فیلم مستند این همونه | داستان و نقد This Is It (2009)

داستان فیلم مستند این همونه، بدون اسپویل | ساختهٔ کنی اورتگا با بازی مایکل جکسون

فیلم مستند This Is It در کارنامهٔ کنی اورتگا جایگاهی خاص و متفاوت دارد. اورتگا بیش از آنکه به عنوان یک فیلمساز کلاسیک شناخته شود، به عنوان طراح رقص و کارگردان صحنه در پروژه‌های بزرگ موسیقایی شهرت دارد. همکاری طولانی او با مایکل جکسون در تورها و اجراهای زنده، باعث شد این مستند نه از بیرون، بلکه از دل فرآیند شکل بگیرد.

در این همونه، اورتگا نقش ناظر صرف را ندارد. او بخشی از گروه است و همین نزدیکی باعث می‌شود فیلم حالتی صمیمی و غیرنمایشی پیدا کند. برخلاف بسیاری از مستندهای موسیقایی که پس از موفقیت هنرمند ساخته می‌شوند، این فیلم در لحظه تولید یک رویداد بزرگ شکل می‌گیرد. کنسرتی که قرار بود در لندن برگزار شود و هرگز به صحنه نرسید.

جایگاه این فیلم در کارنامه اورتگا به‌نوعی نقطه اوج و پایان یک همکاری تاریخی است. او با ثبت تمرین‌ها، گفتگوها و تصمیم‌های هنری مایکل جکسون، سندی تصویری از شیوه کار یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های موسیقی پاپ ارائه می‌دهد. این همونه بیش از آنکه یک فیلم نمایشی باشد، حاصل اعتماد متقابل میان کارگردان و سوژه است و همین ویژگی، آن را از بسیاری از مستندهای مشابه متمایز می‌کند.

شناسنامه فیلم مستند این همونه / This Is It (2009)

نام کارگردان: کنی اورتگا
نام بازیگران: مایکل جکسون، کنی اورتگا، الکسل آل، مایکل بیردن، جودیت هیل، دورین هالی
موسیقی: حذف

داستان فیلم مستند این همونه / This Is It

فیلم مستند این همونه مجموعه‌ای از تصاویر ثبت‌شده از تمرین‌های مایکل جکسون و گروه همراه او در فاصله ماه‌های آوریل تا ژوئن سال ۲۰۰۹ است. این تمرین‌ها برای کنسرتی بزرگ در لندن برنامه‌ریزی شده بود. مجموعه‌ای از اجراها که بلیت‌هایش پیشاپیش به فروش رفته بود و قرار بود بازگشت باشکوه مایکل جکسون به صحنه باشد. فیلم بدون مقدمه‌های طولانی، مستقیما وارد فضای تمرین می‌شود و تماشاگر را در دل یک پروژه در حال شکل‌گیری قرار می‌دهد.

در طول فیلم، مایکل جکسون را می‌بینیم که با دقتی وسواس‌گونه روی جزئیات صدا، نور، تصویر و حرکت کار می‌کند. او نه فقط خواننده، بلکه طراح اصلی اجراست. از نحوه اجرای قطعات مشهور گرفته تا هماهنگی میان تصاویر و رقص گروهی، همه چیز زیر نظر مستقیم او انجام می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های اجرایی مایکل، از ذهن او به تمرین‌های عملی منتقل می‌شوند و به‌تدریج شکل نهایی می‌گیرند.

در کنار این فرآیند حرفه‌ای، رابطه انسانی میان مایکل و اعضای گروه نیز پررنگ است. او با نوازندگان، خوانندگان همخوان و رقصندگان با احترام و آرامش برخورد می‌کند و فضای تمرین بیشتر شبیه یک کار گروهی صمیمی است تا یک پروژه پرتنش. این همونه بدون پرداختن به حاشیه‌ها یا زندگی خصوصی، تمرکز خود را بر لحظه حال می‌گذارد. لحظه‌ای که هنرمندی باتجربه، در آستانه اجرای بزرگ، همچنان با اشتیاق و انرژی کار می‌کند و برای رسیدن به تصویری که در ذهن دارد، از هیچ جزئیاتی نمی‌گذرد.

حس و حال فیلم

فیلم مستند این همونه در ژانر مستند موسیقایی قرار می‌گیرد و حال و هوایی آرام، صمیمی و در عین حال پرانرژی دارد. برخلاف تصور رایج از وضعیت جسمی و روحی مایکل جکسون در ماه‌های پایانی عمرش، فیلم تصویری از هنرمندی فعال، متمرکز و خلاق ارائه می‌دهد. این تضاد میان تصور عمومی و آنچه در فیلم دیده می‌شود، یکی از تاثیرگذارترین جنبه‌های تجربه تماشای فیلم است.

از نظر سرگرم‌کنندگی، این همونه بیش از آنکه یک مستند اطلاعاتی باشد، تجربه‌ای دیداری و شنیداری است. دیدن تمرین قطعات مشهور، طراحی رقص‌ها و هماهنگی صحنه‌ای، برای علاقه‌مندان موسیقی پاپ جذابیت بالایی دارد. در میان همه چهره‌ها، خود مایکل جکسون بیش از همه به چشم می‌آید. نه فقط به خاطر شهرت، بلکه به دلیل تسلط کامل بر کار و ارتباط طبیعی با گروه.

یکی از سکانس‌های به‌یادماندنی فیلم، بخش‌هایی است که تمرین‌ها با تصاویر از پیش طراحی‌شده برای اجرا ترکیب می‌شوند. موجودات ترسناک، فضاهای سینمایی و بازی با نور و تصویر، نشان می‌دهد که کنسرت قرار بود چیزی فراتر از یک اجرای موسیقی ساده باشد. ضرب‌آهنگ فیلم یکنواخت اما حساب‌شده است و منطق آن بر مشاهده و همراهی بنا شده، نه تعلیق یا غافلگیری. همین رویکرد، فیلم را به تجربه‌ای آرام و تاثیرگذار تبدیل می‌کند.

فیلم مستند این همونه و تصویر کار در لحظه

فیلم مستند This Is It بیش از هر چیز درباره «کار کردن در لحظه» است. این فیلم نه به گذشته اسطوره‌ای مایکل جکسون بازمی‌گردد و نه آینده‌ای خیالی برای او می‌سازد. دوربین دقیقا در میانه یک فرآیند خلاقه قرار دارد؛ جایی که ایده‌ها هنوز ناتمام‌اند و اجراها در حال شکل گرفتن هستند. این انتخاب، فیلم را از یک مستند یادبود یا بزرگداشت فاصله می‌دهد و آن را به سندی زنده از یک هنرمند در حال کار تبدیل می‌کند. در این همونه، مایکل جکسون نه به عنوان اسطوره، بلکه به عنوان یک کارگردان صحنه، طراح ایده و رهبر گروه دیده می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که خلاقیت برای او امری جاری و روزمره است، نه نتیجه الهامی ناگهانی.

نظم، کنترل و وسواس خلاقانه در فیلم مستند این همونه

یکی از لایه‌های مهم فیلم مستند این همونه، نمایش وسواس خلاقانه مایکل جکسون است. او بر کوچک‌ترین جزئیات صدا، نور، حرکت و تصویر نظارت دارد. این وسواس نه از سر خودخواهی، بلکه از درک دقیق او از اجرا به عنوان یک کل منسجم ناشی می‌شود. فیلم به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا کنسرت‌های مایکل جکسون صرفا اجرای چند قطعه موسیقی نبودند، بلکه تجربه‌هایی طراحی‌شده و چندلایه محسوب می‌شدند. این همونه در این سطح، مستندی درباره حرفه‌ای‌گری است؛ درباره اینکه موفقیت تصادفی نیست و حتی در اوج شهرت، نیازمند تمرین، نظم و بازنگری مداوم است.

فیلم مستند این همونه به عنوان وداع ناخواسته

هرچند فیلم عمدا از مرگ مایکل جکسون حرفی نمی‌زند، اما آگاهی تماشاگر از سرنوشت او، لایه‌ای عاطفی به تمام تصاویر اضافه می‌کند. این همونه به شکلی ناخواسته به فیلم وداع تبدیل می‌شود. نه وداعی نمایشی یا احساساتی، بلکه خداحافظی‌ای آرام که از دل تمرین‌های روزمره بیرون می‌آید. همین سکوت و پرهیز از تاکید مستقیم، تاثیر احساسی فیلم را عمیق‌تر می‌کند. تماشاگر حس می‌کند با آخرین لحظات یک مسیر هنری همراه است، بی‌آنکه فیلم بخواهد این حس را تحمیل کند.

واکنش منتقدان و تماشاگران به فیلم مستند این همونه / This Is It

واکنش‌ها به فیلم مستند این همونه عمدتا مثبت بود، اما نه بدون ملاحظه. بسیاری از منتقدان، فیلم را سندی ارزشمند از فرآیند کاری یکی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقی پاپ دانستند. تصویر ارائه‌شده از مایکل جکسون، که برخلاف شایعات رایج فردی فعال، متمرکز و مهربان است، برای بسیاری غافلگیرکننده بود. کیفیت فنی فیلمبرداری و ضبط صدا نیز به عنوان نقطه قوت مطرح شد و نشان داد که این مستند صرفا مجموعه‌ای از تصاویر تمرینی آماتور نیست.

در مقابل، برخی منتقدان اشاره کردند که فیلم بیش از حد محافظه‌کارانه است و از ورود به جنبه‌های تاریک‌تر یا پیچیده‌تر زندگی مایکل جکسون پرهیز می‌کند. برای این گروه، فیلم بیشتر شبیه یک نگاه درون‌گروهی است تا یک بررسی انتقادی. با این حال، حتی این منتقدان نیز اذعان داشتند که هدف فیلم، نقد زندگی شخصی نبوده، بلکه ثبت یک فرآیند هنری در لحظه است. تماشاگران عادی، به‌ویژه طرفداران موسیقی پاپ، واکنشی احساسی‌تر داشتند و فیلم را تجربه‌ای تاثیرگذار و خاطره‌انگیز توصیف کردند.

آیا هنوز فیلم مستند این همونه تماشایی است؟

با گذشت حدود یک دهه و نیم از ساخت فیلم مستند این همونه، این اثر همچنان ارزش تماشا دارد. دلیل اصلی این ماندگاری، تمرکز فیلم بر فرآیند خلاقه است، نه بر اخبار و حاشیه‌ها. حتی اگر تماشاگر آشنایی عمیقی با موسیقی مایکل جکسون نداشته باشد، دیدن نظم، انرژی و دقت او در کار می‌تواند الهام‌بخش باشد.

البته باید پذیرفت که این فیلم برای همه مخاطبان یکسان جذاب نیست. کسانی که به دنبال روایت پرکشش یا افشاگری هستند، ممکن است آن را آرام و یکنواخت بدانند. اما برای علاقه‌مندان موسیقی، مستندهای پشت صحنه و پرتره‌های انسانی از هنرمندان، این همونه همچنان تجربه‌ای صادقانه و تاثیرگذار است. فیلم نه اسطوره می‌سازد و نه قضاوت می‌کند. فقط نشان می‌دهد که یک هنرمند، تا آخرین لحظه، چگونه کار می‌کرد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]