روایت زندگی یک جوان ۲۴ ساله در سال ۱۹۲۶؛ تقویم خاطرات و آرزوها

مقاله حاضر سفری است به اعماق زمان، جایی که در سال ۱۹۲۶ میلادی، یک جوان ۲۴ ساله از طبقه متوسط در قلب اروپا، تجربیات، بیم‌ها و امیدهای خود را روایت می‌کند. در این نوشتار، ما از زاویه دید «ژولین لوفور»، جوانی که تازه طعم استقلال را می‌چشد، به بررسی تحولات اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیک قرن بیستم می‌پردازیم. این متن با هدف بازسازی دقیق اتمسفر سال ۱۹۲۶ تدوین شده است تا پاسخی به کنجکاوی‌های تاریخی درباره سبک زندگی، مد، موسیقی و دغدغه‌های نسل موسوم به «دهه بیست خروشان» باشد. از جستجوی کار در خیابان‌های پاریس تا تخیل آینده‌ای که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم،

۰۱

من ژولین هستم؛ غریبه‌ای در پاریس ۱۹۲۶

نام من ژولین لوفور (Julien Lefebvre) است و در بهار سال ۱۹۲۶، درست زمانی که شکوفه‌های بلوار سن‌ژرمن خودنمایی می‌کنند، بیست و چهارمین سال زندگی‌ام را جشن گرفتم. من در شهر لیون متولد شدم اما برای یافتن رویاهایم به پاریس، عروس شهرهای جهان، نقل مکان کرده‌ام تا به عنوان یک جوان مستقل از طبقه متوسط، مسیر زندگی‌ام را پیدا کنم. خانواده‌ام در لیون زندگی آرامی دارند و پدرم اصرار داشت که در همان‌جا بمانم، اما شور جوانی و کنجکاوی برای دیدن دنیای جدیدی که پس از جنگ بزرگ شکل گرفته، مرا به این کلان‌شهر کشاند.

تحصیلات من در رشته اقتصاد بازرگانی (Commercial Economics) به پایان رسیده است و اکنون با مدرکی در دست، به دنبال جایگاهی در یکی از شرکت‌های صادرات و واردات یا بانک‌های معتبر هستم. پاریس در این سال‌ها مرکز تپنده فرهنگ و اقتصاد است و من حس می‌کنم هر روز که از خانه بیرون می‌آیم، بخشی از یک تاریخ بزرگ در حال نگارش هستم. با وجود اینکه هنوز در یک اتاق کوچک اجاره‌ای زندگی می‌کنم، اما آزادی عمل و استقلالی که دارم، برایم از هر ثروتی باارزش‌تر است و هر روز صبح با شوق خواندن خبرهای جدید، روزم را آغاز می‌کنم.

۰۲

جستجوی کار و رویای درآمد ایده‌آل

جستجوی کار در سال ۱۹۲۶ فرآیندی کاملاً فیزیکی و متکی بر روابط انسانی است؛ من هر روز صبح کت و شلوار پشمی‌ام را می‌پوشم و به دفاتر مختلف سر می‌زنم تا رزومه دست‌نویسم را ارائه دهم. بررسی ستون آگهی‌های استخدام در روزنامه «لو فیگارو» (Le Figaro) بخش جدایی‌ناپذیر از روتین صبحگاهی من در کافه‌هاست، جایی که با یک فنجان قهوه، فرصت‌های شغلی را علامت می‌زنم. استخدام شدن در این دوره نیازمند معرفی‌نامه و ظاهری آراسته است، چرا که مدیران بیش از هر چیز به انضباط شخصی و توانایی محاسبات سریع اهمیت می‌دهند.

کار ایده‌آل من، سمتی به عنوان دستیار مدیر در یک شرکت تجاری بین‌المللی است که اجازه دهد با بازارهای لندن و نیویورک در ارتباط باشم. آرزو دارم حقوق ماهیانه‌ای در حدود ۱۲۰۰ فرانک داشته باشم که برای یک جوان مجرد در پاریس، ثروتی کوچک محسوب می‌شود و اجازه می‌دهد هم پس‌انداز کنم و هم از تفریحات شهر لذت ببرم. ساعت کاری من معمولاً از ۸ صبح تا ۶ عصر است، با یک وقفه دو ساعته برای ناهار که فرصتی عالی برای گپ زدن با همکاران در رستوران‌های محلی فراهم می‌کند، چیزی که به نظر من برای سلامت روان هر کارمندی ضروری است.

راستش را بخواهید، گاهی فکر می‌کنم اگر بتوانم در یک بانک بزرگ مثل «سوسیته ژنرال» استخدام شوم، امنیت شغلی‌ام تا آخر عمر تضمین خواهد بود، هرچند که شاید کمی خسته‌کننده به نظر برسد. دنیای تجارت در حال تغییر است و من حس می‌کنم که با دانش اقتصادی‌ام می‌توانم به شرکت‌ها کمک کنم تا از نوسانات ارزی که این روزها زیاد شده، جان سالم به در ببرند. فعلاً با چند کار موقت حسابداری اموراتم را می‌گذرانم، اما مطمئنم که تا پایان امسال، پشت میز بلوطی یکی از دفاتر معتبر پاریس خواهم نشست.

۰۳

مد و استایل شخصی؛ از کلاه لبه‌دار تا جلیقه‌های چهارخانه

در سال ۱۹۲۶، لباس پوشیدن یک بیانیه اجتماعی است و من به عنوان جوانی که می‌خواهد در جامعه پذیرفته شود، به جزئیات ظاهری‌ام بسیار اهمیت می‌دهم. لباس محبوب من شامل یک کت تک با شانه‌های پهن، جلیقه‌ای که ساعت جیبی‌ام در آن جای می‌گیرد و شلوارهای گشاد معروف به «آکسفورد بگز» (Oxford Bags) است که به تازگی مد شده‌اند. البته نباید کلاه لبه‌دار (Fedora) را فراموش کرد؛ خروج از خانه بدون کلاه در پاریس تقریباً شبیه به راه رفتن بدون کفش است و نشانه‌ای از بی‌انضباطی تلقی می‌شود.

من عاشق پیراهن‌های یقه جداشونده هستم که همیشه باید با نشاسته کاملاً سفت و سفید نگه داشته شوند، هرچند شستن و اتو کردن آن‌ها وقت زیادی می‌گیرد. برای مهمانی‌های شبانه، ترجیح می‌دهم از پاپیون‌های ابریشمی استفاده کنم تا کمی متمایز به نظر برسم و روحیه مدرن پس از جنگ را نشان دهم. استفاده از روغن مو برای براق نگه داشتن موها به سبک هنرپیشه‌های سینما هم از آن کارهایی است که هر روز صبح قبل از آینه انجام می‌دهم تا ظاهری مرتب داشته باشم.

زنگ تفریح: جنجال مدل موی پسرانه!

باورتان می‌شود؟ امسال در پاریس بحث داغ محافل، کوتاهی موی خانم‌ها به سبک «باب» (Bob cut) است! پیرمردهای خانواده ما فکر می‌کنند دنیا به آخر رسیده چون دخترها دیگر گیسوان بلند ندارند. دیروز در خیابان زنی را دیدم که با موهای کوتاه و کلاه کلوش چنان با اعتماد به نفس قدم می‌زد که نزدیک بود با تیر چراغ برق برخورد کنم. گویا دنیای مد تصمیم گرفته هر چه سنت قدیمی است را قیچی کند و دور بریزد، و من؟ راستش را بخواهید، به نظرم این استایل جدید فوق‌العاده جسورانه و جذاب است!

۰۴

دنیای رسانه؛ روزنامه‌ها و تیترهای داغ

من یک خواننده مشتاق روزنامه هستم و روزم را با «لو پتی پاریسین» (Le Petit Parisien) شروع می‌کنم که اخبار روز را با جزئیات دقیق منتشر می‌کند. همچنین مجله «ووگ» (Vogue) را گاهی ورق می‌زنم تا از دنیای هنر و مد بی خبر نمانم، هرچند که بیشتر مطالبش برای خانم‌هاست. آخرین تیتری که توجه مرا جلب کرد و در کافه‌ها درباره‌اش بحث می‌کردیم، مربوط به ورود آلمان به جامعه ملل بود که به نظر من قدم بزرگی برای صلح پایدار در اروپا به حساب می‌آید.

روزنامه‌ها در این عصر، تنها پنجره ما به سوی جهان هستند و من با دقت ستون‌های تحلیل اقتصادی را می‌خوانم تا نبض بازار را در دست داشته باشم. خبرهای مربوط به اکتشافات باستان‌شناسی در مصر هم همیشه برایم هیجان‌انگیز است و آرزو می‌کنم روزی بتوانم آن سرزمین‌های دور را از نزدیک ببینم. گاهی هم به سراغ مجلات طنز می‌روم تا کمی از تلخی اخبار جدی فاصله بگیرم، چرا که دنیا هنوز از زخم‌های جنگ به طور کامل التیام نیافته و کمی خنده لازم است.

۰۵

ازدواج و خانواده؛ رویاهایی برای آینده

درباره ازدواج، فکر می‌کنم هنوز زود است که به طور جدی به آن فکر کنم، شاید در سن ۲۸ یا ۳۰ سالگی زمان مناسبی باشد. دختر مورد علاقه من باید کسی باشد که مثل من به هنر و سینما علاقه داشته باشد و بتوانیم با هم درباره کتاب‌هایی که می‌خوانیم ساعت‌ها گفتگو کنیم. ویژگی‌های اخلاقی مثل صداقت و شوخ‌طبعی برای من در اولویت هستند و دوست دارم همسرم روحیه‌ای مستقل و مدرن داشته باشد، از آن دست زنانی که از تغییرات دنیای جدید نمی‌ترسند.

در مورد فرزندان، تصور می‌کنم داشتن دو فرزند، یک پسر و یک دختر، ایده‌آل باشد تا بتوانم امکانات آموزشی خوبی برایشان فراهم کنم. می‌خواهم فرزندانم در دنیایی بدون جنگ بزرگ شوند و بتوانند به راحتی به تمام نقاط جهان سفر کنند و با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوند. خانواده برای من به معنای یک پناهگاه امن در میان هیاهوی دنیای بیرون است، جایی که در آن عشق و درک متقابل بیش از هر چیزی ارزش داشته باشد.

۰۶

موسیقی و سینما؛ جادوی صدا و تصویر

امسال جاز (Jazz) بر تمام کلوب‌های پاریس حاکم است و من شیفته ریتم‌های تند و پرانرژی آن هستم که از آمریکا وارد شده است. شنیدن صدای ترومپت در شب‌های پاریس به من حس زنده بودن می‌دهد و موسیقی کلاسیک در برابر این موج جدید، کمی قدیمی به نظر می‌رسد. آهنگ‌های «موریس شوالیه» (Maurice Chevalier) هم بسیار محبوب هستند و من همیشه سعی می‌کنم صفحه گرامافون جدید او را تهیه کنم تا در اتاق کوچکم گوش دهم.

در دنیای سینما، فیلم «متروپولیس» (Metropolis) که امسال مراحل پایانی ساختش را می‌گذراند، همه را کنجکاو کرده است، اما من هنوز تحت تاثیر فیلم‌های کمدی «باستر کیتون» هستم. تماشای فیلم در سالن‌های بزرگ و باشکوه که بوی ذرت بوداده و عطر خانم‌ها در آن می‌پیچد، یکی از بزرگترین لذت‌های زندگی من در پاریس است. جادوی تصویر متحرک روی پرده سفید، حتی بدون صدا، چنان تاثیری دارد که گاهی فراموش می‌کنم در یک صندلی چوبی در مرکز شهر نشسته‌ام.

همچنین امسال کتاب «گتسبی بزرگ» (The Great Gatsby) که سال گذشته در آمریکا منتشر شد، به دستم رسید و با ولع آن را خواندم. این کتاب تصویر عجیبی از ثروت و تباهی در عصر جاز ارائه می‌دهد که ذهن مرا به شدت درگیر کرده است. فکر می‌کنم ادبیات در حال پوست‌اندازی است و نویسندگان دیگر نمی‌خواهند مثل قرن نوزدهم بنویسند، آن‌ها به دنبال شکافتن روان انسان و نمایش تضادهای درونی ما هستند که بسیار جذاب است.

۰۷

تکنولوژی ارتباطی و حمل و نقل

ارتباطات من در سال ۱۹۲۶ عمدتاً از طریق نامه‌نگاری با خانواده‌ام در لیون انجام می‌شود که معمولاً دو روز طول می‌کشد تا به مقصد برسد. برای کارهای فوری، از تلگراف استفاده می‌کنم که هزینه بالایی دارد اما بسیار سریع است و حس اهمیت به پیام می‌دهد. تلفن‌های عمومی هم در برخی کافه‌ها وجود دارند، اما استفاده از آن‌ها هنوز کمی دشوار است و اغلب باید از اپراتور بخواهید تا شما را به شماره مقصد وصل کند که گاهی وقت‌گیر است.

در مورد حمل و نقل، من عمدتاً از متروی پاریس استفاده می‌کنم که به نظرم یکی از شاهکارهای مهندسی قرن حاضر است و دسترسی به تمام نقاط شهر را آسان کرده است. با این حال، آرزوی داشتن یک اتومبیل «سیتروئن» (Citroën) مدل تیپ B14 را دارم که امسال معرفی شده و بسیار مدرن به نظر می‌رسد. رانندگی در خیابان‌ها با یک خودروی شخصی، حس قدرت و آزادی به انسان می‌دهد که با هیچ وسیله حمل و نقل عمومی دیگری قابل مقایسه نیست و امیدوارم روزی به آن برسم.

زنگ تفریح: وقتی رادیو جایگزین مادربزرگ می‌شود!

همسایه طبقه بالایی من به تازگی یک دستگاه رادیوی بزرگ خریده که شبیه به یک کمد جادویی است! او می‌گوید شب‌ها به جای شنیدن قصه‌های تکراری مادربزرگش، به صدای پخش زنده موسیقی از لندن گوش می‌دهد. خنده‌دار اینجاست که یک بار وقتی دستگاه شروع به خش‌خش کرد، او فکر کرد ارواح در حال صحبت هستند و نزدیک بود رادیو را از پنجره به بیرون پرت کند! به نظر می‌رسد تکنولوژی جدید بیش از آنکه مفید باشد، گاهی باعث سکته قلبی نسل قدیم می‌شود.

۰۸

بهداشت و سرگرمی‌های خانگی

دغدغه اصلی بهداشتی ما در این سال‌ها، پیشگیری از بیماری‌های عفونی مثل سل است که هنوز در برخی محله‌های شلوغ پاریس دیده می‌شود. خوشبختانه واکسیناسیون در حال گسترش است و من همیشه سعی می‌کنم دستورات بهداشتی را رعایت کنم تا سلامت بمانم. برخلاف سال‌های قبل، اکنون توجه به سلامت روان و رفتن به جلسات روانکاوی هم در میان طبقه متوسط پاریس مد شده است، هرچند من هنوز فکر می‌کنم پیاده‌روی در پارک بهترین درمان برای استرس است.

سرگرمی من در خانه، گوش دادن به صفحات موسیقی جاز و مطالعه رمان‌های جدید است که ساعت‌ها مرا در دنیای خود غرق می‌کنند. من عاشق خواندن مجله «نشنال جئوگرافیک» (National Geographic) هستم تا با دیدن عکس‌های سیاه و سفید از نقاط دورافتاده جهان، رویاپردازی کنم. همچنین گاهی با دوستانم در خانه جمع می‌شویم و بازی‌های تخته‌ای انجام می‌دهیم یا درباره سیاست‌های روز و تاثیرات آن‌ها بر آینده اروپا به بحث و تبادل نظر می‌پردازیم.

۰۹

تخیل آینده؛ بیم‌ها و امیدها

وقتی به آینده فکر می‌کنم، ترکیبی از هیجان و ترس وجودم را فرا می‌گیرد؛ تصور می‌کنم در سال ۲۰۰۰، انسان‌ها با هواپیماهای شخصی خود جابه‌جا می‌شوند. من امیدوارم که پیشرفت تکنولوژی باعث از بین رفتن فقر و بیماری شود و همه مردم جهان بتوانند در صلح و رفاه زندگی کنند. با این حال، بیم دارم که قدرت‌های بزرگ دوباره بر سر منافع خود با هم درگیر شوند و تمام این تمدنی که با زحمت ساخته‌ایم، در یک چشم‌بهم‌زدن نابود شود.

فکر می‌کنم در آینده، ماشین‌ها تمام کارهای سخت را انجام خواهند داد و ما انسان‌ها وقت بیشتری برای هنر و تفکر خواهیم داشت. شاید روزی برسد که بتوانیم از طریق جعبه‌های جادویی، تصویر یکدیگر را از راه دور ببینیم و با هم صحبت کنیم، هرچند فعلاً این فقط یک تخیل علمی-تخیلی است. من به آینده خوش‌بین هستم و فکر می‌کنم نسل ما، نسلی است که پایه‌های یک دنیای جدید و درخشان را بنا خواهد کرد، دنیایی که در آن علم حرف اول را می‌زند.

سفر به دور دنیا در کمتر از یک هفته هم از آن رویاهایی است که مدام به آن فکر می‌کنم و امیدوارم تا زمانی که پیر می‌شوم، شاهد آن باشم. پاریس امروز مرکز این تغییرات است و من خوشحالم که در این نقطه از تاریخ ایستاده‌ام تا شاهد تولد دنیای مدرن باشم. هرچند گاهی دلتنگ سادگی‌های گذشته می‌شوم، اما کشش به سوی ناشناخته‌ها همیشه در من قوی‌تر بوده و خواهد بود، چرا که جوانی یعنی آرزو کردن محالات.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. در سال ۱۹۲۶، محبوب‌ترین مقصد مسافرتی برای یک جوان اروپایی کجا بود؟
سواحل ریویرا در جنوب فرانسه و همچنین شهر برلین به عنوان قطب‌های جدید فرهنگی و تفریحی بسیار مورد توجه بودند. جوانان طبقه متوسط تلاش می‌کردند با قطارهای سریع‌السیر به این مناطق سفر کنند تا از فضای مدرن و آزادی‌های اجتماعی لذت ببرند. این سفرها نمادی از استقلال مالی و تمایل به کشف تجربه‌های جدید در دوران پس از جنگ جهانی اول محسوب می‌شد. اشراف‌زادگان نیز همچنان به سفرهای سنتی به ایتالیا و یونان برای بازدید از آثار باستانی علاقه نشان می‌دادند.
۲. آیا زنان در این دوره اجازه کار در مشاغل اداری را داشتند؟
بله، پس از جنگ جهانی اول، حضور زنان در مشاغلی مانند تایپیست، تلفن‌چی و منشی‌گری به شدت افزایش یافت. بسیاری از زنان به دنبال استقلال مالی بودند و در ادارات دولتی و شرکت‌های خصوصی پاریس مشغول به کار شدند. این تغییرات اجتماعی باعث شد تا کلیشه‌های جنسیتی قدیمی در بازار کار به تدریج رنگ ببازند و مسیر برای نسل‌های بعدی هموار شود. البته همچنان تفاوت دستمزد بین مردان و زنان به عنوان یک چالش جدی در جامعه آن زمان وجود داشت.
۳. وضعیت برق و روشنایی در خانه‌های معمولی پاریس چگونه بود؟
در سال ۱۹۲۶، اکثر مناطق مرکزی پاریس به شبکه برق متصل بودند، اما استفاده از لامپ‌های الکتریکی هنوز برای برخی گران بود. بسیاری از خانه‌های طبقه متوسط از ترکیبی از چراغ‌های گازی و لامپ‌های رشته‌ای اولیه برای روشنایی شبانه استفاده می‌کردند. وسایل برقی خانگی مانند اتو یا جاروبرقی به تازگی وارد بازار شده بودند اما کالاهای لوکسی به حساب می‌آمدند. با این حال، برقی شدن شهر باعث شده بود تا زندگی شبانه در بلوارها با شکوه و جلوه بیشتری ادامه یابد.
۴. رژیم غذایی یک جوان در دهه بیست شامل چه مواردی می‌شد؟
غذاهای فرانسوی کلاسیک مانند سوپ پیاز، گوشت پخته شده با شراب و انواع پنیرهای محلی پایه اصلی وعده‌های غذایی بودند. مصرف نان باگت تازه به صورت روزانه از نانوایی‌های محلی یک سنت جدایی‌ناپذیر برای هر خانواده پاریسی بود. قهوه غلیظ و شیرینی‌های کره ای مثل کروسان نیز بخش مهمی از صبحانه و عصرانه‌های اجتماعی را تشکیل می‌دادند. با بهبود سیستم‌های حمل و نقل، میوه‌های استوایی و محصولات وارداتی نیز به تدریج در بازارهای بزرگ شهر دیده می‌شدند.
۵. در سال ۱۹۲۶ چه اختراعات جدیدی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داد؟
ظهور تلویزیون‌های اولیه توسط جان لوگی برد و گسترش استفاده از یخچال‌های خانگی از مهم‌ترین اتفاقات این سال بود. همچنین تولید انبوه خودروهای ارزان‌تر باعث شد تا طبقه متوسط هم به فکر خرید وسیله نقلیه شخصی بیفتد. در دنیای پزشکی، تحقیقات بر روی پنی‌سیلین هنوز به نتیجه قطعی نرسیده بود اما درک بهتری از باکتری‌ها شکل گرفت. این اختراعات نویدبخش عصری بودند که در آن آسایش فیزیکی انسان به حداکثر خود می‌رسید و زمان آزاد افزایش می‌یافت.
۶. ورزش‌های محبوب جوانان در این دوره چه بود؟
فوتبال و تنیس به شدت در حال محبوب شدن بودند و باشگاه‌های ورزشی متعددی در سطح شهر افتتاح شدند. مسابقات دوچرخه‌سواری «تور دو فرانس» نیز به یک رویداد ملی تبدیل شده بود که هزاران نفر را به خیابان‌ها می‌کشاند. ورزش نه تنها برای تندرستی، بلکه به عنوان یک فعالیت اجتماعی برای پیوند میان طبقات مختلف جامعه ترویج می‌شد. بسیاری از جوانان آخر هفته‌های خود را به تماشای مسابقات اسب‌دوانی یا شرکت در تمرینات گروهی ژیمناستیک اختصاص می‌دادند.
۷. سیستم آموزشی برای طبقه متوسط چگونه طراحی شده بود؟
آموزش بر پایه انضباط شدید، یادگیری زبان‌های لاتین و یونانی و مهارت‌های محاسباتی دقیق استوار بود. دانشگاه‌ها و مدارس عالی حرفه‌ای (Grandes Écoles) هدف اصلی جوانان برای دستیابی به جایگاه‌های مدیریتی و دولتی بودند. در این دوره، تمرکز ویژه‌ای بر روی علوم کاربردی و اقتصاد صورت گرفت تا نیازهای بازار کار مدرن تامین شود. داشتن مدرک تحصیلی معتبر، کلید اصلی ورود به طبقه نخبگان و تضمین‌کننده یک زندگی مرفه و باثبات در آینده بود.

جمع‌بندی نهایی

سال ۱۹۲۶ برای جوانی چون ژولین، نقطه عطفی میان سنت‌های ریشه‌دار گذشته و نوآوری‌های بی‌پروای آینده است. این دوره که با ریتم جاز و صدای موتور خودروها تعریف می‌شود، شاهد نسلی است که با وجود سایه سنگین تجربیات تلخ جنگ، با خوش‌بینی تزلزل‌ناپذیری به سوی پیشرفت گام برمی‌دارد. مطالعه زندگی در این سال به ما می‌آموزد که چگونه نیازهای انسانی برای ارتباط، امنیت و رویاپردازی در بستر هر دوره‌ای شکلی تازه به خود می‌گیرند. در نهایت، میراث سال ۱۹۲۶ نه تنها در اشیاء و اختراعات، بلکه در روحیه پرسشگر و جسوری باقی مانده است که پایه‌های دنیای مدرن امروزی ما را با تمام پیچیدگی‌هایش بنا نهاد.

شما در کدام سال متوقف شده‌اید؟

اگر می‌توانستید با ماشین زمان به سال ۱۹۲۶ سفر کنید، اولین چیزی که می‌خریدید یا اولین جایی که می‌رفتید کجا بود؟ نظرات و تخیلات خود را درباره این دهه پرشور با ما در میان بگذارید تا با هم درباره تفاوت‌های زندگی آن زمان و امروز گفتگو کنیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

32 دیدگاه

  1. suits واقعا سریال عالی ای هستش به عبارتی معرکه و من تقریبا دو فصلش رو به طور کامل دیدم و حس میکنم نه تنها جذابیت خوده سریال باعث شد که ببینمش بلکه تو خیییلی جاها طریقه مذاکره درست رو یاد میداد طوری که هم جذاب باشی هم برنده و هم اینکه کسی رو ناراحت نکنی… معرکه است و قطعا پیشنهاد میکنم که ببینیدش.

  2. عالی بود
    تمام و کمال

    ولی لطفا، ” آذربایجانی ”
    لفظ آذری برای خطاب نمودن مردم آذربایجان و یا زبان آذربایجانی، مناسب نیست.
    یه دهن کجی هست
    البته حتما ناخواسته بوده

  3. بر خلاف دوستان من این دسته از پستهای سایت یک پزشک رو جزو ضعیفترین بخشهای این سایت میدونم. صرف اینکه یه اسم رو مطرح کنیم و اسمش رو بذاریم معرفی هیچ کمکی به هیچکس نمیکنه و ارزشی رو بوجود نمیاره. بعنوان مثال، کسی که سریال Suits رو ندیده و نمیشناسه، نه تنها با این مدل معرفی شما چیزی از ماجرا نمیفهمه، بلکه باعث میشه بخاطر اطلاع رسانی غلط اصلا به سمتش نره. شما نباید با دیدن تنها یک اپیزود از یه سریال این اجازه رو به خودت بدی که اصلا در مورد نظر مثبت یا منفی بدی (هرچند در مورد معرفیهای قبلی هم هیچ مطلب به درد بخوری، به جز چند خط خلاصه کردن داستان، ارائه نشده). از سایت یک پزشک با تمام نکته بینی ها و ظرافتهایی که داره انتظار میره که اینقدر سطحی به مقوله سینما و تلویزیون نپردازه.

  4. اتفاقی که در مورد خودکشی گفتید من دقیقا تجربه اش را دارم. تو لحظه مرگ همه چیز تغییر می کنه: رنگ ها، صداها، اشیاء و … .
    واقعا تجربه عجیبیه. همچنین حسی که همه این چیزها نخواهند بود و بعد این حس که همیشه فرصت برای این کار هست و خلاصه تمام چیزهایی را که گفتید دقیقا تجربه کردم. دوبار خودکشی کردم. بار اول با اراده خودم برگشتم و بار دوم هم به خاطر یه بدشانسی احمقانه موفق نبودم. خوب با وجود تمام این احساسات تنها دلیلی که الان زنده هستم دیگرانند. از زندگی و این همه دروغ متنفرم.

    1. من قضاوتی نمیکنم و اصلا نمیگم به زندگی امیدوار شین و اینا ولی ادما یه سری موجودات فانی هستن که میجنگن دروغ میگن برای راضی کردن دیگران از غرورشون میگذرن برای جلب نظر بقیه لباس خوب میپوشن، سالها تلاش میکنن تا پولی در بیارن و شغلی داشته باشن تا سالای اخر عمرشونو گرسنه نمونن… خلاصه حرفم اینکه ادما چیز خاص و جالبی حتما نیستن و به خاطر این موجودات زندگی نکنین. تو عالم هستی انسان مثل یه ماسه هست و ذره ای بیش محسوب نمیشه. از ته قلب امیدوارم که زندگیتونو روی چیزهایی بنا کنین که باارزشترن. ادما میان یه مدت خودشونو سرگرم میکنن بعدم میرن، کمتر کسایی اما خودشونو محدود به این دنیا و سرگرمیاش نمیکنن و به جای اینکه سعی کنن بیشتر عمر کنن تلاش میکنن از لحظه لحظه زنده بودنشون لذت ببرن : )

  5. با سلام ببخشیید اقا سینا ممنون میشم لینک دانلود فیلم
    contact 1997 را بزارید هر چی دانلود میکنیم توی سایتهای مختلف نمیشه دانلود کرد تا یه حدی میره بعدش قطع میشه خواهش میکنم لینک دانلودش را بزارید همینجا باتشکر

    1. من معمولا از تو.رنت میگیرم و به نظرم از بابت این ناتموم موندن خیلی مطمءن تره،. البته سایتای پولی ای هم هستن که براتون ایمیل میکنم : )

  6. سلام.
    Suits یکی از بهترین سریال هایی که دیدم . اون چیزی که من رو تحت تاثیر قرارداد ، فعالیت مستمر و پشتکار بالا افراد شرکت ، قوانین بسیار جالب حاکم بر روابط بین کارکنان و فضای مدرن … بود .
    طوری که برای رسیدن به یک هدف ساعت ها در دفتر کار مطالعه میکردند و حل مشکل شرکت ، حل مشکل خودشون بود …
    فیلم boyhood رو پیشنهاد میکنم برای هفته آتی.

  7. جمعه ها اولین کاری که بعد از بیدار شدن میکنم خوندن مجله هفتگیه صبح که سریال رو معرفی کردین سریع گذاشتم سریال دانلود بشه و دو قسمتشو دیدم که خب برای من بخاطر رشته تحصیلیم و علاقه ای که به حقوق و وکالت دارم سریال جالبه هرچند که سریالی در حد بریکینگ بد یا گیم آف ترونز و …نیست و به قول شما شبیه این سریال زیاده.خواستم بگم با همین معرفی کوتاه من ترغیب شدم سریال رو دانلود کنم و بابتش ازتون ممنونم.

  8. سینا جان خدا قوت
    یه چیز دیگه یادم اومد که باید به خوبی ایرانی بودن اضافه کنیم
    هیچ جایی مث ما نوستالژی دهه شصتی و دهه هفتادی نداره،
    نوار کاست و خودکار بیک و شعرای کتاب فارسی و ….

    1. همه اینا فقط یه بهونه بودن برای خوشحال بودن، متاسفانه دیگه کمتر کسی با هر چیز ساده ای خوشحال میشه : )

  9. یه بار دیگه نوشتتون درمورد سریال رو بخونید لطفا، انصافا معرفی شما از این سریال چه نکته مثبتی داشت؟!! تو همه سایت های دانلود سریال بیش از این درمورد داستان و امتیاز سریال گفته شده. قطعا با دیدن یک قسمت از سریال، بدون توجه به محتوای اون و معرفی به دیگران کار حرفه ای نیست، بقیه مطالب خیلی خوب بود!

    1. نقل قول : البته بدون شک نمی‌توان با یک قسمت نظر داد اما به نظرم سریال به اندازه امتیازهایش، جالب و دیدنی بود.

      و

      البته نمی‌توان منکر جذابیت سریال و داستان حقوقی‌اش شد، به خصوص که برای علاقه‌مندان مد هم واقعا می‌تواند سریال ایده دهنده‌ای باشد.

      ببینید نظر من اصلا اهمیتی نداره. اینکه من نظر مثبت بدم یا منفی یا سریالو ببینم یا نه. هدف من فقط و فقط معرفیه. من خودم اگه جایی مثلا معرفی کتاب ببینم سریع نمیخرمش و چنتا جا نقدارو میخونم، نظرات کاربرانو بررسی میکنم و بعد اگه ببینم موضوع کتاب به روحیات من بخوره می‌خرمش. هدف مجله هم فقط معرفیه تا خواننده یه ذهنیتی پیدا کنه. من واضح میگم که عاشق سریالایی مثل Walking Dead و دکترهو هستم اما اگه معرفی سریالارو که قبلا نوشتم بخونین میبینین که گفتم ممکنه خیلیا از این سریال خوششون نیاد و به روحیاتشون نخوره. همین دکترهو رو من چندین ساله دارم دنبال میکنم اما وقتی میبینم کسی به سریالای تخیلی علاقه ای نداره مطمئنا ترغیب به دیدنش نمی‌کنم. Suits هم برای من اینطوره (ممکنه ازش خوشم نیومده باشه!) که صد البته تا اینجا که دارم فصل اولو تموم میکنم اونطور که باید منو عاشق خودش نکرده اما مطمئنا اگه حتی 10 فصلم از یه سریال یا کل یک فیلمو ببینم قاطعانه نمیگم ازش بدم میاد یا عاشقشم. امیدوارم که طولانی شدن نظر آزاردهنده نشده باشه و کلی بگم که هدف مجله فقط و فقط معرفیه و باور کنین که من اگه بخوام همه سریالارو فصل به فصل ببینم و نظری بدم که نشون بده من عاشق سریالم یا ازش بدم میاد بدون اینکه علایق دیگرانو در نظر بگیرم، هم مدتها از من وقت میگیره و هم اینکه منصفانه نیست.

      در مورد سریالم مطمئن باشین که من در توضیح اصلا قصدم پایین آوردن سریال نبوده و منظورم از سرگرمی، داستانش بوده که واقعا شبیهش زیاده و برای (من) یک چیز خاص تعریف نمیشه و اینکه بیام بر خلاف نظرم بگم فوق العاده‌ست خارج از وجدانمه و با اینکه همونطور که گفتم تقریبا دارم فصلو تموم میکنم، به هیچ وجه نمیتونم این سریالو با خیلی از سریالا که داستانشون واقعا قدرتمنده، یک جا قرار بدم : )

      1. ممنون از پاسختون و وقتی که گذاشتید، سینا جان من خیلی در سایت ها نظر نمیدم، اگه اینجا نظرمو گفتم چون به این سایت علاقه دارم و میخوام کارتون کاملا بی نقص باشه، به نظرم بد نیست از این به بعد در بخش معرفی فیلم و سریال یه پاراگراف از نظرات و نقدهای منتقدهای بزرگ دنیا رو هم بیارید، بدون شک کار چندان وقت گیری نیست ولی به کارتون کلاس بیشتری میده و مخاطباتون رو هم راضی تر میکنه. این نظر کسیه که زمان زیادی رو به دیدن و خوندن نقد فیلم و سریال گذرونده، بازم ممنون

  10. به نظر من بهترین بخش وبلاگ یک پزشک بخش مجله هفتگی هستش. با تشکر از شما آقای سلماسی بابت تهیه این بخش. اگه میشه حتی بخش های بیشتری به مجله اضافه کنید! یکی از لذت بخش ترین کارهای ممکن خوندن این مجله در یک عصر جمعه همراه با یک چای یا قهوه ـست.

    سریال سوتس (Suits) هم به عنوان کسی که همه اپیزودهاش رو دیده توصیه می کنم ببینید. علاوه بر فضاسازی جذاب، شیک و حتی دلنشینی که داره داستان های قوی ای هم داره و روابط انسانی بین ـشون هم به خوبی به تصویر کشیده شده که جذابیت سریال رو دو چندان می کنه. در کل با یک سریال کمدی درام قوی طرف هستیم.

  11. مثل همیشه مجله حرف نداشت
    من خیلی وقته صفحه هاله مودبیان رو تو اینستاگرام فالو میکنم و مخصوصا everydayiran
    سینا جان واقعا الان جای سایت sorkhosiah.comدر مورد فرهنگ و هنر ادبیات خالیه :(

    میشه ایدی ایستاگرامتو بگی ؟؟؟:)

    1. من به هیچ وجه سریال یا فیلمارو نقد نمی‌کنم و فقط معرفیشون میکنم تا خواننده یه آشنایی داشته باشه. ممکنه من از خیلی از سریالا مثل GOT بدم بیاد و عاشق مثلا ومپایر باشم. اینکه بیام و یکی رو عالی تعریف کنم و اون یکی رو بد جلوه بدم مطمئنا منصفانه نیست. به طور کلی من یه نظر کوتاه و نقد و نظر کاربرای مختلف رو منعکس میکنم تا خواننده با سریال آشنایی پیدا کنه و به هیچ وجه هدفم نقد نیست : )

      1. آقا سینا من شما رو تنها می زارم با گفته خودت:
        ” این سریال بیشتر با همان هدف سرگرمی پیش می‌رود و تصاویری مثل لباس‌ها، خانه‌ها و زنان و مردان شیک پوشی را به نمایش می‌گذارد”
        ولی بطور کلی پیشنهاد می کنم این سریالُ حتما ببینی چون درش مهندسی رسانه بیداد می کنه طوری که با کارکترا زندگی می کنی که تو کم سریالی دیده می شه

  12. متن بسیار زیبایی بود علی رغم طولانی بودنش باز این کشش را دارد که خواننده تا آخر آن به پیش برود
    سپاسگزارم

  13. من همیشه فرهنگهای گوناگون انسانی رو دوست داشتم، میراث بزرگ انسانها. من از آهنگهای کشورهای دیگر لذت میبرم از غذاهای جورواجور، از جشنها و لباسهایشان. اما میدونم جزو معدود کسانی هستم که فرهنگ ایران رو از گذشته های باستانیش تا امروز میدونم و میتونم آن را حفظ کنم. جای تاسف دارد که این فرهنگ نابود شود همانگونه که فرهنگ سرخپوستان با ارزشه و میراثی برای آیندگانمان هست، باید فرهنگ خودمان را هم نگاه داریم برای همین من همه تلاشم را برای حفظ و رشد فرهنگ ایران میکنم نه با انکار دیگران بلکه در کنار دیگران و با عشق به دیگر فرهنگها.

  14. پست فوق العاده ای بود آقای دکتر پربار ومفید،شما چنین هفته ی پر باری داشتید؟به روزگارتان غبطه میخورم.
    سریال suite عالیه بیشتراز جلوه های ظاهری کارهای اون نابغه ی جوون جالبه اینکه چطور از ذهنش استفاده میکنه واقعا هیجان انگیزه فقط ی بدی داره اونم اینکه سریالش فصلیه و فقط تابستون ارائه میشه متاسفانه.
    من از طریق سایت دکترشیری باسایت شما آشنا شدم که این مربوط به خیلی وقت پیش میشه.
    فیلمهای مستند را بیشتر معرفی کنید.
    متشکرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]