نبرد برای تسخیر آخرین سنگر بدن | از آرزوی لینک شدن به رایانه تا تراشههای نورالینک
معماری حیرتانگیز؛ چرا مغز تسلیم نمیشد؟
مغز انسان با حدود ۸۶ میلیارد سلول عصبی یا نورون (Neuron)، پیچیدهترین شبکه ارتباطی در جهان هستی است که مدیریت تریلیاردها سیناپس را بر عهده دارد. برخلاف قلب که یک پمپ مکانیکی است یا ریه که تبادل گازها را انجام میدهد، مغز با فرآیندهای الکتروشیمیایی بسیار ظریفی کار میکند که کوچکترین تداخل در آنها میتواند منجر به تغییر شخصیت یا از دست رفتن هوشیاری شود. این پیچیدگی ساختاری باعث شده بود که برای قرنها، جراحان و دانشمندان تنها بتوانند لایههای بیرونی آن را مطالعه کنند و از درک نحوه تولید فکر عاجز بمانند.
تا پیش از ظهور فناوریهای نانو و پردازشگرهای فوقسریع، امکان گوش دادن به نجوای تکتک نورونها وجود نداشت و مداخلات پزشکی به روشهای تهاجمی وسیع محدود میشد. در واقع مغز به دلیل ماهیت نرم و آسیبپذیرش، به شدت در برابر اجسام خارجی واکنش نشان میدهد و همین موضوع، ساخت یک واسط پایدار را به یک کابوس مهندسی تبدیل کرده بود. برای سالها، پزشکان به دنبال راهی بودند که بدون آسیب زدن به بافت خاکستری، کدهای الکتریکی مغز را رمزگشایی کرده و به زبان ماشین ترجمه کنند تا این سد نفوذناپذیر بالاخره شکسته شود.
از جالینوس تا گالوانی؛ ریشههای کشف الکتریسیته مغز
باورتان میشود که بشر زمانی فکر میکرد قلب محل اصلی تفکر است؟ اما جالینوس (Galen) در قرن دوم میلادی با مشاهده سربازانی که از ناحیه سر آسیب دیده بودند، متوجه شد که فرمانده اصلی بدن جایی در جمجمه پنهان شده است. این کشف ابتدایی، هزاران سال در سایه جهل باقی ماند تا اینکه در دوران رنسانس، آندریاس وسالیوس با کالبدشکافیهای دقیق خود، نقشههای اولیهای از سیستم عصبی ترسیم کرد. اما قطعه گمشده این پازل، شناخت ماهیت «الکتریسیته زیستی» بود که همه چیز را تغییر داد.
لوییجی گالوانی در اواخر قرن ۱۸ با شوک دادن به پاهای یک قورباغه مرده، نشان داد که الکتریسیته محرک اصلی حرکت در موجودات زنده است. این آزمایشهای عجیب و گاهی ترسناک، جرقهای بود برای هانس برگر (Hans Berger) که در سال ۱۹۲۴ موفق شد اولین نوار مغزی یا الکتروانسفالوگرام (EEG) را ثبت کند. برگر که فردی گوشهگیر و به شدت دقیق بود، ثابت کرد که مغز حتی در زمان خواب هم در حال تولید امواج الکتریکی است. این کشف بزرگ، اولین بارقه امید را در دل دانشمندان روشن کرد که شاید بتوان روزی این امواج را به کنترل خود درآورد.
نکته جالب اینجاست که قبل از برگر، ریچارد کاتون بریتانیایی متوجه فعالیت الکتریکی مغز حیوانات شده بود، اما چون روابط عمومی خوبی نداشت و احتمالا کسی هم حرفش را جدی نمیگرفت، کشفش در تاریخ خاک خورد. همیشه به یاد داشته باشید که در دنیای علم، فقط کشف کردن کافی نیست، بلکه باید بتوانید دیگران را هم متقاعد کنید که چه شاهکاری انجام دادهاید! تاریخ علم پر است از نابغههایی که به خاطر کمی بدشانسی یا انزوا، جایزه افتخار را به دیگران واگذار کردند.
تخیلاتی که واقعیت یافتند؛ مغز در ادبیات داستانی
ادبیات همیشه چند قدم جلوتر از آزمایشگاهها حرکت میکند. پیش از آنکه ایلان ماسک به فکر نورالینک بیفتد، اچ. پی. لاوکرافت (H.P. Lovecraft) در داستانهای وحشتناک خود از موجوداتی به نام «میگو» میگفت که مغز انسان را خارج کرده و در استوانههای فلزی نگه میداشتند تا بتواند در فضا سفر کند و با دستگاههای الکترونیکی ببیند و بشنود. این تصویر سیاه و در عین حال کنجکاوبرانگیز، نشاندهنده هراس و اشتیاق همزمان بشر به جداسازی آگاهی از بدن بیولوژیکی است.
در دهه ۱۹۴۰، رمان «مغز دونووان» شوک بزرگی به جامعه وارد کرد؛ داستانی درباره مغز یک میلیونر که پس از مرگش زنده نگه داشته میشود و به مرور شروع به کنترل ذهن اطرافیانش میکند. این داستانها صرفاً برای سرگرمی نبودند، بلکه به نوعی پرسشهای فلسفی درباره ماهیت روح و پیوند آن با جسم را در افکار عمومی نهادینه کردند. نویسندگانی چون ادموند هامیلتون نیز با خلق رباتهایی که توسط مغز انسان هدایت میشدند، پیشنمایشی از مفهوم واسط ماشین و انسان را به نمایش گذاشتند که امروز به واقعیت نزدیک شده است.
زنگ تفریح: وقتی مغزها اشتباهی میروند!
آیا میدانستید در فیلم کلاسیک فرانکشتاین (نسخه ۱۹۳۱)، دستیار دکتر فرانکشتاین به اشتباه به جای مغز یک دانشمند نابغه، مغز یک جنایتکار را از دانشگاه میدزدد؟ همین اشتباه کوچک (که در واقع یک سوءبرداشت سینمایی از علم آن زمان بود) باعث شد هیولای بیچاره به جای حل مسائل ریاضی، شروع به تخریب شهر کند. این نشان میدهد که حتی در تخیل هم، کیفیت سختافزاری که در جمجمه داریم، خیلی مهمتر از ظاهر ماست! پس اگر روزی خواستید مغزتان را آپگرید کنید، حتماً مراقب باشید که فایل اشتباهی را دانلود نکنید.
طلوع عصر دیجیتال؛ اولین نبرد تنبهتن مغز و ماشین
با اختراع رایانه در اواسط قرن بیستم، رویای اتصال مستقیم ذهن به ماشین از حالت کیمیاگری به مهندسی تغییر کرد. در سال ۱۹۶۵، الوین لوسیر (Alvin Lucier) آهنگساز پیشرو، در یک اجرای عمومی نشان داد که میتوان با استفاده از امواج آلفای مغز، مجموعهای از سازهای کوبهای را به صدا درآورد. این اولین باری بود که یک اثر هنری به جای دست، مستقیماً توسط فعالیتهای الکتریکی درون جمجمه خلق میشد و تماشاگران را در بهت و حیرت فرو برد.
چند سال بعد، خوزه دلگادو (Jose Delgado) در دانشگاه ییل، الکترودهایی را در مغز یک گاو نر وحشی کاشت و با یک دستگاه ریموت کنترل، گاو را در لحظه حمله متوقف کرد. اگرچه آزمایشهای او امروز از نظر اخلاقی به شدت زیر سوال است، اما ثابت کرد که میتوان با تحریک نقاط خاصی از مغز، رفتارهای پیچیده را کنترل کرد. واژه «واسط مغز-رایانه» (BCI) سرانجام در سال ۱۹۷۳ توسط ژاک ویدال ابداع شد تا چارچوبی علمی برای این تلاشهای پراکنده ایجاد کند و مسیر را برای تحقیقات آکادمیک هموار سازد.
پیشرفتها به سرعت ادامه یافت تا اینکه در سال ۱۹۸۸، دانشمندان موفق شدند رباتی را طراحی کنند که دستورات حرکتی را از طریق کلاه مخصوص نوار مغزی دریافت میکرد. این یعنی بشر دیگر نیازی به عضله برای جابجایی اشیا نداشت و ذهن به تنهایی میتوانست بر فیزیک پیرامون اثر بگذارد. البته در آن دوران، سرعت انتقال دادهها به قدری پایین بود که تکان دادن یک نشانگر روی مانیتور دقایق زیادی طول میکشید، اما همین موفقیتهای کوچک، بنیانگذار انقلابی شدند که امروز در نورالینک شاهدش هستیم.
ظهور نورالینک؛ ایلان ماسک وارد میشود
شرکت نورالینک (Neuralink) برخلاف تصور عموم، ابتدا توسط پدرام محسنی و راندولف نادو در سال ۲۰۱۶ تاسیس شد و سپس ایلان ماسک با سرمایهگذاری عظیم آن را به خدمت گرفت. هدف ماسک از ابتدا فراتر از درمان پزشکی بود؛ او به دنبال ایجاد «همزیستی با هوش مصنوعی» است تا انسان در رقابت با ماشینهای فوقهوشمند عقب نماند. فناوری نورالینک بر پایه رشتههای بسیار ظریفی (Threads) است که توسط یک ربات جراح با دقت میکرونی در بافت مغز کاشته میشوند تا فعالیت الکتریکی نورونها را با وضوح بسیار بالا ثبت کنند.
در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۴، اولین ایمپلنت انسانی نورالینک در جمجمه یک داوطلب قرار گرفت که نقطه عطفی در تاریخ پزشکی مدرن محسوب میشود. این دستگاه که به اندازه یک سکه است، کاملاً زیر پوست پنهان شده و از طریق بلوتوث با دستگاههای خارجی ارتباط برقرار میکند. پس از گذشت یک ماه، نتایج خیرهکننده بود؛ داوطلب توانست تنها با فکر کردن، نشانگر ماوس را بر روی صفحه رایانه حرکت دهد و حتی بازیهای ویدئویی ساده انجام دهد. این موفقیت نشان داد که رویای دورزدن سیستم عصبی آسیبدیده دیگر یک فرضیه نیست، بلکه یک واقعیت ملموس است.
چالشهای اخلاقی و فنی؛ آیا ما هنوز انسان هستیم؟
با وجود تمام هیجانات، کاشت تراشه در مغز با چالشهای بزرگی روبروست؛ از جمله خطر عفونت بافت مغز، پس زدن دستگاه توسط سیستم ایمنی و پایداری طولانیمدت الکترودها در محیط شیمیایی تهاجمی داخل بدن. مغز به شدت از خود محافظت میکند و قرار دادن یک جسم خارجی در آن مانند کاشتن یک میخ در تنه یک درخت زنده است؛ درخت سعی میکند دور آن را با بافتهای فیبری بپوشاند که در مورد مغز، این کار باعث کاهش دقت سیگنالها میشود. مهندسان نورالینک باید راهی پیدا کنند که این واسط برای دههها بدون افت کیفیت باقی بماند.
اما فراتر از مسائل فنی، پرسشهای اخلاقی عمیقی مطرح است: اگر مغز ما به اینترنت وصل شود، آیا حریم خصوصی افکارمان از بین میرود؟ آیا شرکتهای بزرگ میتوانند تبلیغات را مستقیماً به کورتکس مغز ما بفرستند؟ اینها سوالاتی است که جامعهشناسان و فلاسفه را به شدت نگران کرده است. ما در حال ورود به قلمروی هستیم که در آن مرز میان «من» و «ماشین» در حال محو شدن است و شاید در آینده، تعریف حقوقی و انسانی ما به کلی تغییر کند.
بسیاری نگران هستند که این فناوری شکاف طبقاتی را به سطحی بیولوژیکی برساند؛ جایی که ثروتمندان با ارتقای مغز خود، به هوش و حافظه فوقانسانی دست یابند و بقیه مردم در سطح تکاملی فعلی باقی بمانند. این سناریوهای پادآرمانشهری (Dystopian) اگرچه فعلاً دور از ذهن به نظر میرسند، اما با سرعت فعلی پیشرفت علم، نیاز به وضع قوانین بینالمللی سفت و سخت در این حوزه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. ما باید قبل از اینکه مغزهایمان را به اشتراک بگذاریم، یاد بگیریم چگونه از استقلال فکری خود محافظت کنیم.
مغز در خمره؛ پارادوکس درک واقعیت
یکی از جالبترین مباحث فلسفی مرتبط با این حوزه، آزمایش فکری «مغز در خمره» (Brain in a vat) است که توسط گیلبرت هارمن در سال ۱۹۷۳ مطرح شد. او میپرسد اگر مغز شما را در خمرهای از مواد مغذی قرار دهند و آن را به یک ابررایانه وصل کنند که تمام حسهای دنیای واقعی را شبیهسازی کند، چگونه میفهمید که در حال حاضر در دنیای واقعی هستید یا در یک شبیهسازی؟ این همان ایدهای است که بعدها منبع الهام سهگانه فیلم ماتریکس (The Matrix) شد و هنوز هم یکی از بزرگترین چالشهای معرفتشناسی است.
هیلاری پوتنام در سال ۱۹۸۱ تلاش کرد این نظریه را ابطال کند و معتقد بود که زبان و مفاهیم یک مغز در خمره نمیتواند به اشیاء واقعی اشاره داشته باشد، اما با پیشرفت واسطهای مغز و ماشین، این بحث از فضای انتزاعی خارج شده است. وقتی یک نفر میتواند با فکر خود، یک دست مکانیکی را در کیلومترها آنطرفتر تکان دهد، مرزهای تجربه حسی او کجا تمام میشود؟ اینجاست که علم اعصاب با فلسفه دکارت گره میخورد و ما را با این پرسش مواجه میکند که آیا واقعیت چیزی جز مجموعهای از پالسهای الکتریکی در مغز ماست؟
زنگ تفریح: کنترل ذهن با طعم پنیر!
در یک آزمایش علمی عجیب، دانشمندان توانستند با تحریک بخشهای خاصی از مغز موشها، آنها را به سمت چپ یا راست هدایت کنند، درست مثل یک ماشین کنترلی! اما نکته خندهدار اینجاست که موشها فکر میکردند خودشان تصمیم میگیرند به آن سمت بروند چون دانشمندان با فعال کردن مرکز پاداش، به آنها حس لذت میدادند. به عبارت دیگر، موش بیچاره با خودش میگفت: «چقدر دلم میخواهد همین الان به سمت چپ بروم، چه ایده نابی!» این نشان میدهد که شاید گاهی تصمیمات بزرگ زندگی ما هم نتیجه یک تحریک کوچک در جای درست باشد!
آینده روشن؛ از تلهپاتی تا جاودانگی دیجیتال
در دهههای آینده، واسطهای مغز و رایانه احتمالاً از ابزارهای پزشکی صرف به ابزارهای عمومی تبدیل خواهند شد که توانمندیهای ما را ارتقا میدهند. تصور کنید بتوانید بدون صحبت کردن، افکار و احساسات خود را به دیگران منتقل کنید (تلهپاتی مصنوعی) یا مهارتهای جدید مثل نواختن پیانو را مستقیماً در مغز خود «دانلود» کنید. اگرچه اینها شبیه فیلمهای علمیتخیلی به نظر میرسند، اما از نظر تئوریک با داشتن یک واسط دوطرفه که هم بخواند و هم بنویسد، کاملاً امکانپذیر هستند.
گام نهایی در این مسیر، «بارگذاری ذهن» (Mind Uploading) است؛ یعنی انتقال کامل ساختار اطلاعاتی مغز به یک بستر دیجیتال برای دستیابی به نوعی جاودانگی. اگر بتوانیم تمام خاطرات، شخصیت و الگوهای فکری یک فرد را به یک رایانه کوانتومی منتقل کنیم، آیا آن موجود هنوز همان فرد خواهد بود؟ این پرسشی است که نوادگان ما با آن دست و پنجه نرم خواهند کرد. فعلاً ما در ابتدای این جاده ایستادهایم و نظارهگر اولین قدمهای لرزان اما شجاعانه داوطلبانی هستیم که راه را برای آیندهای ناشناخته هموار میکنند.
پروژههایی نظیر دارپا (DARPA) در ایالات متحده نیز به شدت بر روی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند تا بتوانند کارایی سربازان را در میدان نبرد افزایش دهند یا آسیبهای جنگی را جبران کنند. این نشاندهنده ابعاد استراتژیک و سیاسی واسطهای مغز-ماشین است که فراتر از آزمایشگاههای خصوصی ایلان ماسک جریان دارد. رقابت جهانی برای تسلط بر این تکنولوژی آغاز شده و هر کشوری که بتواند زودتر به پایداری و دقت بالا در اتصال مغز و ماشین برسد، برتری غیرقابلانکاری در قرن بیست و یکم خواهد داشت.
نقش هوش مصنوعی در رمزگشایی از افکار
آنچه امروز نورالینک را از تلاشهای دهههای گذشته متمایز میکند، قدرت بیپایان الگوریتمهای یادگیری ماشین (Machine Learning) است که به عنوان مترجم عمل میکنند. سیگنالهای مغزی بسیار نویزی و آشفته هستند و تبدیل آنها به یک دستور حرکتی دقیق، مانند گوش دادن به زمزمه یک نفر در یک استادیوم شلوغ است. هوش مصنوعی با یادگیری الگوهای خاص هر فرد، میتواند این نویزها را فیلتر کرده و قصد واقعی کاربر را با دقت بالای ۹۰ درصد تشخیص دهد.
این تعامل دوطرفه باعث میشود که دستگاه با گذشت زمان، «زبان» مغز داوطلب را بهتر بفهمد و فرد هم یاد بگیرد که چگونه افکارش را برای ماشین واضحتر بیان کند. این یک رقص مشترک میان بیولوژی و سیلیکون است که در آن هر دو طرف برای درک یکدیگر تلاش میکنند. در واقع، ما در حال ساختن یک زبان جدید هستیم که کلمات آن نه صوت، بلکه نوسانات ولتاژ در غشای سلولهای عصبی هستند. این همبستگی عمیق، نویدبخش دستگاههایی است که با سرعت فکر کار میکنند و تاخیرهای آزاردهنده رابطهای کاربری سنتی را به دست فراموشی میسپارند.
تأثیر بر روانپزشکی و درمان افسردگی
یکی از هیجانانگیزترین کاربردهای واسط مغز-رایانه، فراتر از حرکت دادن اشیا، در حوزه سلامت روان نهفته است. دانشمندان امیدوارند با پایش مداوم فعالیتهای الکتریکی در نواحی مرتبط با خلقوخو، بتوانند اختلالاتی مانند افسردگی شدید یا وسواس (OCD) را با تحریکهای الکتریکی بسیار ظریف درمان کنند. این روش که «تحریک عمیق مغزی» (DBS) پیشرفته نامیده میشود، میتواند جایگزین داروهای شیمیایی شود که معمولاً عوارض جانبی زیادی دارند و بر تمام بدن اثر میگذارند.
تصور کنید دستگاهی در مغز شما وجود داشته باشد که به محض تشخیص علائم اولیه یک حمله پانیک یا افت شدید خلقوخو، سیگنالهای جبرانی بفرستد تا تعادل را بازگرداند. این رویکرد شخصیسازی شده میتواند انقلابی در روانپزشکی ایجاد کند و رنج میلیونها انسان را که به درمانهای رایج پاسخ نمیدهند، پایان بخشد. البته مرز بین درمان و دستکاری شخصیت در اینجا بسیار باریک است و پزشکان باید با احتیاط فراوان در این مسیر گام بردارند تا هویت فردی بیماران تحتالشعاع قرار نگیرد.
در نهایت، واسطهای مغزی نه تنها ابزاری برای ارتباط با بیرون، بلکه دریچهای برای شناخت بهتر خودمان هستند. با مشاهده لحظهای فعالیتهای مغزی، ما میتوانیم بفهمیم که چگونه استرس، تغذیه یا خواب بر الگوهای فکری ما اثر میگذارند. این خودآگاهی دیجیتال میتواند سبک زندگی انسان قرن بیست و یکم را به کلی دگرگون کند و ما را به موجوداتی تبدیل کند که نه تنها بر محیط پیرامون، بلکه بر دنیای درونی خود نیز تسلط کامل دارند.
Smart FAQ: سوالات متداول هوشمند
جمعبندی نهایی
واقعه ۲۸ ژانویه ۲۰۲۴، فراتر از یک پیشرفت جراحی، آغاز رسمی عصر «پسابشری» است که در آن مرزهای گوشت و خون با سیلیکون و کد در هم میآمیزد. ما اکنون در آستانه جهانی هستیم که در آن افکار میتوانند فیزیک را تغییر دهند و ناتوانیهای جسمی دیگر به معنای انزوای اجتماعی نخواهد بود. واسطهای مغز-رایانه، پلی به سوی درک عمیقتر از آگاهی و پتانسیلهای نهفته انسانی هستند که تا پیش از این غیرقابل دسترس مینمودند. با این حال، حرکت در این مسیر نیازمند خرد اخلاقی و نظارت دقیق است تا اطمینان حاصل شود که این فناوری در خدمت تعالی بشریت باقی میماند و نه ابزاری برای سلب آزادیهای فردی. آینده در دستان ماست، اما شاید به زودی، مستقیماً در مغز ما باشد.
شما درباره این پیوند جنجالی چه فکر میکنید؟
آیا حاضرید روزی یک تراشه در مغزتان داشته باشید تا با سرعت فکر به اینترنت وصل شوید، یا ترجیح میدهید با همین مغز بیولوژیکی و محدود خود به زندگی ادامه دهید؟ به نظر شما بزرگترین خطر یا فرصت این فناوری چیست؟ نظرات و دغدغههای خود را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید تا درباره این آینده هیجانانگیز گفتگو کنیم.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- پیر ژان روبیکه؛ نابغهای که کافئین و کدئین را به جهان هدیه داد
- تئودور اشریش؛ میراث ماندگار کاشف اشریشیا کلی در دنیای میکروبها
- جرج اسنل و معمای سازگاری بافتی؛ چگونه موشها راهگشای پیوند اعضا شدند؟
- مانس اشپربر؛ روانشناسی که بوی خون و استبداد را از فرسنگها تشخیص میداد
- دانیل رادرفورد و داستان کشف نیتروژن؛ از هوای مسموم تا عنصر حیاتبخش







ممنون از سایت خوب یک پزشک بابت انتشار این مطلب
وورد پرس یه سی ام اس فوق العاده با افزونه های بی نظیر
همیار وردپرس هم کارفوق العاده ای انجام داده با تیم خوب و مارتک خوب
واقعا که چقدر راحت میشه از مردمی که آگاه نیستن سواستفاده کرد اومدن سایت معروف http://www.themeforest.com رو قالبش رو فارسی کردن به راحتی پول در میارند دیگه واقعا که متاسفم.دوتا سایت رو با هم از لحاظ ظاهری و باتنی مقایسه کنین فقط و فقط میتونم بگم متاسفم.
شما که اینقدر متاسف هستید اگر یک زمانی نیاز به راه اندازی سریع یک وب سایت پیدا کنید و هزینه زیادی نداشته باشید که برای اون صرف کنید.. چی کار میکنین؟
وردپرس قابلیت استفاده برای وبسایتهای متنوعی را دارد، به شرح اینکه زمان و انرژی کافی برای سفارشی کردن و کار روی جزئیات گذاشته شود.
مشکلی که بسیاری از شرکتهایی که سفارش طراحی سایتشان را با وردپرس دادهاند، این است که هزینه لازم برای پروژه را در نظر نگرفتهاند.
طبیعتا با هزینهای بین 100 تا 500 هزار تومان نمیتوان انتظار زیادی از کار نهایی داشت.
وردپرس را باید به چشم یک پلتفرم نگاه کرد، نه یک محصول نهایی که با نصب یک قالب و چند پلاگین تمام شود.
همانطور که برای یک پروژه نرمافزاری باید تجزیه و تحلیل و فرایند پیادهسازی نرمافزار را انجام داد، در یک پروژه وب هم باید این فرایند انجام شود.
طبیعتا توجه به UI و تجربه کاربری و مدیریت محتوا هم بسیار مهم است.
این که ما می گیم اینها برای تم فارست و … هست که کلا درست هست مثلا کسی که پاندای کونگ فو کار رو دوبله می کنه و می فروشه ، شما ازش نمی خری؟
یا مثلا از ورد و اینها که استفاده می کنی ، پولش رو دادی؟
در اینکه وردپرس نا امن هست چون اوپن سورس هست من مخالف هستم.اوپن سورس بودن ربطی به نا امنی نداره.شما با خیلی از نرم افزارها ، می تونی امنیت یک سرور یا نرم افزار رو چک کنی مثل ACCUNETIX و … اگر بخواهی سایت امنی داشته باشی باید براش وقت بگذاری و تنظیمش کنی و …
ببخشید در جواب شما باید بگم خوبه شما داری میگی که پاندای کونگ فو کار رو دوبله کنه این یعنی چی این یعنی کاملا زحمت کشیدن بر روی یک پروژه و دوبله کردنش ولی این سایت داره همون وبسایت رو بدون هیچ گونه تغییری مستقیم میزاره توی سایت خودش و طراحیشو فارسی کرده اسمشو فارسی کرده گزاشته برا فروش اینم نمیشه که درواقع این تیم میخواد با گول زدن مردم پول در بیاره.
تغییراتی که دوستان در راستچین و ترجمه قالب ها و افزونه ها میکنند به این سادگی که شما میفرمائید نیست !
تغییراتی که انجام داده میشه از کیفیت محصول کاسته نمیشود بکه ترجمه و استایل جدید به آن اضافه میشود تا در هسته وردپرس فارسی بتواند به زیبایی متون و کدها را به زبان شیرین فارسی نمایش دهد و البته در صورت نصب بر روی هسته انگلیسی نیز قابلیت نمایش چپ به راست اتوماتیک فعال میشود .
شما اطلاعات کافی در زمینه تشخیص زبان خودکار وردپرس برای 32 زبان دنیا را دارید ؟
من هروقت از یک تم وردپرس خارجی خوشم میاد با توجه به دانش ناقصم ساعتها وقت صرف میکنم تا بتونم اون رو برای زبان فارسی و راست به چپ بهینه کنم. زبان فارسی رو دوست دارم اما هروقت پای دیزاین به میون میاد آرزو میکردم ای کاش زبان ما با خط لاتین نوشته میشد تا از این همه منابع بی پایان برای خط لاتین بشه استفاده کرد! انواع فونتها و تایپوگرافی ها و چپ به راست ها و …
سلام،
با یک نگاه کلی توی این سایت میشه به وضوح نوعی از بدترین دزدی نرمافزار رو دید! بسیاری از قالبهای که در این سایت به فروش میرسه مربوط به سایت تم فارست هست که توسط هزار فرد از کل دنیا ایجاد میشن. برای ایجاد این قالبهای نیاز به کار فول تایم یک تیم کوچیک ( ۲ تا ۳ نفره ) به مدت چند ماه هست که هزینههای زیادی هم دربر داره اما این آقایون با کپی کردن اونقالبها دارن حق و تمامی زحمتهاشون رو هم زیر پا میزارن! دزدی و دزد که شاخ و دم نداره!
واقع متاسفم که آقای مجیدی نسبت به انتشار این مطلب اقدام کردن در صورتی که فکر میکنم حداقل اطلاعات کلی از قوانین کپی رایت داشتهباشند!
متاسفانه خیلی از شرکتها/افراد طراح سایت همین کار رو برای مشترهای خرد انجام میدن که در کوتاه مدت برای اونها سود ده هست اما در طولانی مدت به جامعه وب فارسی و هم به خود این افراد/شرکتها ضرر بیشتری میرسونه!
علی آقا
شما که می گی
با یک نگاه کلی توی این سایت میشه به وضوح نوعی از بدترین دزدی نرمافزار رو دید!
یعنی الان شما ویندوز و نرم تفزارهای خودت رو خریدی؟
خیر بنده مک استفاده میکنم که سیستم عاملش رایگان هست و چند نرمافزار که خریداری کردم.
جناب آقای اقدم من ارزش و احترام خاصی برای کارهای شما قائل هستم اما با این موضوع که میفرمایید کل کار این سایت دزدی هست مخالفم.. کاربران ایرانی برای داشتن یک پوسته خوب و یا یک پلاگین قوی یا باید سفارش طراحی اون محصول رو داخل ایران بدن که هزینه بسیار بالایی براشون خواهد داشت و یا محصول خارجی را خریده و آن را بومی سازی نمایند که همه توانایی و دانش این کار رو ندارند. کاربران ایرانی نیاز دارن تا از پوسته ها و افزونه های حرفه ای دنیا استفاده کنند. فروشندگان محصولات وردپرس می بایست با خرید نسخه اصلی محصول با مجوز انتشار، اون رو بومی سازی کرده و در مارکت ارائه دهند.
در حال حاظر تعداد زیادی از محصولات مارکت وردپرس محصول تولید شده ایرانی توسط خود فروشنده می باشد و همچنین تعداد زیادی از محصولات با مجوز فروش ارائه شده.
چشم انداز این مارکت جزب طراحان و برنامه نویسان داخلی و ارائه محصولات 100% ایرانی می باشد که با کمک فعالان این حوزه میسر خواهد بود.
ظاهرا شما تمامی نرم افزارهاتون رو به صورت اورجینال تهیه می کنید , حتی فتوشاپ چندصد دلاری , یا ویندوزی که با یه کرک ساده اکتیو می شه , شما فکر کردید برای همون ویندوز مایکروسافت با اون عظمتش چقدر زحمت کشیده شده که به این راحتی ازنسخه کرک شده اش استفاده می کنید , بهتره یه ذره واقع بین باشید و زحمتی که این دوستان برای راست چین سازی و فارسی سازی انجام دادن رو نادیده نگیرید , تمام این مشکلات حل شده و فقط مونده مشکل وردپرس و قالبها و افزونه هاش !!!!
خیلی جالبه که شما وقتی میشه ویندوز رو ۲ ثانیه کرک میکنید پس خریدشو عقلانه نمیدونید!
اگر برنامه نویش طراح و یا حتی نویسنده باشید اونموقع باید بدونید که چه زحمتی باید بکشید ولی اگر یکی بیاد کارتونو کپی کنه بعد از اون همه زحمت چی؟ یکم واقع بین باشید دزدی هست هر جور بهانه بیارید باز هم دزدی هست حتی اون آهنگی که بدون خریدش، دانلودش میکنید!
بنده خریداری کردم تمامی نرمافزار های که استفاده میکنم رو برای این مورد از مکینتاش استفاده میکنم و سعی میکنم از نرمافزارهای متن باز بیشتر استفاده کنم ولی اگر شما فرد متخصصی باشید اونقدر درآمد خواهید داشت که چند صد دلار در سال چیزی نباشه.
من فکر کنم شما کلا فقط از نرم افزارهای اورجینال مانند ویندوز ، فتوشاپ چندصددلاری ، ورد و … استفاده می کنید که احتمالا هزینه های بالایی هم بابتشون پرداخت کردید !، دوست عزیز بهتره یک کم واقع بین باشید ، برای همین ویندوزی که شما براحتی از نسخه کرک شده اش استفاده می کنید مجموعه عظیمی مانند مایکروسافت روش زحمت کشیدن ، درست نیست زحمت عده ای از دوستان رو که کار راست چین سازی و فارسی سازی فایلهای جانبی وردپرس رو می کشن نادیده بگیرید و حتی تهمت دزدی بزنید .
حالا ، وقتی بهشون میگی ، فروش این قالب های خارجی دزدی تو روز روشنه ، میگن که ما قالب ها رو خریداری کردیم ، فقط در صورتی که لایسنس قالب رو بخرید ، اجاز فروش اون رو دارید که با توجه به قیمت چند هزار داری اون ، به هیچ وجه چنین کاری نمیکنن.
هر کسی که این فروشگاه رو مدیریت میکنه ، نباید اجاز به قالب های پولی فارسی شده رو تو سایت برای فروش بزاره ، این کار علاوه بر این که غیر قانونی هست ، باعث میشه طراح های ایرانی هم کارشون کساد بشه .
کارشون به این دلیل کساد میشه که قالب هایی که طراحی مینمایند بسیار ساده و ابتدائی هستند . ولی اکثر شرکت های بزرگ طراحی سایت در ایران با خرید یکی از قالب های پریمیوم از مارکت همیار ده ها سایت را طراحی میکنند .
بنظر شما با یک قالب ساده که برای یک هدف خاصی طراحی میشه آیا امکان طراحی چند سایت وجود دارد ؟
کاملا با شما موافقم علی آقا بنده هم گفتم این وبسایت یه کپی و دزدیه کامل از سایت ThemeForest هستش و بدترین کار ممکنه که بخوای با یه همچین کاری و بدون پشتیبانی و فقط و فقط گول زدن مردمایی که اطلاعات کافی در زمینه وبسایت ندارند پول در بیاری درواقعا این دزدی واقعا زشته انگاری میمونه که یک تیمی بخواد سایت بانک ملی رو بشینه کپی کنه و یه دونه ازش بسازه اصلا یه چیز خنده داره این قضیه متاسفم واقعا دوستان کسی از این سایت خرید نکنه پشیمون میشه گفته باشم
چرا وقتی می خوایم به کامنتی مثبت یا منفی بدیم پیغام میده که user و pass وارد کنید و this site says: “wp–admin”
باید عضو بشین.
آقای مجیدی مشکل به این حاطر هست …
بسیار ممنونم. به تیم فنی منتقل کردم.
من هم مشکل مهرداد رو دارم. با اینکه لاگین هستم اما هر دفعه این پیام ظاهر میشه. فکر کنم مشکل فنی باشه.
وردپرس به هیچ وجه برای توسعه سایت های بزرگ یا سایت هایی که امکانات خاصی می خواهد مناسب نیست. کلا CMS فقط به درد سایت های کوچیک متوسط میخورن.
برای مثال برای دستکاری در وردپرس دو راه داری ، 1. دستی هسته رو تغییر بدی 2. با استفاده از API یک پلاگین ایجاد کنی ، خوب کار اول نیازمنده اینکه با API ودرپرس اشنا باشی و بعد اینکه باعث افزایش کد نویسی و زمان و هزینه میشه ، در صورتی که از فریمورک ها استفاده کنید ، چنین مشکلاتی ندارید.
اکثر CMS ها برای اینکه بیشترین تطبیق پذیری داشته باشن، عموما از آخرین تکنولوژی ها استفاده نمیکن ، برای مثال نسخه php وردپرس آخرین نسخه این ، خوب این باعث میشه از داشتن آخرین امکانات php بدون بهره باشید.
در زمینه کارایی هم CMS ها به خصوص وردپرس بسیار ضعیف هستن ، برای مثال ساختار دیتابس وردپرس یکی از عومل کارایی پایینی هست ، شما برای بهبود کارایی یا باید تغییراتی در هسته ایجاد کرده یا اینکه سرورتون رو ارتقا بدید ، که در هر دو صورت زمانبر و هزینه بر هست.
در مورد پلاگین ها ، که دلیل محبوب CMS ها هستن ، اول اینکه بیشتر پلاگین ها هیچ کاربردی ندارن ، اون دسته از پلاگین هایی که مورد استفاده هستن ، اغلب مجموعه از امکانات رو باهم در اختیارتتون میزان ، در صورتی که شما فقط به امکان اش نیاز دارید و باقی اش بی استفاده هست و تنها کاری که میکنه با عث افزایش تعداد درخواست ها شده !
فرمایش شما در مورد اینکه وردپرس برای سایت های کوچک مناسب هست رو به هیچ عنوان تایید نمیکنم. من سایت های بسیار بزرگی رو میتونم برای شما مثال بزنم که از وردپرس استفاده می کنند. در ضمن سیستم مدیریت محتوا برای هر سایتی مناسب نیست و برای سایت هایی که بر پایه محتوا هستند وردپرس گزینه بسیار مناسبی است.
در ضمن همانطور که توی این متن نوشته شده اشخاص یا سازمان هایی که نیاز به یک وب سایت برای ارائه مطالب و نمونه کارهای خود دارند نه دانش فنی برنامه نویسی دارند و نیاز دارند بدونند وردپرس از چه نسخه php استفاده کرده و یا چگونه هسته وردپرس را می توانند تغییر دهند. روی سخن این مطلب و بازار هدف مارکت وردپرس کاربرانی است که دانش فنی برای برنامه نویسی سایت ندارند و می خواهند با هزینه کم وب سایتشون رو خودشون راه اندازی کنند.
در مورد پلاگین های وردپرس هم شما میتونید سری به مارکت codecanyon بزنید تا کاربرد پلاگین های وردپرس را بیشتر احساس کنید.
سلام.آقای مجیدی شاید این سوال نسبت به پست بی ربط باشه ولی چند وفته خانم فرانک مجیدی پستی منتشر نمیکنن.با وجود اینکه قلم بسیار گیرایی داشتن و من از طرفداراشون بودم.خوواستم بدونم دیگه با یک پزشک همکاری نمیکنن؟!
هستن. فعلا مشغله تحصیلی دارن.
متأسفانه این مارکت هیچ کنترلی بر روی قالبهای ارائه شده و همچنین پشتیبانی و برخورد فروشندههای فعال نداره.
تنها خریدم از این مارکت یه قالب بوده که متأسفانه بعد از گذشت چند ماه، نه بروز رسانی شده و نه باگهای نسخه اولیه برطرف شده. بسیاری از توابع هم ترجمه نشدن. تماسهای تلفنی بنده با فروشنده هم نتیجهای جز برخورد توهین آمیز و قطع تماس نداره.
در کل به غیر از چند فروشنده معتبر مثل خود آقای حاجی محمدی (مدیر مارکت)، سعید محسن زاده، علی جهان دیده و چند نفر دیگه الان خاطرم نیستن، باقی فروشندهها نه کنترل میشن و نه به تعهداتشون عمل میکنن.
امیدوارم که یک پزشک مثل همیشه دیدگاههای موافق و مخالف رو بدون کوچکترین تغییری ثبت کنه و بانی خوندن این دیدگاه توسط مدیران اجرایی مارکت همیار بشه که در نهایت شاهد ارتقای سطح کیفی محصولات و پشتیبانی پس از فروش در این مارکت ایرانی باشیم.
تغییراتی تو تیم مارکت شامل اضافه شدن یک تیم کنترل کیفیت بوجود اومده که کلیه محصولات قبل از انتشار دقیقا تست و بررسی می شن و مشکل پشتیبانی محصول هم حدودا دو ماهه که با نظارت دقیق مدیران بر فروشندگان انجام می شه .
تو ایران خیلی به بحث امنیت اهمین نمی دن
هک شدن بیش از صد هزار وب سایت وردپرس
http://www.itsn.ir/?p=27069
تدابیر امنیتی وجود داره که میتونه یک سایت وردپرسی رو از هر لحاظ امن کنه.. اگر شخصی که سایت رو با وردپرس راه اندازی کرده به امنیت اون اهمیت بده میتونه با نصب چند افزونه سایتش رو از دست هکر ها محافظت کنه..
وب سایت آی تی اس ان (پایگاه خبری امنیت فناوری اطلاعات) که این خبر را منتشر کرده نیز خود با وردپرس راه اندازی شده است.
درسته. اما این دلیل نمیشه که این مشکلات امنیتی رو نداره. خیلی از شرکتهای ایرانی هستند که CMS های خیلی قوی نوشتند و از اون بستر برای توسعه وب استفاده می کنند.
درسته کاستی هایی ممکنه نسبت به ورد پرس در ظاهر داشته باشند اما یکی از محاسن اونها اینه که سورس نرم افزار دست همه از جمله هکر ها نیست. البته ایراداتی هم داره که توسعه فقط باید توسط همون تیم انجام بشه.
در مجموع ورد پرس هم ابزار. اما سایت ارزان ارائه دادن به معنی ارزش قائل نشدن برای زمانه. اگر کار خوب قرار بشه ارائه بشه هزینه اش بالاست. اگر نصب وردپرس با قالب رو که خیلی از هاستینگ ها رایگان ارائه میدن.
وردپرس با افزونه های رایگان بیشتر شناخته شده و دلیل مشکلات امنیتی پیش آمده نیز عدم آشنایی کاربران با افزونه های امنیتی و پریمیوم می باشد .
با بروزرسانی های مرتب این هسته مشکلات امنیتی بسیار کاهش یافته اند .
وردپرس نرم افزار خوبیه. اما در اکثر مواقع کسایی که ورد پرس نصب می کنند نمی تونن اون رو توسعه بدن و حداکثر می تونن قالب تغییر بدن.
مسائلی مثل توسعه و پشتیبانی در اکثر افرادی که وردپرس کار می کنند ضعیفه.
شما درست می فرمایید تعداد توسعه دهندگان وردپرس کم است اما در کشور ما تعداد اون نسبت به سایر سیستم های مدیریت محتوا بیشتر است. وردپرس جوری پیاده سازی شده که نیاز کمی به توسعه دهنده داشته باشه و این خود جزو مزایای وردپرس هست..
حرف شما درست است. اما نکته ای که وجود داره سایت هایی مثل lastsecond.ir ، ponisha.com و bodofood.com و … به راحتی توسط ورد پرس قابل پیاده سازی نیستند و باید شخص یا شرکتی که اونها رو انجام میده دانش برنامه نویسی خوبی هم داشته باشه.
متاسفانه در ایران بسیاری از کسانی که از نرم افزار های متن باز مثل جوملا و وردپرس و … استفاده می کنند دانشی نسبت به آن ندارند و تنها نصاب آن هستند و فقط یاد گرفتند قالب بزنند.
این افراد پروژه ها را با قیمتی بسیار پایین ( در حد 100 هزار تومان) انجام میدن و بعد مشتری می مونه یه وب سایت نا کارآمد. این اشکال ورد پرس نیست. این اشکال کسیه که توسعه دهنده وب نیست و تنها نصاب است.
در اعلام هزینه یک پروژه باید مواردی مانند خدماتی که مشتری ممکنه در یک سال به عنوان پشتیبانی نیاز داشته باشه و یا حتی بازدید دوره ای از سایت مشتری با هدف بازبینی و تذکر اشکالات محتوایی و مشاوره و … نیز باید دیده شود.
تنها اشکال ورد پرس اینه که ابزاری رو برای این دست افراد فراهم کرده. اما یک سایت مثل 1پزشک هم ورد پرسه.
درسته؟
مسلم است که وردپرس برای وب سایت های content base مناسب است و برای راه اندازی وب سایت هایی چون پونیشا که برای ارائه یک سرویس ایجاد شده مناسب نمی باشد. وردپرس به وجود آمده تا هر شخصی که دانش برنامه نویسی ندارد هم بتواند به سادگی یک وب سایت ایجاد کند اما اگر کسی نیاز به یک وب سایت وردپرسی حرفه ای و پیشرفته دارد می تواند با تیم های توسعه دهنده و راه انداز وردپرس همکاری کند. فرمایش شما 100% صحیح است و کاربران برای انتخاب پیمانکار باید نهایت دقت رو داشته باشند و کار رو به کسی بسپارند که تخصص و توانایی آن را داشته باشد و خدمات پشتیبانی خوبی ارائه دهد.