فیلم Chloe (2009) | داستان و نقد فیلم

زنی تنها، رابطه‌ای لرزان و وسوسه‌ای که آرام‌آرام مرزها را جابه‌جا می‌کند

کارگردان فیلم Chloe (2009) اتم اگویان (Atom Egoyan) است، فیلمسازی که نامش سال‌هاست با درام‌های روانشناسانه و روایت‌های سرد و حساب‌شده گره خورده است. فیلم Chloe در کارنامهٔ او جایگاهی خاص دارد، چون نسبت به بسیاری از آثار قبلی‌اش، مستقیم‌تر، قصه‌گوتر و عامه‌فهم‌تر است، اما همچنان امضای شخصی او را حفظ می‌کند. اگویان در این فیلم هم مثل گذشته، به روابط انسانیِ شکننده، سوءظن، فاصله‌های عاطفی و تأثیر دروغ‌های کوچک بر زندگی واقعی علاقه نشان می‌دهد.

اتم اگویان پیش از فیلم Chloe با آثاری مثل The Sweet Hereafter و Exotica به‌عنوان فیلمسازی جدی و متفکر شناخته می‌شد. فیلم‌هایی که بیشتر به فضای ذهنی شخصیت‌ها، احساس گناه و خلأهای عاطفی می‌پرداختند تا روایت‌های پرحادثه. فیلم Chloe در ادامهٔ همین مسیر است، اما با ظاهری براق‌تر و ساختاری نزدیک‌تر به تریلرهای روانشناسانهٔ مدرن.

در میان آثار اگویان، فیلم Chloe را می‌توان پلی میان سینمای مستقل و جریان اصلی دانست. فیلمی که تلاش می‌کند مخاطب گسترده‌تری را جذب کند، بدون آنکه کاملا از دغدغه‌های همیشگی کارگردان فاصله بگیرد. همین تعادل نسبی باعث شده این فیلم هم در زمان اکران دیده شود و هم بعدها به‌عنوان اثری بحث‌برانگیز دوباره مورد توجه قرار بگیرد.

شناسنامه فیلم Chloe / Chloe (2009)

نام کارگردان: اتم اگویان
نام بازیگران: جولین مور، آماندا سایفرد، لیام نیسون، مکس تریوت، نینا دریفوس

داستان فیلم Chloe / Chloe

فیلم Chloe داستان زنی به نام کاترین را روایت می‌کند، پزشکی موفق که زندگی‌اش در ظاهر بی‌نقص به نظر می‌رسد. او همسری نویسنده دارد و پسری نوجوان که در آستانهٔ استقلال است. اما زیر این ظاهر آرام، نشانه‌هایی از فاصله، سردی و سوءظن دیده می‌شود. کاترین به‌تدریج احساس می‌کند همسرش دیگر مثل گذشته در زندگی مشترک حضور ندارد و همین تردیدها آرام‌آرام ذهنش را درگیر می‌کند.

در یکی از روزهای عادی، کاترین با دختری جوان به نام کلویی آشنا می‌شود. کلویی دختری جذاب، آرام و در عین حال مرموز است که به‌نظر می‌رسد به‌راحتی می‌تواند اعتماد دیگران را جلب کند. این آشنایی ساده، خیلی زود به تصمیمی غیرمنتظره منجر می‌شود. کاترین از کلویی می‌خواهد که به همسرش نزدیک شود تا از وفاداری او مطمئن شود. قرار است این کار فقط یک آزمایش باشد، بی‌احساس و بی‌پیامد.

اما گزارش‌هایی که کلویی از ملاقات‌هایش می‌دهد، چیزی فراتر از انتظار کاترین است. روایت‌های او، جزئی، احساسی و تحریک‌کننده‌اند و مرز میان حقیقت و خیال را مبهم می‌کنند. کاترین در حالی که می‌خواهد کنترل اوضاع را حفظ کند، کم‌کم درگیر همان داستان‌هایی می‌شود که قرار بود فقط نقش شاهدشان را داشته باشد.

با پیش رفتن داستان، رابطهٔ میان این سه نفر پیچیده‌تر می‌شود. اعتماد، شک، میل و ترس در هم می‌آمیزند و تصمیم‌های ساده جای خود را به واکنش‌های احساسی می‌دهند. فیلم Chloe بدون عجله و با تمرکز بر ذهنیت شخصیت‌ها، نشان می‌دهد که چگونه یک انتخاب ظاهرا منطقی می‌تواند مسیر زندگی را به سمت ناشناخته‌ای خطرناک سوق دهد، بی‌آنکه مخاطب را از سرنوشت نهایی شخصیت‌ها باخبر کند.

حس و حال فیلم

فیلم Chloe در مرز میان تریلر روانشناسانه و درام عاشقانه حرکت می‌کند. فضای فیلم سرد، کنترل‌شده و حساب‌شده است و بیشتر از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر تنش‌های درونی و نگاه‌های خاموش شخصیت‌ها بنا شده است. ژانر اصلی فیلم تریلر روانشناسانه است، با رگه‌هایی از درام و ملودرام که به‌تدریج پررنگ‌تر می‌شوند.

در میان بازیگران، جولین مور بیش از همه به چشم می‌آید. بازی او در نقش زنی که میان عقل حرفه‌ای و احساسات شخصی گرفتار شده، آرام اما پرجزئیات است. آماندا سایفرد هم با حضوری دوپهلو و کنترل‌شده، نقش کلویی را طوری بازی می‌کند که هیچ‌وقت کاملا قابل پیش‌بینی نیست. لیام نیسون بیشتر نقش نقطهٔ تردید را دارد تا عامل اصلی بحران.

یکی از سکانس‌های به‌یادماندنی فیلم، لحظه‌هایی است که کلویی روایت‌هایش را تعریف می‌کند. دوربین ثابت، فضای محدود و تمرکز بر چهره‌ها باعث می‌شود مخاطب هم مثل کاترین درگیر تردید شود. ضرب‌آهنگ فیلم آرام است، اما منطق درونی داستان اجازه نمی‌دهد این آرامش به کسالت تبدیل شود. هر صحنه به‌تدریج زمینهٔ صحنهٔ بعدی را می‌سازد.

تفسیر و استعارات فیلم Chloe

در سطح آشکار، فیلم Chloe دربارهٔ خیانت، سوءظن و شک در یک رابطهٔ زناشویی است. اما در لایهٔ پنهان‌تر، فیلم به نیاز انسان به دیده‌شدن و شنیده‌شدن می‌پردازد. کاترین بیش از آنکه به‌دنبال اثبات خیانت همسرش باشد، به‌دنبال تأیید احساسات نادیده‌گرفته‌شدهٔ خودش است. کلویی هم نه فقط یک واسطه، بلکه آینه‌ای است که این خلأها را بزرگ‌تر نشان می‌دهد.

فیلم نشان می‌دهد که چگونه روایت می‌تواند واقعیت را شکل دهد. داستان‌هایی که کلویی تعریف می‌کند، شاید مهم‌تر از آنچه واقعا رخ داده باشد. همین روایت‌ها هستند که احساسات کاترین را تحریک می‌کنند و تصمیم‌های بعدی را می‌سازند. در این معنا، فیلم دربارهٔ قدرت کلمات و تخیل است، نه فقط عمل.

از زاویه‌ای دیگر، فیلم Chloe به مسئلهٔ کنترل در روابط می‌پردازد. هر سه شخصیت به‌نوعی می‌خواهند اوضاع را در دست بگیرند، اما همین تلاش برای کنترل، باعث از دست رفتن تعادل می‌شود. اگویان بدون قضاوت مستقیم، این چرخه را نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد مخاطب خودش به نتیجه برسد.

کلویی در این میان، فقط یک شخصیت نیست. او نقش واسطه‌ای را بازی می‌کند که حقیقت را فیلتر می‌کند و به شکل دلخواه بازمی‌گرداند. فیلم Chloe نشان می‌دهد که انسان‌ها گاهی ترجیح می‌دهند روایت را جایگزین تجربهٔ واقعی کنند، چون روایت قابل‌کنترل‌تر است. این موضوع به‌ویژه در سکانس‌هایی که کلویی جزئیات را با دقت و مکث تعریف می‌کند، به‌خوبی دیده می‌شود.

از نظر بصری هم فیلم در خدمت همین ایده است. قاب‌های تمیز، فضاهای خلوت و استفاده از شیشه و انعکاس، همگی بر فاصلهٔ میان شخصیت‌ها تأکید دارند. هیچ‌چیز کاملا صریح نیست و حتی نزدیک‌ترین روابط، لایه‌ای از سردی و تردید را با خود حمل می‌کنند. فیلم Chloe با این زبان بصری، بدون توضیح مستقیم، مفاهیمش را منتقل می‌کند.

واکنش منتقدان و تماشاگران به فیلم Chloe / Chloe

واکنش‌ها به فیلم Chloe از همان ابتدا دوگانه بود. برخی منتقدان از بازی جولین مور و فضای سرد و دقیق فیلم تعریف کردند و آن را اثری قابل‌قبول در کارنامهٔ اتم اگویان دانستند. در مقابل، گروهی دیگر معتقد بودند فیلم بیش از حد محتاط است و می‌توانست عمیق‌تر یا جسورانه‌تر باشد.

تماشاگران عادی معمولا بیشتر جذب جنبه‌های احساسی و تنش‌های رابطه‌ای فیلم شدند. برای برخی، فیلم جذاب و پرتعلیق بود و برای برخی دیگر، ضرب‌آهنگ آرام آن چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید. همین اختلاف نظر باعث شد فیلم Chloe به‌مرور به اثری بحث‌برانگیز تبدیل شود.

در بازخوانی نقدهای منتشرشده، یک نکته مشترک به چشم می‌آید. بسیاری از منتقدان فیلم Chloe را اثری می‌دانستند که بیش از آنکه بخواهد شوکه کند، قصد دارد ناراحت کند. ناراحتی‌ای از جنس مواجهه با خلأهای عاطفی و تصمیم‌های ناتمام. این نگاه باعث شد برخی فیلم را سرد و کنترل‌شده بدانند و برخی دیگر آن را بیش از حد حسابگرانه تلقی کنند.

تماشاگران اما واکنش احساسی‌تری داشتند. گروهی با شخصیت کاترین همذات‌پنداری کردند و اضطراب او را واقعی دانستند. گروهی دیگر کلویی را شخصیت مسلط فیلم دیدند و بازی آماندا سایفرد را یکی از نقاط قوت اثر دانستند. این دوگانگی واکنش، خودش نشانه‌ای از چندلایه بودن فیلم است.

آیا هنوز فیلم Chloe تماشایی است؟

با گذشت حدود یک دهه و نیم از ساخت فیلم Chloe، هنوز می‌توان آن را اثری قابل‌تماشا دانست. فیلم نه به شوک‌های زودگذر متکی است و نه به ترندهای مقطعی، بلکه بر احساساتی تمرکز دارد که همچنان برای مخاطب امروز قابل لمس‌اند. اگر به تریلرهای روانشناسانهٔ آرام و شخصیت‌محور علاقه‌مند باشید، فیلم Chloe همچنان ارزش دیدن دارد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]