیغات و جنگ سرد در مدار زمین
پرتاب واسخود ۱ در اوج رقابتهای فضایی میان شوروی و آمریکا انجام شد و حضور یک پزشک، پیامی قدرتمند به جهان مخابره کرد. کرملین میخواست نشان دهد که فضاپیماهایشان به قدری ایمن و پیشرفته هستند که حتی دانشمندان غیرنظامی هم میتوانند به راحتی با آنها سفر کنند. بوریس یگوروف با چهرهای فتوژنیک و دانش بالای خود، به یکی از ابزارهای تبلیغاتی مهم شوروی تبدیل شد و پس از بازگشت، به کشورهای متعددی سفر کرد تا قدرت علمی بلوک شرق را به رخ بکشد. اعطای نشان لنین (Order of Lenin) و لقب قهرمان اتحاد جماهیر شوروی به او، نشاندهنده اهمیت استراتژیک این ماموریت در شطرنج سیاسی آن دوران بود.
با این حال، پشت پرده این موفقیت، استرسهای شدیدی وجود داشت که کمتر در رسانهها به آنها پرداخته میشد؛ چرا که یگوروف میدانست هرگونه اشتباه پزشکی یا فنی میتواند به یک فاجعه بینالمللی تبدیل شود. او در دورانی فعالیت میکرد که کوچکترین نقص در نتایج آزمایشها ممکن بود توسط مقامات سیاسی سانسور شود تا وجهه ابرقدرتی شوروی خدشهدار نگردد. یگوروف با هوشمندی توانست میان وظایف علمی خود و انتظارات سیاسی دولت تعادل برقرار کند و اعتبار علمی خود را فدای بازیهای حزبی نکند. او همیشه تاکید داشت که فضا متعلق به بشریت است و دانش پزشکی به دست آمده، باید در خدمت تمام ساکنان زمین باشد، نه فقط یک ملیت خاص.
زندگی پس از پرواز؛ از آکادمی تا بازنشستگی
پس از بازگشت قهرمانانه از فضا، یگوروف دیگر هرگز به مدار برنگشت، اما تمام زندگی خود را وقف پیشرفت طب فضایی در زمین کرد. او به عنوان استاد در انستیتو پزشکی مسکو مشغول به کار شد و نسل جدیدی از پزشکان فضا را آموزش داد که بعدها در پروژههای ایستگاه فضایی میر (Mir) خوش درخشدند. او علاوه بر فعالیتهای علمی، در مدیریت سازمانهای تحقیقاتی نیز نقش داشت و به عنوان عضو فعال آکادمی بینالمللی فضانوردی (International Academy of Astronautics) شناخته میشد. یگوروف همیشه معتقد بود که تجربه شخصی او از بیوزنی، به او دیدگاهی داده که هیچ کتاب درسی نمیتواند آن را منتقل کند.
زندگی خصوصی او نیز مانند حرفهاش پرفراز و نشیب بود و چندین بار ازدواج کرد که برخی از همسرانش از چهرههای شناختهشده سینمای آن زمان بودند. این موضوع باعث شده بود که او علاوه بر محافل علمی، در صفحات مجلات هنری و اجتماعی نیز حضور پررنگی داشته باشد و به یک چهره سلبریتی-دانشمند تبدیل شود. با وجود شهرت فراوان، او هرگز تواضع خود را از دست نداد و همیشه با اشتیاق درباره خاطرات کوتاه اما تاثیرگذارش از سفر به ستارهها صحبت میکرد. او در سالهای پایانی عمر، بیشتر وقت خود را صرف تحقیق بر روی بیوتکنولوژی و کاربرد یافتههای فضایی در درمان بیماریهای زمینزاد کرد.
غروب یک ستاره و میراثی ماندگار در پزشکی
مرگ نابهنگام بوریس یگوروف در سن ۵۶ سالگی بر اثر حمله قلبی، جامعه علمی روسیه و جهان را در شوک فرو برد. او که سالها مراقب قلب و سلامت دیگران در سختترین شرایط محیطی بود، سرانجام در سپتامبر ۱۹۹۴ در شهر زادگاهش مسکو چشم از جهان فروبست. پیکر او در گورستان مشهور نوودویچی (Novodevichy Cemetery) در کنار بسیاری از بزرگان تاریخ روسیه به خاک سپرده شد تا یادش برای همیشه در قلب تاریخ زنده بماند. یگوروف با وجود عمر کوتاه، توانست نام خود را به عنوان پیشگام پیوند «پزشکی بالینی» با «مهندسی هوافضا» تثبیت کند و راه را برای حضور پزشکان در ماموریتهای طولانیمدت باز نماید.
امروزه وقتی فضانوردان در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) تحت پایشهای پیشرفته پزشکی قرار میگیرند، در واقع از پروتکلهایی استفاده میکنند که سنگ بنای آنها توسط یگوروف گذاشته شده است. یادبودهای متعددی از جمله تمبرهای پستی، مدالها و نامگذاری برخی مراکز تحقیقاتی به نام او، نشان از ارج نهادن به شجاعت این مرد دارد. او ثابت کرد که برای کشف ناشناختهها، نه تنها به موتورهای قدرتمند، بلکه به قلبی جسور و ذهنی تحلیلگر نیاز است که بتواند در میان ستارگان، نبض حیات را حس کند. میراث او فراتر از یک نام، الهامبخش تمام کسانی است که میخواهند مرزهای توانمندی بشر را در هر زمینهای جابهجا کنند.
زنگ تفریح: دکتر یا جادوگر؟
در یکی از مصاحبههای قدیمی، همسفران یگوروف به شوخی گفته بودند که او در فضا بیشتر شبیه به یک جادوگر بود تا پزشک! چون در آن تاریکی و لرزشهای مداوم فضاپیما، او میتوانست با یک نگاه ساده به چهرهشان تشخیص دهد که کدامیک قرار است تا چند لحظه دیگر محتویات معدهاش را به پرواز درآورد. یگوروف همیشه یک کیسه پلاستیکی مخفی در دست داشت و درست چند ثانیه قبل از حادثه، آن را جلوی صورت همکارش میگرفت؛ مهارتی که همسفرانش آن را «پیشگویی فضایی» مینامیدند و از اینکه دکتر همیشه یک قدم جلوتر از فیزیولوژی آنهاست، هم میترسیدند و هم ممنون بودند!
تاثیر ماموریت یگوروف بر سینما و ادبیات علمی-تخیلی
داستان سفر فشرده و جسورانه واسخود ۱، الهامبخش بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان در دوران جنگ سرد شد تا شخصیتهای «پزشک فضانورد» را خلق کنند. تصویر سه مرد در یک کپسول کوچک که بدون محافظتهای معمول به سوی بینهایت میروند، دراماتیکترین عنصر داستانی برای مستندها و کتابهای تاریخی آن زمان بود. بوریس یگوروف با آن ظاهر آراسته و کاریزماتیک، به الگویی برای شخصیتهای علمی در فیلمهای شوروی تبدیل شد که ترکیبی از نبوغ، شجاعت و فداکاری بودند. حتی در برخی از آثار داستانی غربی نیز، با وجود رقابتهای سیاسی، از یگوروف به عنوان نماد پیشرفت علمی بشر یاد شده است.
بسیاری از مورخان علم معتقدند که ماموریت او باعث شد تا نگاه سینما به فضا از «جنگجویان ستارهای» به سمت «دانشمندان محقق» تغییر جهت دهد و اهمیت سلامت انسان در فضا برجسته شود. کتابهای متعددی درباره جزئیات این سفر و چالشهای پزشکی آن نوشته شده که هنوز هم برای دانشجویان رشتههای هوافضا جذابیتهای خاص خود را دارد. یگوروف با حضور خود در رسانهها، توانست علم پیچیده طب فضایی را به زبانی ساده برای عموم مردم روایت کند و رویاپردازی درباره سفر به مریخ و ماه را از حوزه فیزیک محض به حوزه زیستشناسی انسانی منتقل نماید.
چالشهای اخلاقی و ایمنی در ماموریتهای اولیه فضایی
ماموریت یگوروف امروزه از دیدگاه اخلاق پزشکی (Medical Ethics) مورد نقد و بررسی قرار میگیرد، زیرا ریسکهای جانی بسیار بالایی به سرنشینان تحمیل شده بود. فرستادن انسان به فضا بدون لباس فشار و صندلی پرتاب، در استانداردهای امروزی یک خودکشی علمی محسوب میشود، اما در آن زمان بخشی از جسارت پیشگامان بود. یگوروف به عنوان یک پزشک، آگاهانه این خطرات را پذیرفت تا نشان دهد که تعهد به علم فراتر از امنیت شخصی است. این فداکاری او باعث شد تا در ماموریتهای بعدی، استانداردهای ایمنی سختگیرانهتری تدوین شود و جان فضانوردان در اولویت اول قرار گیرد.
او در گزارشهای محرمانه خود به مقامات، به صراحت از نقصهای ایمنی فضاپیما انتقاد کرده بود، هرچند این انتقادات سالها بعد و پس از فروپاشی شوروی فاش شد. یگوروف میدانست که اگر مشکلی در فشار کابین پیش میآمد، هیچ راهی برای نجات آنها وجود نداشت و او عملاً شاهد مرگ خود و همکارانش میبود. این آگاهی عمیق از خطر، ابعاد قهرمانانه شخصیت او را برجستهتر میکند؛ کسی که با لبخند بر لب در برابر دوربینها ظاهر میشد، اما در دل به عنوان یک پزشک، نگران کوچکترین نشت اکسیژن در بدنه نازک واسخود بود.
ارتباط طب فضایی با سلامت عمومی در زمین
یکی از بزرگترین خدمات یگوروف، انتقال دانش به دست آمده از مدار زمین به بیمارستانهای مسکو و سایر نقاط جهان بود تا بیماران زمینی هم بهرهمند شوند. او متوجه شد که شرایط بیوزنی شباهت زیادی به وضعیت بیمارانی دارد که برای مدت طولانی در تخت بستری هستند و دچار تحلیل عضلانی میشوند. یافتههای او درباره سیستم تعادل و فشار خون، به توسعه روشهای نوین توانبخشی برای افرادی که دچار سکته مغزی یا آسیبهای گوش داخلی شده بودند، کمک شایانی کرد. یگوروف معتقد بود که فضا یک «آزمایشگاه تسریعکننده» است که در آن فرآیندهای پیری و تحلیل بدن با سرعت بیشتری رخ میدهد و میتوان آنها را مطالعه کرد.
او در سالهای پایانی فعالیتش، بر روی تکنولوژیهای پایش از راه دور سلامت (Telemedicine) کار میکرد که امروزه به یکی از ارکان اصلی پزشکی مدرن تبدیل شده است. یگوروف میگفت اگر ما توانستیم وضعیت یک انسان را در فضا از هزاران کیلومتر دورتر کنترل کنیم، پس میتوانیم سلامت یک روستایی دورافتاده را هم پایش کنیم. این دیدگاه وسیع او باعث شد تا پزشکی از دیوارهای بیمارستان فراتر رود و به سمت سیستمهای هوشمند و متحرک حرکت کند. او نه تنها نخستین پزشک در فضا بود، بلکه یکی از نخستین کسانی بود که ضرورت دیجیتالی شدن دادههای پزشکی را به درستی درک کرد.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
بوریس یگوروف تنها یک نام در تقویم تاریخ نیست، بلکه نمادی از جسارت علمی در دورانی است که مرز میان ممکن و ناممکن بسیار باریک بود. او به عنوان اولین پزشک فضانورد، ثابت کرد که حضور دانش پزشکی در کنار مهندسی هوافضا برای بقای انسان در خارج از زمین حیاتی است. ماموریت ۲۴ ساعته او در کپسول تنگ واسخود ۱، اگرچه کوتاه بود، اما دریچهای بزرگ به سوی فهم بیولوژی فضایی گشود که هنوز هم دانشمندان از دادههای آن استفاده میکنند. یگوروف با ترکیب تخصص پزشکی و شجاعت کیهاننوردی، میراثی به جا گذاشت که به ما یادآوری میکند پیشرفت واقعی زمانی رخ میدهد که علم در خدمت حفظ جان انسانها، حتی در دورترین نقاط از خانه باشد. یاد او، یادآور شکوه ذهن انسان در تسخیر ناشناختههاست.
شما درباره این سفر جسورانه چه فکر میکنید؟
داستان بوریس یگوروف آمیزهای از علم، شجاعت و البته کمی شانس بود. به نظر شما اگر در آن زمان جای او بودید، حاضر میشدید بدون لباس ایمنی و در آن فضای تنگ به مدار زمین سفر کنید؟ فکر میکنید حضور پزشکان در سفرهای آینده به مریخ چقدر حیاتی خواهد بود؟ نظرات و تحلیلهای ارزشمند خود را در بخش دیدگاهها با ما و سایر خوانندگان به اشتراک بگذارید تا این گفتگو درباره پیشگامان فضا ادامه یابد.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- آقای سرطان کیست؟ داستان جیمز یوئینگ و انقلابی در انکولوژی
- فاوست؛ از آزمایشگاه مخوف کیمیاگری تا شاهکار جاودانه گوته در صحنه نمایش
- از قحطی بیافرا تا جایزه نوبل؛ کالبدشکافی تاریخ پزشکان بدون مرز
- تاریخچه قانون غذا و داروی پاک؛ نبرد دکتر وایلی با معجونهای مرگبار
- تئودور اشریش؛ میراث ماندگار کاشف اشریشیا کلی در دنیای میکروبها







متاسفانه شما کامنت ها رو تایید نمی کنید
(…)
در پاسخ به خوانندگانی که اینجا کامنت گذاشتهاند باید بگویم که من فقط منعکسکننده یک رپورتاژ هستم. بهتر است دوستان مشکلاتشان را خودشان با صاحب آگهی حل کنند. در ضمن مطابق قوانین ایران، مسئولیت کامنتدانی هر وبلاگ با صاحب وبلاگ است و بنابراین اضخاص حقیقی و حقوقی حق شکایت و اعتراض در مورد کامنتهای یک وبلاگ را دارند. یک پزشک هم دادگاه و نهاد قضایی تصمیمگیر نیست و نمیتواند صحت ادعای طرفین دعوا را بررسی یا منعکس کند.
بد نبود در مورد قیمت دوره هاش هم یه صحبتی بشه!!! با ۵۵۰ هزار تومن میشه یه نت بوک و یه کتاب آموزش ساخت اپلیکیشن خرید و توی چند روز [اگه واقعن علاقه ش وجود داشه باشه] به همه ی چیزایی که روباکو وعده ش رو داده رسید! با بقیه پول هم میشه واسه این چند روز شام و ناهار خرید.
به نظرم بهتره به جای معرفی همچین «دکان» هایی به معرفی ایده هایی بپردازید که ممکنه به یک فرد مشتاق انگیزه ی این رو بده که بره دنبال یاد گرفتن اپ ساختن. چونکه به نظرم اگه آدم یه ایده داشته باشه انگیزه ی یادگیری ابزار پیاده سازیش رو هم پیدا میکنه ولی اگه به اون ابزار مسلط باشه لزومن ایده ای واسه پیاده سازی به ذهنش نمی رسه. پس بهتره تمرکز روی ایده باشه نه ابزار ساختش!
و یا حداقل پست هاتون در مورد کتاب ها و سایت های آموزشی رایگان بسیار زیادی باشه که واسه این کارا هست. فک کنم کسایی که میخوان اپ بسازن اونقدرا از انگلیسی سر در بیارن که با منابع خارجی مشکلی نداشته باشن.
یه نکته هم در مورد لینوکس بگم. آخه کجای این بساطی که اینا پهن کردن با فلسفه ی وجودی لینوکس همخوانی داره؟ اینجا هم باز با ۵۵۰ هزار تومن میشه سال ها از ویندوز اوریجینال استفاده کرد و اصلن به لینوکس فکر نکرد!!! من نمیخوام بگم که همه باید عام المنفعه کار کنن. عرضم اینه که اخه انصاف هم خوب چیزیه!
خلاصه اصلن متوجه لزوم معرفی این سایت نشدم.
آقای دکتر این کارتون اصلا درست نیست یا کلا زیر رپورتاژ آگهی هاتون هیچ کامنتی رو تایید نکنید (اصلا امکان کامنت گذاشتن رو بردارید) یا اینکه همه کامنتها رو تایید کنید نه اینکه کامنتهای انتقادی رو حذف و کامنتهایی که در تعریف و تمجید محصول یا سرویسه تایید کنید. این کارتون نه با اخلاق حرفه ای سازگاره نه با وجدان انسانی. واقعا نظرم نسبت بهتون عوض شد.
I agree! What happened to my comment?? :( It is not fair
سلام
به عنوان کسی که تجربه قبلی دارم وبا این شرکت از همخرید آشنا شدم و الان همخریدی وجود نداره می تونم بگم این شرکت بیشتر دنبال show up هست تا اینکه واقعا کاری بکنه
طول این مدت بسیار کوتاه هست برای این موارد و تو این مدت کم میشه در حد آشنایی با ابزار های کاربردی و …. مناسب هست نه ۲۰ ۳۰ ساعت در مدت ۲ ۳ روز در مورد ابن مطالب سنگین که باعث خستگی میشه و بازدهی مناسبی نداشته باشه
منم موافقم، کلا این شرکت یه نفره پره از کارای کوتاه مدت و آزمون وخطا!
سایت خیلی خوبی دارید باز هم برمیگردم برای دیدن مطالب جدیدتون
دکتر جان یک انتقاد میکنم لطفاً ببخشید
همینطور که سرسری سیلابس دورهها رو نگاه میکردم متوجه شدم این دورهها بیشتر زبان برنامهنویسی رو معرفی میکنند و به اصطلاح گشت کوچیکی در اون میزنن. نه اینکه اصول برنامهنویسی رو یاد بدن! هیچ جای این دورهها نه تنها اثری از معرفی syntax زبان برنامهنویسی موردنظر ندیدم، بلکه حتا یه جا دیدم تیتر درس خیال خواننده رو از یادگیری زبان C راحت کرده!
با این دورهها هیچ کس برنامهنویس نمیشه، بلکه یک آشنایی و زاویه دید نسبتاً وسیع به موضوع پیدا میکنه. برنامه نویس شدنش دیگه برمیگرده به خود کاربر که چقدر بخواد از خواب و خوراکش بزنه و چند هزار خط کد بنویسه تا موفق بشه…
توجه کنید که این پست رپورتاژ است، مطابق روتین نشریات چه کاغذی و چه آنلاین، وظیفه سنجش کیفیت خدمات، راستآزمایی و اثبات انجام شدن تعهدات و خدمات آگهیدهنده بر عهده منتشرکننده خبر نیست.
سلام فرشاد جان
متاسفانه اینجا مجال صحبت درباره شیوههای جدید آموزش مهارت های برنامه نویسی نیست فقط به عنوان عضوی از تیم روباکو خواستم بگم که آموزش سینتاکس زبان هدف استودیوهای روباکو نیست و برنامه نویس کردن افراد هم به قول پیتر نورویگ ۱۰ سال طول میکشه: http://norvig.com/21-days.html ما هم چنین ادعایی نداشتیم و نداریم. مطابق مدل کسب مهارت دریفوس هدف استودیوها کمک به افراد برای گذر از مرحله Novice به Advanced beginner و اگر مستعد باشن تا مرحله Competent هم میتونن برسن. این روش در حال حاضر در خیلی جاها داره استفاده میشه و جواب داده که فقط چند نمونه رو برای معرفی میارم:
استودیوهای پراگماتیک (وابسته به پراگماتیک پروگرامز ناشر معروف): http://pragmaticstudio.com/
جامپ استارت: http://jumpstartlab.com/
و نهایتا دکودد که اتفاقا چند هفته پیش توی برنامه کلیک هم معرفی شد: http://decoded.co/
موفق و پیروز باشید
سلام اشکان عزیز، و ممنون از پاسخت
بله تلاش شما قابل تقدیره و به عنوان یک حرکت متفاوت بسیار هم خوبه، من هم تو عرایضم نگفتم که کلاً این روش مناسبی نیست، اگر عنایت بفرمایید من در آخر کامنت، نظرم مطابق فرمایش شما بود. فقط به کاربرانتون حتماً نقل قول نورویگ رو هم یادآوری کنید. شما به خوبی میدونید این روزها هرکس با یاد گرفتن چند خط کد به راحتی ادعای برنامه نویس بودن میکنه، امیدوارم حرکت شما باعث رواج چنین فرهنگی در آینده نشه.
براتون آرزوی موفقیت میکنم
اشکان جان در همه جای سایتتون نوشتید app های فلان و بهمان میسازید ! لینک نمونه کارهاتون کجاست !؟؟!!
واضحه که ندارند، ما خیلی گشتیم و خبری نبود حالا شما هم بگردید!
مطلب جالبی بود ولی دکتر جان به جای واژه مزخرف سامانه بهتر بود از سیستم استفاده میکردین(پاراگراف دوم اخر سطر اول)
سامانه, پایانه, رایانه و . . . واژه گانی تازه تاسیس هستند که کاش وجود نداشتند
در همه جای دنیا در هر زبانی از system,terminal,computerاستفاده میشه
دوست گرامی من هم با شما یکدل هستم. ولی نه اینقد بد اخلاق ;-)
درسته واژههای ریشهدار رو همون جوری که هستند و منظور رو میرسونن باید به کار برد. من واقعاً هیچ تصویر ذهنیای از “رایانه”، یا “سامانه” ندارم! و اگه یه اسمارتفون یا تبلت که زبانش فارسی شده باشه رو بهم بدین اصن ازش سر در نمیارم!
اگر ما به دنبال حذف واژههای بیگانه هستیم اول باید واژههای عربی رو بیرون کنیم که بدبختانه بسیار متداول هم هستن (حتا در همین کامنت خودم) بعد اگه شد انگلیسی و …