غذاهایی که به جای طعم، تجربه را در اولویت قرار میدهند
دنیای مدرن آشپزی دیگر تنها به دنبال ارضای حس چشایی نیست؛ امروزه مفهوم غذاهایی که به جای طعم، تجربه را در اولویت قرار میدهند به یکی از ترندهای اصلی صنعت رستورانداری تبدیل شده است. در این رویکرد جدید، بشقاب غذا به صحنه نمایشی بدل میشود که تمام حواس پنجگانه مهمان را درگیر کرده و داستانی فراتر از یک وعده خوراکی را روایت میکند. از رستورانهای تاریک که حس بینایی را حذف میکنند تا غذاهای مولکولی که با ساختار فیزیکی مواد بازی میکنند، همگی به دنبال ایجاد یک اثر ماندگار در حافظه هستند. در این مقاله جامع، به بررسی عمیق این پدیده میپردازیم که چرا گاهی هیجانِ لحظهی سرو، بسیار ارزشمندتر از خودِ مزه است.
۰۱
ظهور ناهارخوری در تاریکی مطلق
صرف غذا در تاریکی مطلق (Dining in the Dark) یکی از رادیکالترین نمونههای اولویتبندی تجربه بر طعم است که در دهههای اخیر شهرت جهانی یافته است. در این محیطها، مهمانان بدون هیچ نوری و اغلب با کمک پیشخدمتهای نابینا به میز خود هدایت میشوند تا بدون دخالت چشم، غذا بخورند. منطق علمی پشت این تجربه بر این اصل استوار است که با حذف حس غالب بینایی، مغز مجبور میشود سیگنالهای دریافتی از حس بویایی و لامسه را تقویت کند. جالب است بدانید که بسیاری از مشتریان در این شرایط حتی قادر به تشخیص نوع گوشت یا سبزیجات داخل بشقاب خود نیستند که نشاندهنده وابستگی شدید ذهن ما به تصویر غذاست.
ریشههای این سبک به کلوبهای خصوصی در اروپا بازمیگردد که هدفشان درک بهتر دنیای نابینایان و ایجاد همبستگی اجتماعی بود. امروزه برندهایی مانند دینه ان نوآر (Dans le Noir) این ایده را به یک تجارت بینالمللی تبدیل کردهاند که در آن طعم غذا تحتالشعاع چالش پیدا کردن چنگال روی میز قرار میگیرد. این تجربه نوعی روانشناسی معکوس را به نمایش میگذارد که در آن اضطراب ناشی از ناشناختهها به لذتی ماجراجویانه تبدیل میشود. روانپزشکان معتقدند این سبک غذا خوردن باعث کاهش بازدارهای اجتماعی شده و افراد در تاریکی، مکالمات عمیقتر و صمیمانهتری را با همراهان خود برقرار میکنند.
۰۲
آشپزی مولکولی و جادوی تغییر بافت
آشپزی مولکولی (Molecular Gastronomy) مرزهای بین آشپزخانه و آزمایشگاه شیمی را از بین برده و غذا را به یک پدیده فیزیکی پیچیده تبدیل کرده است. در این سبک، سرآشپزها با استفاده از تکنیکهایی مانند کرویسازی (Spherification) و انجماد سریع با نیتروژن مایع، موادی را خلق میکنند که ذهن را فریب میدهند. برای مثال، شما ممکن است چیزی شبیه به یک زرده تخممرغ را بخورید که در واقع عصاره انبه با بافتی کاملاً متفاوت است. این تضاد بین آنچه چشم میبیند و آنچه زبان حس میکند، هسته اصلی تجربهای است که طعم را به حاشیه میراند.
بیایید صادق باشیم، خوردن یک فوم بیوزن که طعم استیک میدهد، شاید به اندازه یک کباب سنتی سیرکننده نباشد، اما قطعا داستان بیشتری برای تعریف کردن دارد. اینجا هدف اصلی این نیست که شما سیر شوید، بلکه هدف این است که از نبوغ انسانی و بازی با قوانین طبیعت شگفتزده شوید. برخی منتقدان این سبک را بیش از حد متظاهرانه میدانند، اما نمیتوان انکار کرد که تماشای بخار نیتروژن روی میز، هیجانی معادل تماشای یک تئاتر درجه یک دارد. این رستورانها معمولاً لیست رزروهای چند ماهه دارند، چون مردم برای خوردن «ایدهها» پول پرداخت میکنند، نه فقط برای کالری مصرفی.
از نظر تاریخی، این جنبش توسط دانشمندانی چون نیکولاس کورتی و هروه تیس پایهگذاری شد که میخواستند بدانند در سطح مولکولی هنگام پختوپز چه اتفاقی میافتد. آنها ثابت کردند که با تغییر فشار و دما، میتوان طعمها را در ابعادی میکروسکوپی حبس کرد و ناگهان در دهان آزاد نمود. این رویکرد باعث شد که مفهوم «لذت از غذا» از یک عمل غریزی به یک تحلیل روشنفکرانه ارتقا یابد. در واقع، در اینجا سرآشپز یک هنرمند مفهومی است که بشقاب را بوم نقاشی خود قرار داده است.
۰۳
سرو غذا در ارتفاع و مکانهای نامتعارف
تجربه ناهار در آسمان (Dinner in the Sky) مثالی بارز از غلبه محیط بر کیفیت محتوای بشقاب است که در آن مشتریان با جرثقیل به ارتفاع ۵۰ متری فرستاده میشوند. در چنین شرایطی، آدرنالین ناشی از ترس و هیجان ارتفاع، گیرندههای چشایی را تحت تاثیر قرار داده و تمرکز فرد را از جزئیات طعم به منظره زیر پا منتقل میکند. اگرچه سرآشپزهای ماهری در این پروژهها حضور دارند، اما محدودیتهای پختوپز در یک پلتفرم معلق، اجازه مانور زیادی روی پیچیدگیهای طعمی نمیدهد. واقعیت این است که اکثر افراد برای گرفتن یک سلفی خاص و تجربه حس رهایی در باد، هزینههای گزاف این وعدهها را پرداخت میکنند.
این اینتنت یا نیت کاربر برای جستجوی چنین تجربههایی، مستقیماً به نیاز انسان معاصر برای «متفاوت بودن» و کسب اعتبار اجتماعی در فضای مجازی گره خورده است. رسانهها و اینفلوئنسرهای اینستاگرامی نقش بسزایی در رواج این سبک داشتهاند، زیرا تصویر یک میز معلق در برابر غروب آفتاب، بسیار لایکخورتر از تصویر یک خورش سیزدهساعته است. از لحاظ جامعهشناختی، این پدیده نشاندهنده گذار از «مصرف کالا» به «مصرف تجربه» است که در اقتصاد مدرن به شدت دیده میشود. در این میان، طعم غذا تنها یک بهانه برای حضور در آن موقعیت جغرافیایی یا ارتفاع خاص محسوب میشود.
زنگ تفریح: رستورانی که در آن باید به پیشخدمت توهین کنید!
آیا تا به حال به رستورانی رفتهاید که در آن بیادبی نه تنها مجاز، بلکه بخشی از سرویسدهی باشد؟ رستورانهای زنجیرهای «کارن» (Karen’s Diner) دقیقاً بر همین اساس طراحی شدهاند؛ جایی که کارکنان با بیحوصلگی تمام سفارش میگیرند، با شما دعوا میکنند و شاید حتی منو را روی میز پرت کنند! این تجربه مضحک و خندهدار، طعم برگرهای معمولی آنها را به کلی از یاد شما میبرد. مردم در صفهای طولانی میایستند تا کسی سرشان داد بزند و این تضاد رفتاری، خندهای از ته دل را برایشان به ارمغان میآورد که از هر دسر شیرینی لذیذتر است.
۰۴
غذاهای مینیاتوری و هنر صبوری
جنبش «غذای کوچک» یا مینیاتوری (Miniature Food) که ابتدا از یوتیوب و شبکههای اجتماعی ژاپنی آغاز شد، اکنون به برخی از رستورانهای خاص راه یافته است. در اینجا، یک وعده کامل شامل همبرگر، سیبزمینی و نوشابه در ابعادی کوچکتر از یک سکه ساخته میشود که برای خوردن آن شاید به یک انبر نیاز داشته باشید. هدف در اینجا به هیچ وجه سیر شدن یا حتی چشیدن طعم نیست، بلکه تحسین دقت، ظرافت و مهارتی است که صرف ساخت این قطعات هنری شده است. این غذاها بیشتر به عنوان یک محصول بصری و مدیتیشن آشپزی شناخته میشوند تا یک وعده غذایی واقعی.
ساخت این غذاها به تجهیزات بسیار ریز و اختصاصی نیاز دارد و گاهی پختن یک تکه نان کوچک، ساعتها زمان میبرد. این فرایند یادآور فرهنگ «کاوایی» (Kawaii) در ژاپن است که هر چیز کوچکی را ستایش میکند و آن را دوستداشتنی میپندارد. تماشای فرایند پخت این غذاها در رسانهها میلیاردی بازدید دارد، زیرا نوعی حس آرامش و رضایت بصری (ASMR) به بیننده منتقل میکند. در واقع، ارزش این غذا در «دیده شدن» و «فهمیده شدن دشواری ساخت» آن نهفته است، نه در لذت بلعیدن آن.
۰۵
رستورانهای تعاملی و واقعیت افزوده
تکنولوژی واقعیت افزوده (Augmented Reality) و پروژکشن مپینگ (Projection Mapping) به میزهای غذا اجازه میدهند تا به کتابهای داستان متحرک تبدیل شوند. در پروژههایی مانند «لو پتی شف» (Le Petit Chef)، یک انیمیشن سهبعدی از یک آشپز بسیار کوچک روی میز شما پخش میشود که جلوی چشمتان شروع به شکار ماهی یا کباب کردن استیک میکند. وقتی انیمیشن تمام میشود، پیشخدمت غذای واقعی را که دقیقاً مشابه نسخه انیمیشنی است، روی میز میگذارد. در این حالت، طعم غذا تنها تکملهای بر نمایشی است که دقایقی پیش تماشا کردهاید.
این رویکرد ترکیبی از سینما، بازیهای کامپیوتری و آشپزی است که به ویژه برای نسلهای جوانتر جذابیت فوقالعادهای دارد. این رستورانها با استفاده از خطای دید، محیط را به گونهای بازسازی میکنند که شما حس میکنید در زیر دریا یا در میان یک جنگل استوایی در حال غذا خوردن هستید. فشار عصبی ناشی از محیطهای شلوغ شهری در این فضاهای دیجیتالی محو میشود و جای خود را به شگفتی میدهد. در اینجا، تکنولوژی نه به عنوان ابزاری جانبی، بلکه به عنوان ستون اصلی تجربه عمل میکند و طعم در رتبه دوم اهمیت قرار میگیرد.
۰۶
غذاهای چندحسی و موسیقی پسزمینه
تحقیقات دانشمندانی مانند چارلز اسپنس نشان داده است که فرکانسهای صوتی میتوانند درک ما از طعم را تغییر دهند. برخی رستورانهای پیشرو، غذاهای خود را همراه با هدفونهایی سرو میکنند که صداهای خاصی مانند صدای موج دریا یا راه رفتن روی برف را پخش میکنند. این «چاشنی صوتی» (Sonic Seasoning) باعث میشود که مثلاً یک غذای دریایی، تازهتر و شورتر به نظر برسد، حتی اگر نمک کمی داشته باشد. اینجاست که تجربه شنیداری، مسئولیت اصلی ایجاد رضایت را بر عهده میگیرد و ضعفهای احتمالی طعم را پوشش میدهد.
شاید فکر کنید این دیگر زیادهروی است، اما تصور کنید در حال خوردن یک دسر شکلاتی هستید و همزمان موسیقی با فرکانس پایین گوش میدهید؛ این کار باعث میشود شکلات تلختر به نظر برسد! این بازی با مغز، لذتی فراتر از جویدن فیزیکی ایجاد میکند و باعث میشود مشتری حس کند در یک آزمایش علمی شرکت کرده است. این روشها به ویژه در درمانهای روانپزشکی برای کمک به افرادی که حس چشایی خود را از دست دادهاند نیز در حال بررسی است. در واقع، این رستورانها از علم عصبشناسی (Neuroscience) برای خلق یک تجربه بینقص استفاده میکنند.
۰۷
رستورانهای مفهومی با تمهای عجیب
رستورانهایی که بر اساس تمهای خاص مانند زندان، بیمارستان یا حتی توالت طراحی شدهاند، نمونههای کلاسیک اولویت تجربه بر کیفیت غذا هستند. در رستورانهایی مانند «مدرن تویلت» (Modern Toilet) در تایوان، غذا در ظرفهایی به شکل توالت فرنگی سرو میشود و صندلیها نیز دقیقاً همان شکل را دارند. واضح است که کسی برای چشیدن لذیذترین پاستای عمرش به چنین جایی نمیرود؛ بلکه هدف، غلبه بر تابوهای فرهنگی و تجربه نوعی شوک بصری و طنز سیاه است. این مکانها معمولاً به پاتوقی برای توریستهایی تبدیل میشوند که به دنبال ثبت لحظات عجیب هستند.
از منظر بازاریابی، این تمها راهی برای متمایز شدن در بازار اشباعشده امروز هستند. وقتی طعم عالی به تنهایی برای جذب مشتری کافی نیست، «داستانسرایی» (Storytelling) وارد عمل میشود. مشتری در این رستورانها نقش بازی میکند؛ یک بار نقش زندانی را دارد و بار دیگر نقش یک بیمار که نوشیدنیاش را از کیسه خون (سرم) مینوشد. این درگیری دراماتیک با محیط، باعث میشود که مغز خاطره آن شب را بسیار پررنگتر از طعم استیکی که خورده است، ثبت کند. در پایان روز، شما نه بابت کالری، بلکه بابت «خاطره» پول پرداخت کردهاید.
زنگ تفریح: خوردن با قاشقهای برقی برای حس برقگرفتگی!
دانشمندان ژاپنی قاشق و چنگالهایی اختراع کردهاند که جریان الکتریسیته ضعیفی را به زبان منتقل میکند تا طعم شوری را شبیهسازی کند. تصور کنید یک سوپ کاملاً بینمک و بدمزه جلوی شماست، اما با هر قاشقی که میخورید، یک شوک ریز و دلپذیر به زبانتان وارد میشود که مغزتان را متقاعد میکند این خوشمزهترین سوپ شور دنیاست! این تجربه نه تنها خندهدار است، بلکه راه حلی برای کسانی است که محدودیت مصرف نمک دارند. حالا دیگر لازم نیست نگران فشار خون باشید، فقط کافیست کمی به زبانتان برق وصل کنید و از تجربه دیجیتالی غذا لذت ببرید.
۰۸
تئاتر آشپزی و اجرای زنده (Live Cooking)
سرو غذا در مقابل مشتری یا همان آشپزی نمایشی، ریشه در فرهنگهایی مانند تپانیاکی (Teppanyaki) ژاپن دارد اما امروزه به سطوح جدیدی از هنر اجرا ارتقا یافته است. سرآشپزهایی مانند «نصرت گوکچه» با حرکات نمایشی هنگام نمک پاشیدن، ثابت کردند که چطور یک عمل ساده میتواند به یک ترند جهانی تبدیل شود. در این مدل، مشتری پولی بابت کیفیت گوشت نمیدهد (که البته آن هم مهم است)، بلکه پولی بابت «نمایشی» میدهد که سرآشپز روی میز اجرا میکند. حرکات سریع چاقو، شعلههای آتش که تا سقف بالا میروند و شوخیهای سرآشپز، همگی بخشی از محصول نهایی هستند.
این سبک از ناهارخوری، مرز میان تماشاگر و بازیگر را از بین میبرد و مشتری را به بخشی از فرایند خلق غذا تبدیل میکند. بسیاری از رستورانهای دارای ستاره میشلن (Michelin Star) اکنون میزهایی را مستقیماً داخل آشپزخانه قرار میدهند تا مهمانان شاهد هرجومرج سازمانیافته و دقت نظامی سرآشپزها باشند. این شفافیت و نزدیکی به فرایند تولید، حس اعتماد و ارزشمندی به مشتری میدهد که هیچ طعم پیچیدهای نمیتواند جایگزین آن شود. در واقع، لذت بردن از «مهارت انسانی» در حین کار، والاترین تجربهای است که در این فضاها عرضه میشود.
۰۹
تجربههای نوستالژیک و بازسازی خاطرات
گاهی اوقات تجربه برتر، نه در تکنولوژی است و نه در شوک، بلکه در بازگشت به گذشته نهفته است. رستورانهایی که فضاهای دهههای ۴۰ یا ۵۰ شمسی را بازسازی میکنند و غذا را در ظروف قدیمی و با آداب آن زمان سرو میکنند، در واقع در حال فروختن «زمان» هستند. طعم یک کتلت ساده در چنین فضایی، به دلیل تداعی خاطرات کودکی و امنیت روانی آن دوران، بسیار لذیذتر از واقعیت فیزیکی آن به نظر میرسد. در اینجا، روانشناسی فردی و جمعی نقش اصلی را در طعمدهی به غذا ایفا میکند.
این نوع غذاها با «اینتنت» یا هدفِ یافتن آرامش و فرار از فشارهای مدرنیته جستجو میشوند. سینما و ادبیات نیز در تقویت این حس نقش دارند؛ مثلاً وقتی در یک کافه، غذایی سرو میشود که یادآور فلان فیلم کلاسیک است، مشتری ناخودآگاه خود را در جایگاه قهرمان آن داستان حس میکند. این پیوند عاطفی، تجربهای خلق میکند که از هر نظر بر کیفیت آشپزی ارجحیت دارد. در تحلیل نهایی، ما غذا نمیخوریم تا فقط زنده بمانیم، بلکه میخوریم تا احساس کنیم به جایی یا زمانی تعلق داریم.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
در نهایت، غذاهایی که به جای طعم، تجربه را در اولویت قرار میدهند، آینهای از تکامل نیازهای انسانی در عصر اشباع هستند. ما دیگر تنها برای رفع گرسنگی پشت میز نمینشینیم، بلکه به دنبال کشف مرزهای جدیدی از احساس، هنر و تکنولوژی هستیم که در هر لقمه نهفته است. اگرچه طعم همچنان هسته اصلی صنعت خوراک باقی خواهد ماند، اما قدرت «تجربه» در ایجاد پیوندهای عمیق انسانی و ثبت خاطرات ماندگار غیرقابل انکار است. رستورانهای آینده احتمالاً فضاهایی خواهند بود که در آن مرز میان واقعیت و خیال بیش از پیش محو شده و غذا خوردن به یک سفر معنوی و حسی تمامعیار تبدیل میشود. پذیرش این سبک، به معنای احترام به خلاقیت بیپایان بشر در تبدیل یکی از ابتداییترین نیازهای زیستی به یک اثر هنری متعالی است که روح را به اندازه جسم تغذیه میکند.
شما کدام تجربه را ترجیح میدهید؟
آیا تا به حال در موقعیتی بودهاید که محیط یا شیوه سرو غذا، طعم آن را کاملاً از یادتان ببرد؟ به نظر شما آیا این بازیهای مدرن با حواس، نوعی کلاهبرداری است یا هنر خالص؟ تجربیات عجیب و نظرات ارزشمند خود را در بخش دیدگاهها با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید؛ مشتاقانه منتظر خواندن داستانهای شکمگردی متفاوت شما هستیم!
نوشتههای مرتبط با کتاب خودنوشته به من بگو چرا
- چرا نماد قلب (❤️) شبیه قلب واقعی انسان نیست؟ از گیاه سیلفیوم تا کدهای دیجیتال
- هوا از چه گازهایی تشکیل شده؟ آنچه با هر نفس به درون ریههای خود میفرستید
- راز علمی بوی پیری؛ چرا بدن پدربزرگها و مادربزرگها رایحه خاصی دارد؟
- لیست کامل غذاهای سنتی که در خطر فراموشی هستند
- چرا دیکتاتورها عاشق پروژههای معماری غولآسا هستند؟ (روانشناسی سنگ و سیمان)







من از خدمات این شرکت قبلآ استفاده کرده ام خیلی راضی بودم.
@pooyaz
آیا به وبلاگنویسهایی که نیاز به پهنای باند زیاد هم ندارن، فضا میدین؟ امکانات و پشتیبانیهایی مثل نصب آسان وردپرس هم ارائه می دین یا نه.
یا اینکه سرویس شما فقط به درد سایتهای بزرگ میخوره؟
این سوال من هم هست.
بله. سرویس هاستینگ معمولی ( Shared ) هم داریم که میتونید آنلاین سفارش بدید، پرداخت کنید و اتوماتیک هم فعال میشه و مشخصات اکانت براتون ارسال خواهد شد.
از توی سایت، منوی راهکارهای ما، میزبانی وب رو انتخاب کنید و پکیج های موجود رو ملاحظه کنید.
نصب اتوماتیک ورد پرس و نزدیک به ۱۰۰ وب اپلیکیشن دیگه رو میتونید از توی cPanel با یک کلیک انجام بدید! از همونجا میتونید بک آپ هم بگیرید و همه چی کاملا برای یوزر هایی که خودشون مصرف کننده هستند آماده است. :)
ظرف سه ثانیه از توی cPanel می تونید با یک کلیک وردپرس نصب کنید.
من که 12 سالمه رکورد راه اندازی وردپرسم 1:47 (یک دقیقه و چهل و هفت ثانیه) هست راه اندازی ویدپرس چندان سخت نیست فقط شما باید بخواهید که یاد بگیرید مطمئنم شما تا حالا 2 ساعت هم دنبال آموزش نصب نگشتید بعدشم وردپرس واسه بچه هاست دیگه وردپرس چیزی نداره که کسی بخواهد از اون تعریف کنه لطفا تا وقتی که وردپرس رو با دیگر سیستم ها به صورت جدی مقایسه نکردید 4 آتیشه ازش حمایت نکنید و بگید اشتباه میکنی
خوبی همچین پیشنهادی رو فقط کسی میفهمه که با هاستهای ایرانی و هاستهای نامحدود به قول دکتر کار کرده باشه و چند بار سرخورده شده باشه. موفق باشین.
بسیار عالی هست. من بوکمارک کردم سایت رو و به یک نفر هم توصیه کردم.
باید از جادی عزیز تشکر کنیم که این شرکت خوب رو چند روز پیش معرفی کرد
jadi.net
جواب من به آقای کاربر اینهاست:
۱- دوست عزیز همه استارت آپ های دنیا از چند نفر شروع میشوند. هیچ استارت آپی رو شما پیدا نمیکنید که با ۱۰۰ نفر پرسنل شروع کنند! اون مسایلی رو هم که فرمودید شاهدش بودید به دلایل مختلف در رابطه با ما صدق نخواهد کرد.
۲- شرکت ما اصلا در ایران ثبت نشده و ایرانی نیست. این شرکت هم استکهلم ثبت شده و تجهیزات ما هم در استکهلم هست. ولی برای اطمینان بیشتر دوستان ایرانی، به زودی مجوز نماد بازرگانی هم دریافت خواهد شد و یک نفر ساپورت تمام وقت به طور فیزیکی در ایران حضور دارد.
۳: اگر راجع به استارت آپ های قبلی ما اطلاع داشتید راجع به تیم ما به این شکل صحبت نمیکردید. این تیم چند دانشجوی جوان نیستند که شما نگران بیتجربگی اونها باشید.
۴: ایرانی بودن ما به خودی خود چیز بدی نیست. تمام ایرانی ها اون کلیشه مد نظر شما نیستند. کما اینکه ایرانیان بسیار موفقی در خارج از کشور هستند که به دلایل مختلف، کلا ایران رو فراموش کرده اند. نمونه های اینها بسیار زیاده، از اقای امیدیار( ebay ) بگیرید تا خانم انصاری ( xprize ) و غیره. همینجا در سوئد هم نمونه های این چنینی زیاد داریم که اسم نمیبرم. اینها به دلایل مختلف ترجیه میدند اصلا با ایران کار نکنند. ما دلایل خودمون رو داریم و ترجیه میدیم کار کنیم. در این کشور ۱٪ جمعیت ایرانی هستند ولی خیلی ها، به محض اینکه اینجا میان کلا کشور شون رو فراموش میکنند یا حداقل به دلایل بسیار زیادی که شاهدش هستیم، حاضر نیستند با ایران کار کنند. ما این رفتار رو در پیش نگرفتیم.
۵: امیدواریم که این برداشت های بدون تحقیقی که انجام میشه و این شرکت رو با چند جوون ۱۸ ساله در تهران مقایسه میکنند که با کردیت کارت خاله شون تو آمریکا خدمات راه انداخته اند، ما رو از خدمات به هموطنان مون دلسرد نکنه. وگرنه امکانات تجاری برای ما در اروپا خیلی بهتر، امن تر، راحت تر و دم دست تر هم هست.
و در نهایت، حق با شماست. استمرار و کیفیت خدمات ارائه شده است که مشتری رو پیش خدمات دهنده بر میگردونه و ما برنامه بلند مدت برای این کار داریم.
روز بخیر
سلام. سه تا سوال داشتم
شما هاست جاوا هم دارین؟
سرور مجازی هاتون امکان اختصاصی سازی هم داره؟ مثلا پلن سی منتها با رم یک به جای 512
پشتیبانیتون به چه صورت هست؟ اگر مشکلی داشته باشیم کسی هست به فارسی راهنمایی کنه؟
سلام
۱- برای پشتیبانی از طریق تیکت سنتر ۲۴ ساعته میتونید تیکت ارسال کنید و در اسرع وقت بهش رسیدگی خواهد شد. به فارسی و انگلیسی.
۲- برای اطلاعات بیشتر، راجع به کلیه محصولات، خدمات و اختصاصی سازی و غیره، لطفا با بخش فروش بوسیله لینک زیر تیکت باز کنید و هر نوع درخواستی داشتید مطرح کنید.
به فارسی هم میتونید بنویسید و مشکلی نیست. دوستان بخش فروش در اسرع وقت به شما پاسخ خواهند داد:
https://aivivid.com/portal/submitticket.php?step=2&deptid=2
ببینید
متاسفانه باید بگم اینها دلایل خوبی برای کار با این دوستان نیست چون:
1. مشخص است که این شرکت برپایه چند نفر بنا نهاده شده است. و هیچ معلوم نیست که بعد از قوی شدن شرکت رونفروشند و یا از هم جدا نشوند، موردی که چند بار در ایران شاهد آن بودم.
2. ایرانی بودن این دوستان عزیزم مشکل دوم می باشد، شاید با من مخالف باشید ولی من به مدیران هاستی که ایرانی باشند اعتماد ندارم و حاضرم پول بیشنری بپردازم تا این دردسر را نداشته باشم.
3. سومین توصیه من به دوستانی که میخواهند استارتاپ راه اندازی کنند این است که فقط و فقط بر روی دیتا سنترهای تمرکز کنند که چند سال است که جواب خود را پس داده اند و در فرومهای مشهوری چون وب هاستینگ تاک کمترین شکایت از آنها دیده شود . این شرکت ظاهرا تازه تاسیس است و اوایل کار همه این مدل شرکتها خوب هستند ولی وقتی زمانی سپری شد میشود قضاوت کرد.
خیلى خوبه که ایرانیها تو پیشرفت کم نمیذارن ، ممنون