مرور رده

ادبیات

چگونه از خواندن لذت ببریم؟

نوشته لئونارد استرانگ بـه عـقیدهٔ مـن، تنها دلیل معقول برای خواندن هر نوشته‌ای این است که از آن لذت می‌بریم یا انتظار داریم لذت بـبریم. البته لذت انواع مختلف احساس و وجوه آنرا دربرمی‌گیرد، ولی اعتقاد قطعی من در مورد خـواندن بر این است که…

‌در ستایش کم‌خوانی!

مقدمه: برخی از مقالات و سخنرانی‌ها هیچگاه کهنه نمی‌شوند. این روزها ما اگر وقت کنیم و سخنرانی‌های ted را ببینیم، گاه از ژرفای معنای که این سخنران‌ها ابراز می‌کنند، شگفت‌زده می‌شویم. اما سال‌ها پیش‌تر، ما زمانی که خبری از ted نبود، بزرگانی…

داستان کوتاه: پیرمردی بر روی پل از ارنست همینگوی

پیر مرد بـا عـینک جـوشکاری و جامهٔ خاک آلودش، آرام، در کنارهٔ گذرگاه پل نشسته بود. از روی پل شناوری که با کمک قایق‌ها بر فراز رود بسته و روی آنـرا با خاک پوشانده بودند، انبوهی از ارابه‌های دستی، گاری‌ها و کامیون‌ها، مردان و زنان و کودکان…

کلاسیک‌خوانی نوروزی: خلاصه رمان ژان کریستف، اثر رومن رولان

امروز داشتم فکر می‌کردم که الزامات زندگی روزمره، فناوری‌های نوین و تغییر اخلاقیات، عوامل پنهانی هستند که ما را خواندن کلاسیک‌های ادبی دور کرده‌اند. برای مثال رمان ژان کریستف را در نظر بگیرید، کاری به این ندارم که الان دیگر نمی‌توان جوانی…

تصویرگری چند بریده زیبا و احساس‌برانگیز از رمان‌های معروف دنیا

کتاب که می‌خوانیم گاهی به عباراتی در دل کتاب‌ها برمی‌خوریم که بسیار تأثیرگذار و زیبا هستند. طوری که تا چند روز ذهن ما را مشغول می‌کنند. متأسفانه بعد از مدتی خودمان این عبارات یادمان می‌رود. گاهی با خودم فکر می‌کنم که اگر منظم‌تر بودیم و…

داستان کوتاه در آرایشگاه از مارک تواین

‌همه چیز تـغییر مـی‌کند الا آرایـشگرها، شیوه آن‌ها و دوروبرشان. این‌ها چیزهایی هستند که هرگز عوض نمی‌شوند. کسی که یک بار بـه یک آرایشگاه برود چیزهایی را تجربه می‌کند که دفعات بعدی هم با آن روبه‌رو خـواهد شد و تا آخر عـمرش هـم این روال ادامه…

داستان کوتاه در آرایشگاه از مارک تواین

‌همه چیز تـغییر مـی‌کند الا آرایـشگرها، شیوه آن‌ها و دوروبرشان. این‌ها چیزهایی هستند که هرگز عوض نمی‌شوند. کسی که یک بار بـه یک آرایشگاه برود چیزهایی را تجربه می‌کند که دفعات بعدی هم با آن روبه‌رو خـواهد شد و تا آخر عـمرش هـم این روال ادامه…

داستان کوتاه شهروند ایده‌آل از شاندور ساتماری

‌شـاندور سـاتماری، در سـال 1911 به هنگامی که فقط چهارده سال داشت، با اسپرانتو زبان آغاز کرد و اولین مقالهٔ خـود را در نشریهٔ "sennaciulo به چاپ رساند. مجموعه داستان "شهروند ایده‌آل، اولین بار در سال 1956 منتشر شـد و پس از آن، تقریبأ همه…

داستان کوتاه «گدای میلیونر» از اسکار وایلد

امروزه آدم باید فقط ثروت فراوانی به چنگ بـیاورد وگـرنه دارا بـودن هرگونه امتیازی با جیب خالی مایهٔ دردسر است. حتی اگر کسی صاحب اندام متناسب و قـیافهٔ تودل‌برو باشد ولی پول و ثروت نداشته باشد کسی تحویلش نمی‌گیرد. فقر و تنگدستی مثل خوره اسـت،…

داسـتان‌ کوتاهی از ایزابل آلنده :دو واژه

نامش بلیسا کرپوسکولاریو بود،نه ازاین‌رو که بـا ایـن نـام غسل تعمید یافته یا توسط مادر،نامگذاری شده بود؛ بلکه به این سبب که تـا یافتن شعر "زیبایی" و "پگاه" و پوشاندن خود در لفافهٔ آن، سخت به جست‌وجو پرداخت.بلیسا از راه فروش واژه‌ها روزگار…

یک داستان کوتاه از عزیز نسین: ما چطور کودتا کردیم؟!

خواندن این داستان طنز، بعد از ماجرای کودتای بی‌فرجام ترکیه، خالی از لطف نیست. داستانی از عزیز نسین که سال‌ها پیش در کتاب خاطرات یک مرده، با ترجمه رضا همراه خوانده بودم. اگر شانس یاری می کرد امروز ما می‌بایست مصدر کار باشیم. البته نمی‌شه…

به مناسبت زادروز پابلو نرودا

نفتالی ریکاردو ریس بـاسوآلتو در 12 ژوئیـه 1904 در دهکده‌‌ای از کشور شیلی به دنیا آمد. هنوز خردسال بود که خانواده‌اش به‌ شهر«تموکو» Temuco نقل مکان کرد و او در همان شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان رساند. در همین دوران نخستین…

همه‌ی ما دعوتیم: واو، حرف ربط‌ است!

فرانک مجیدی: در طولِ سال‌هایی که در «یک پزشک» از مطالبِ گوناگون نوشته‌ایم، به‌خوبی از بازخوردِ مطالب متوجه شده‌ایم که چه نوع پست‌هایی، بیشتر به مذاق خوانندگانِ وبلاگ، خوش می‌آیند. در این میان، همیشه یک حقیقتِ آزاردهنده برای من و برادرم وجود…